مناجات


خجالتم نده و عاصیم خطاب مکن

نده جواب مرا لااقل جواب مکن

تمام خواسته هایم برای نفسم بود

دعای من که دعا نیست مستجاب مکن

صدا بزن که سحرها کمی بلند شوم

مرا به وقت مناجات غرق خواب مکن

همینکه ترس برم داشته خودش کافیست

تو با عتاب دلم را پر اضطراب مکن

عتاب کردن تو بدتر از جهنم هست

جهنمم ببر اما دگر عتاب مکن

چقدر جار زدم من که دوستم داری

بیا مقابل مردم مرا خراب مکن

خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم

زیاد روی من و توبه ام حساب مکن

اگر که عبد نبودم نجف نمی رفتم

مرا به خاطر شاه نجف عذاب مکن

سوا نکن که همه با همیم جان حسین

همه غلام حسینیم انتخاب مکن

آمادگی برای شروع ماه مبارك رمضان


آمادگی برای شروع ماه مبارك رمضان

ماه رمضان


شمارش معکوس شروع شده است. تا چند روز دیگر ماه مبارک رمضان، با آن خیر و برکت بی‌مثالش آغاز می‌شود. این روزها بیشتر خانه‌ها برای استقبال از این ماه پر برکت، پیراسته و از هر نظر تمیز و آماده می‌شوند.


از آنجا که نوع و زمان کارها در ایام ماه رمضان با دیگر ماه‌ها تفاوت دارد و از طرفی هم در بعضی خانه‌ها، سالمندان و بچه‌های کم سن و سالی هستند که روزه نمی‌گیرند و باید برای این افراد، صبحانه و ناهار آماده شود و برخی هم بیمار هستند و باید در این ماه، مراقب تغذیه و سلامت آن‌ها هم بود و در ضمن بعضی شب‌ها سفره پر برکت افطار پذیرای مهمانان است، بهتر آن است که خرید آن دسته از مواد غذایی که خراب و فاسدشدنی نیستند مانند برنج، روغن، قند و شکر، حبوبات و انواع گوشت را پیش از شروع این ماه در اولویت قرار دهید و حتی برای آن که خانم خانه مجبور به گذران وقت زیادی در آشپزخانه نباشد، خوب است از هم اکنون برخی از مواد غذایی را به صورت نیمه آماده و بهداشتی در منزل تهیه و در یخچال و فریزر نگهداری کنید.

ساعات نزدیک به افطار، کار و فعالیت تعطیل!

با توجه به نقش مادران در برگزاری سالم و شایسته آداب ماه رمضان، توصیه می‌شود در روزهای اول ماه مبارک که اختلال در خواب یا بر هم خوردن تغذیه، موجب می‌شود که از نظر روحی و روانی، تحریک‌پذیر و زود رنج شویم و واکنش سریعی نسبت به کارها از خود نشان دهیم، و به خصوص هر چه به ساعات افطار نزدیک می‌شود، توجه و تمرکز خود را از دست داده و گرسنگی و تشنگی باعث خستگی و ضعف شود، بهتر است اعمال خانه‌داری و فعالیت‌های سنگین را در ساعات اولیه روز انجام داده و ساعات نزدیک به افطار را به استراحت بپردازیم. به توصیه متخصصان، سنت خانه‌تکانی پیش از ماه مبارک رمضان، کمک زیادی به کم شدن کارهای سنگین این ماه می‌کند.

پخت و پز
شوک ناشی از حرارت طبخ غذا

از آنجا که در ساعات آخر روزه‌داری، آب بدن به کمترین میزان می‌رسد و تشدید بی آبی، موجب ایجاد سنگ کلیه و گرمازدگی می‌شود و احتمال بروز استرس یا شوک ناشی از حرارت طبخ وجود دارد، بهتر است در وعده افطار، از غذاهای حاضری استفاده کنیم و تهیه و پخت غذای اصلی را به بعد از زمان افطار موکول کنیم.

استفاده از غذاهای حاضری و سرخ نشده، علاوه بر آن که بهترین و سبک‌ترین خوردنی‌ها برای وعده افطار است، تهیه آن نیز به زمان زیادی نیاز ندارد و ایستادن در مقابل اجاق گاز را به حداقل می‌رساند. اگر هم فکر می‌کنید كه خیلی قوی و بنیه‌دار هستید و از پخت غذا در ساعات نزدیک به افطار لذت می‌برید، به شما توصیه می‌کنیم كه در فاصله میان افطار تا سحر، به تدریج و مکرر، کمبود آب بدن خویش را با مصرف میوه و سبزی تازه جبران کنید.

این پا و آن پا کنید!

متخصصان برای طبخ غذاهایی که نیاز به ایستادن طولانی دارد، به خصوص غذاهای نذری، ایستادن بیش از 20 دقیقه را مناسب نمی‌دانند و نشستن متناوب روی صندلی‌های پایه بلند را هم عامل موثری برای پیشگیری از کمر درد عنوان می‌کنند.

آن‌ها توصیه می‌کنند وقتی در حالت ایستاده هستید، به طور متناوب هرچند دقیقه یک بار، هر پا را روی سکوی کوچکی قرار دهید تا هر بار وزن بدن روی یک پا قرار گیرد و فشار وارده به کمر تقسیم و کمتر شود و ریسک ابتلا به واریس کاهش یابد.

ماه شعبــان المعظم شـد تمـــام


ماه شعبــان المعظم شـد تمـــام
از افق کم کم نمایان شد صیـام

سفره شعبـان دگـر برچیـــده شـد
تا هلال مــاه رحمت دیـــده شــد

ماه شعبان ماه ختـــم الانبیاست
مــاه مـیلاد معـز الاولیـاست


رفت ماه حضرت ختـــــمی مآب
چشم گردون از فراقــــش پر زآب

میرود شعبان مـه پاک رســـول
مــاه گل های گلستـان بتـول

دوریش برما بســی دشــوار باد
هر کجا رفتی خدایــش یار باد

می­رسد سال دگر باعشــــق وشور
ماه شعبان ماه رحمت ماه نور

لیک عمــر ما شود روزی تمـام
چون دهد پیک اجل بر ما پیـام

پس بیــا قدر مـه شعبــان بدار
تا که هستی زنده ای پرهیزگار

می­رسد اینک ببین مـاه صیـــام
ماه توبه ماه محبوب صیـام

می وزد بوی دل انگیز نســـیم
خیز در کوی هوالهـو شو مقیــم

ای گنه کـار به دام افتـاده خیـز
اشک حسرت بر در این خانه ریـز

می­دهد راهت خــدای چاره ســاز
می کند درب سرایش بر تو باز

از ندامت اشک خود جاری نما
تا سحرگاهان سویش زاری نمـــا

دست ابلیس و شیاطین بستـــه است
روزه دار از دام شیطان رسته است

درب توبـه باز باشد این زمان
رو نمـــا ای دل بسوی آسمـان

صبحگاهان در قیام و در رکـوع
کن تضرع با خضوع و با خشــوع

پشت این در شو مقیم و در بزن
گو به صاحب­خانه بر من سربـزن

صاحب این خانه باشد ذوالـکرم
مقدم مهمان بدارد محتـــرم

ربنـا انـا سمعنــا از سمـا
میرسد بانگ منادی بهر مــا

ربنا اغفر لنــا آید به گوش
دیگ رحمت آمده اینک بجــــــوش

خیز و ازاین فیض رحمانـــی بچش
بـر معاصی خط بطلانــــی بکـش

گر در این مه توبه ات گردد قبول
هم خدا خشنود گردد هم رســـــول

آخرین جمعه ماه شعبان

از عبدالسلام بن صالح هروى نقل شده است كه مى گويد: آخرين جمعه شعبان ، به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا (عليه السلام ) رفتم ، حضرت فرمودند:
«اباصلت ! بيشتر شعبان گذشت و اين آخرين جمعه آن است ؛ سهل انگاريهاى گذشته خود را در اين ماه جبران كن . بسيار دعا و استغفار كن و قرآن بخوان ؛ از گناهانت توبه كن تا وقتى ماه رمضان مى آيد، مخلص براى خدا باشى و هيچ امانتى به گردنت نباشد؛ مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينه اى از مؤ منى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مى دهى ، دست بردار. تقوى خدا پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن.»
(که خداوند در قرآن مي فرمايد):«و كسى كه به خدا توكل كند، خدا براى او كافى خواهد بود».
و در باقيمانده اين ماه ، اين دعا را زياد تكرار كن :
اللهم اءن لم تكن غفرت لنا فى ما مضى من شعبان ، فاغفرلنا فى ما بقى منه .
(خدايا! اگر در اين مدت كه از شعبان گذشته ، ما را نبخشيده اى در مدتى كه از آن مانده ما را بيامرز)؛
زيرا خداوند متعال به احترام ماه رمضان ، در اين ماه افراد زيادى را از آتش رها مى كند. - سه روز آخر شعبان ، فرصت مناسبى است براى كسى كه تمام اين ماه را روزه نگرفته ، تا روزه بگيرد.

توصیه های پیامبراکرم(ص) برای آخرین جمعه ماه شعبان


توصیه های پیامبراکرم(ص) برای آخرین جمعه

ماه شعبان

سجاده


خبرگزاری تسنیم: رسول خدا(ص) در آخرین جمعه شعبان سخنرانی کردند و پس از حمد و ثنای خداوند فرمودند: ای مردم! نزدیک است که ماه فقرا برسد که در آن شبی است که بهتر از هزار ماه است و آن ماه، ماه رمضان است.

امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا(ص) در آخرین جمعه شعبان سخنرانی کردند و پس از حمد و ثنای خداوند فرمودند: ای مردم! نزدیک است که ماه فقرا برسد که در آن شبی است که بهتر از هزار ماه است و آن ماه، ماه رمضان است.

خداوند روزه آن را واجب کرده و عبادت یک شب با نمازی مستحب را مانند عبادت هفتاد شب با نمازی مستحب در سایر ماه ها قرار داده است.پاداش کسی که در این ماه مبادرت به عمل خیر یا کار نیک مستحبی کند، همانند کسی است که واجبات خدای عزوجل را به جا آورده است و کسی که واجبی از واجبات خداوند را به جا آورد ثوابش بهشت است.

این ماه مواسات (یاری کردن) است و آن ماهی است که خداوند در آن رزق مومنان را افزایش می دهد. کسی که به مومن روزه داری در این ماه افطاری دهد، به خاطر این عمل (پاداش) آزادی یک بنده و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.

عرض کردند: ای رسول خدا(ص)! ما توانایی افطاری دادن به روزه دار را نداریم.آن حضرت فرمودند: خداوند کریم است و به کسی که جز به مقداری شیر یا شربت، آب گوارایی یا چند دانه خرما توانایی ندارد و نمی تواند بیش از این بدهد، ثواب عنایت می کند.

همچنین فرمودند: کسی که در این ماه، بر خدمتکار خود آسان گیرد، خدای عزوجل نیز در حساب بر او آسان گیرد و این ماهی است که اولش رحمت، وسطش آمرزش و آخرش اجابت و آزادی از آتش است. در این ماه شما از چهار چیز بی نیاز نیستید، دو چیز که خداوند را با آن راضی می کنید و دو چیز است که شما به هیچ وجه از آن بی نیاز نیستید.

دو چیز که خداوند را با آن راضی می کنید، گواهی به این است که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و همانا من رسول خدا(ص) هستم و دو چیزی که شما به هیچ وجه از آن بی نیاز نیستید، این است که حاجت های خود و بهشت را از خداوند بخواهید، از خدا عافیت بخواهید و از جهنم به او پناه ببرید./(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، حدیث 7)


مناجات با حضرت حجت اروحنا فدا:

مناجات با حضرت حجت اروحنا فدا:

مى شود فرصت ديدار مهيّا حتماً

بد به دل راه مده مى رسد آقا حتماً

اى كه دنبال دواى غم هجران هستى

مى شود درد نهان تو مداوا حتماً

اگر امروز نشد بوسه به دستش بزنيم

وعده ى ما همه افتاده به فردا حتماً

ثمر گريه ى ما خنده ى روز فرج است

آن زمان مى شكفد خنده به لب ها حتماً

دورى غيبت طولانى و تأخير ظهور

امتحانى است براى همه ى ما حتماً

كار ما منتظران چيست؟ اميد و تقوا

غم نخور مى شود آخر گره ها وا حتماً

هركه در زمره ى ما منتظران مى باشد

مى كند تا به ابد پشت به دنيا حتماً

انبياء منتظر آمدنش مى باشند

مى رسد پشت سرش حضرت عيسى حتماً

كاش باشيم و ببينيم كه روز رجعت

مى سپارد عَلَم خويش به سقّا حتماً

زره شير خدا بر تن و شمشير به دست

مى رسد منتقم حضرت زهرا حتماً

انتقام دَرِ آتش زده را مى گيرد

و به آتش بكشد آن دو نفر را حتماً

یا حیدر


یا حیدر

بر هر که شود منکر مولا لعنت

بر هر که شده قاتل سقّا لعنت

ورد لب مهدی شده هرشب،هر روز

بر دشمن بی حیای زهرا لعنت


عر مدح حضرت زهرا (س) براعتی _ وحید قاسمی

«باز این چه شورش است كه در خلق عالم است»

ماه عزای فاطمه روح مُحرم است

خون گریه كن ز غم، كه عقیق یمن شوی

رخصت دهد خدا كه تو هم سینه زن شوی

در فاطمیه از دل و جان گریه می كنیم

همراه با امام زمان گریه می كنیم

در فاطمیه رنگ جگر سرخ تر شود

آتش فشان غیرت ما شعله ور شود

شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود

وقتی كه حرف كوچه و دیوار می شود

لعنت به آنكه پایگذار سقیفه شد

لعنت به هر كسی كه به ناحق خلیفه شد

لعنت بر آنكه برتن اسلام خرقه كرد

این قوم متحد شده را فرقه فرقه كرد

تكفیر دشمنان علی ركن كیش ماست

هر كس محب فاطمه شد،قوم وخویش ماست

ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم

راضی به ترك و نهی تبرا نمی شویم

قرآن و اهل بیت نبی اصل سنت است

هر كس جدا ز این دو شود،اهل بدعت است

ما همكلام منكر حیدر نمی شویم

«با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم»

ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم

ما بچه های مادر پهلو شكسته ایم

امروز اگر كه سینه و زنجیر می زنیم

فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم

ما را نبی «قبیله ی سلمان» خطاب كرد

روی غرور و غیرت ما هم حساب كرد

از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم

ما مثل كوه پشت علی ایستاده ایم

از اما بترس، شیعۀ سرسخت حیدریم

جان بركفان جبهه ی فتوای رهبریم

از جمعه ای بترس كه روز سوارهاست

پشت سر امام زمان ذوالفقارهاست

از جمعه ای بترس،كه دنیا به كام ماست

فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

از جمعه ای بترس، كه پولاد می شویم

از هرم عشق مالك و مقداد می شویم

هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله    هرکه دارد هوس کر و بلا بسم الله


ادخلوها بسلام آمنین

بسم رب الحسنین علیهم السلام

دل میزند و ضربان آن تند میشود گاه وزش نسیم صیام با اللهم رب الشهر الرمضان خواندن شب های ارک و سوزی زیرلب آخدا من آمدم

شب های آخر شعبان نوید آشتی میدهد با افتتاح که فتح بابی باشد برای ورود به دهه رحمت پس حاجی بخوان که بوی حج میدهد الهی العفو گفتنتان

من کاری با ملایان لغت ! ندارم سیدنا الاستاد استاد شب های حرف زدنم با خدا حبیب لحظه های حسین جانی من

شب های نورانی تهران و ارک و خیابان های بازار را بنواز با شور آخرهای مناجات با حسین جان راستی امسال بارت سنگین تراست زیرا بارمعنوی آقا مجتبی تهرانی ها را که امسال نیستند را بیشی از پیش امسال تو باید بکشی قربان شانه های نوکری ات که حین ابوحمزه خواندن و شب سوم و روضه سه ساله مثل کوهی است که تکان میخورد و با رود اشک خورد میشود و میریزد

بیا شب های جمعه ما را ببرنجف کمیل گفتی پائین پا نمیبری دیگر ولی این رسمش نیست محرم که نمیشود پس کار ماه مبارک است

حاج منصور حاجی جان خودمان جمعه ها ملائک منتظرافتتاح ارک هستند تا بگویی :ایقنت

یقین دارم که از افعال زشت من غضبناکی چه خواهی کرد ای دریای رحمت با کف خاکی

شب های عطش خوانی و عباس خوانی و از سحر شبیه به حضرت صاحب شدن و افطار با لب تشنه و یاد لب های مبارک اصغر و حسین و عباس و تربت خواندنت آه که چقدر دلم تنگ است

بخوان پدر جوانان ارک رفیق شهدا یار جانبازان برادر محارم عرش سردار ثابت سیدعلی الحسینی الخامنه ای

امسال حزب الله پشتی نو میخواهد و اشکی دوباره ساز که زین کنند مرکب سربازی ولی فقیه را

دل عطش مجیر دارد هوای مناجات کوفه غربت ام المومنین خدیجه کبرای رسول خدا هواهوای جوشن های صغیر وکبیر است و روضه موسی ابن جعفر

هوای شب ها در چشم ما بارانی است بر روضه های عجیب زینبی ات شب ۲۳ سال قبل هنوز میکشد مرا

شوق ولادت گل پسر امیرالمومنین امام حسن مجتبی مثل پیله ابریشم دلم را پروانه کرد آه ای اجل مهلت بده من و منصور را

خدا کشت مرا غصه شب های قدر .حاج منصور دلم بیا باز یادم بینداز هزار بار کوثر خواندن شب قدررا تا شایدبابی باز شود

شب های حیدر کرار شب ساقی بدر شب های ضربت ای داد اصلا بازهم لعنت بر ابن ملجم ها

حاجی شب امام رضا بلبل میخواهد بسم الله هزار دستان معرکه عشق یا علی مدد

حاجی شب های آخر ماه مبارک ارک که مال  خودمان است پس

هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله  هرکه دارد هوس کر و بلا بسم الله

شب های وعظ و دعا شب های نصایح پدارانه و نهیب های حیدری حاج منصورارضی

آثار سازنده ی انتظار


آثار سازنده ی انتظار

انتظار

آیا ایمان به ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه) انسان را آن‌سان در افکار رۆیایی فرو می برد که از وضع موجود خود غافل می گردد، و تسلیم هر گونه شرایطی می کند؟

و یا این که به راستی این عقیده یک نوع دعوت به قیام و سازندگی فرد و اجتماع است؟

آیا ایجاد تحرّک می کند یا رکود؟

آیا مسۆولیّت آفرین است یا مایه فرار از زیر بار مسۆولیّت ها؟

و بالاخره آیا مخدّر است یا بیدار کننده؟

قبل از توضیح و بررسی این سۆالات توجّه به یک نکته کاملا ضروری است و آن این که سازنده ترین دستورات و عالی ترین مفاهیم هرگاه به دست افراد ناوارد، یا نالایق، یا سوء استفاده چی بیفتد ممکن است آن را چنان مسخ کنند که درست نتیجه ای بر خلاف هدف اصلی بدهد و در مسیر بر ضدّ آن حرکت کند، و این نمونه های بسیار دارد و مسأله «انتظار» بطوری که خواهیم دید در ردیف همین مسائل است.

به هر حال، برای رهایی از هر گونه اشتباه در محاسبه، در این گونه مباحث، باید به اصطلاح آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگی های احتمالی نهرها و کانالهای میان راه در آن اثر نگذارد.

به همین دلیل، ما در بحث انتظار مستقیماً به سراغ متون اصلی اسلامی رفته و لحن گوناگون روایاتی را که روی مسأله «انتظار» تأکید می کند مورد بررسی قرار می دهیم تا از هدف اصلی آگاه شویم.

اکنون با دقّت به این چند روایات توجّه کنید!

کسی از امام صادق(علیه السلام) پرسید چه می گویید درباره کسی که دارای ولایت امامان است و انتظار ظهور حکومت حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود؟

امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود:

هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ _ ثُمَّ سَكَتَ هُنَیْئَةً

ـ ثُمَّ قَالَ هُوَ كَمَنْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم)

او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس کمی سکوت کرد ـ و فرمود مانند کسی است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.

این مضمون در روایات زیادی با تعبیرات مختلفی نقل شده است:

در بعضی « بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بِسَیْفِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛  همانند شمشیر زنی در راه خدا».

و در بعضی دیگر «ْ كَمَنْ قَارَعَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ بِسَیْفِه ؛ همانند کسی است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد

اگر اعتقاد و انتظار حکومت جهانی مهدی به صورت ریشه دار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد؛ «ترک هرگونه همکاری و هماهنگی با عوامل ظلم و فساد، و حتّی مبارزه و درگیری با آنها» از یک سو و «خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادّی و معنوی برای شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانی و مردمی» از سوی دیگر

‏در بعضی دیگر « بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً تَحْتَ لِوَاءِ القَائِم ؛ همانند کسی است که زیر پرچم قائم بوده باشد

و در بعضی دیگر « بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّه ؛ همانند کسی است که پیش روی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) جهاد کند

و در بعضی دیگر « بِمَنْزِلَةِ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّه (صلی الله علیه وآله وسلم) ؛ همانند کسی است که با پیامبر شهید شود

این تشبیهات که در مورد انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) در این روایات وارد شده بسیار پر معنی و روشنگر این واقعیّت است که یک نوع رابطه و تشابه در میان مسأله «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شکل خود، وجود دارد.(دقّت کنید!)

در روایات متعدّدی نیز انتظار چنین حکومتی را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفی شده است.

این مضمون در بعضی از احادیث، از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و در بعضی از حضرت علی(علیه السلام)نقل شده است; از جمله در حدیثی می خوانیم که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

انتظار

« أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؛ بالاترین اعمال امّت من انتظار فرج از ناحیه خدا کشیدن است

و در حدیث دیگری از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می خوانیم:

« أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ »

این حدیث اعم از این که انتظار فرج را به معنی وسیع کلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنی انتظار ظهور مصلح جهانی باشد، اهمّیّت انتظار را در مورد بحث ما روشن می سازد.

این تعبیرات همگی حاکی از این است که انتظار چنان انقلابی همیشه توأم با یک جهاد وسیع دامنه دار است.

اگر اعتقاد و انتظار حکومت جهانی مهدی به صورت ریشه دار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحی ممکن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نکند امّا اعتقادات عمیق همیشه آثار عملی گسترده ای به دنبال خواهد داشت); این دو رشته اعمال عبارتند از:

«ترک هرگونه همکاری و هماهنگی با عوامل ظلم و فساد، و حتّی مبارزه و درگیری با آنها» از یک سو و «خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادّی و معنوی برای شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانی و مردمی» از سوی دیگر.

کسی از امام صادق(علیه السلام) پرسید چه می گویید درباره کسی که دارای ولایت امامان است و انتظار ظهور حکومت حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس کمی سکوت کرد ـ و فرمود مانند کسی است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است

و خوب که دقّت کنیم می بینیم هر دو قسمت آن کاملا سازنده و عامل تحرّک و آگاهی و بیداری است.

با توجّه به مفهوم اصلی «انتظار»، معنی روایات متعدّدی که درباره پاداش و نتیجه کار منتظران نقل شده بخوبی درک می شود.

اکنون می فهمیم چرا منتظران واقعی گاهی همانند کسانی شمرده شده اند که در خیمه حضرت مهدی(علیه السلام) یا زیر پرچم او است، یا کسی که در راه خدا شمشیر می زند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.

آیا اینها مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حقّ و عدالت نیست که متناسب با مقدار آمادگی و درجه انتظار افراد است؟

یعنی همانطور که میزان فداکاری مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازی و آمادگی نیز درجات کاملا مختلفی دارد که هر کدام از اینها با یکی از آنها از نظر «مقدّمات» و «نتیجه» شباهت دارد؛ هر دو جهادند و هر دو آمادگی می خواهند و خودسازی. کسی که در خیمه رهبر چنان حکومتی قرار گرفته یعنی در مرکز ستاد فرماندهی یک حکومت جهانی است، نمی تواند یک فرد غافل و بی خبر و بی تفاوت بوده باشد، آنجا جای هر کس نیست، جای افرادی است که بحق شایستگی چنان موقعیّت پر اهمّیّتی را دارند.

همچنین کسی که سلاح در دست دارد و در کنارِ رهبر این انقلاب با مخالفان حکومت صلح و عدالتش می جنگد، آمادگی فراوان روحی و فکری و رزمی باید داشته باشد.

انس با قرآن ؛ وظیفه ی هر منتظر


انس با قرآن ؛ وظیفه ی هر منتظر

انتظار

از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]

در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.

در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.

در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:

« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »

این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.

تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.

مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]

« وَلاَ عَلَی الَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَآأَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ؛

و نیز اشکالی نیست بر آنها که نزد تو (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) آمدند که آنها را به مرکبی برای میدان جهاد سوار کنی، گفتی مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالی که چشمانشان اشکبار بود، از این رو که چیزی را نداشتند تا در راه خدا انفاق کنند».

آری این چنین تعلیمات قرآن که دو نمونه اش را ذکر کردیم، اثر می بخشد فرزندان و شاگردان قرآن باید این چنین تربیت گردند تا منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) شوند، پس باید با قرآن مأنوس بود و این درسها را از آن آموخت.

وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان

وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان

وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان

یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(ع) وارد شده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی است. امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: “. . . و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.”۱
“هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.”۲
امام صادق(ع) می‌فرمایند: “و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.”۳

وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سراسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.”۴
حضرت علی(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.”۵
امام علی(ع) می‌فرمایند: “ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.”

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
۱٫ عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌شود، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.”۶
حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: “سفیانی درحالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.”۷
۲٫ هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند: “آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.”۸
امام صادق(ع) می‌فرمایند: “و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.”
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند: “… در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.”۹
امام علی(ع) می‌فرمایند: “ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.”۱۰
۳٫ افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: “قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.”۱۱
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: “زمانی فرارسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.”۱۲
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.”
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.

چگونگی تولد حضرت (عج) از زبان حکیمه خاتون


چگونگی تولد حضرت (عج) از زبان حکیمه خاتون

حکیمه، دختر امام محمّد جواد و عمّه امام حسن عسکرى علیهماالسلام، حکایت می‌کند:

روزى منزل امام حسن عسکرى علیه السلام بودم، چون خورشید غروب کرد، از جاى برخاستم تا به منزل خودمان بروم.

امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود:‌ای عمّه! امشب را در منزل ما باش، در این شب نوزادى کریم و عزیز به دنیا می‌آید؛ نوزادى که خداوند زمین را به وسیله او حیات می‌بخشد، او حجّت خداوند متعال خواهد بود.

چون نگاهى به مادرش نرجس کردم، آثار حمل در او ندیدم؛ وقتى موضوع را براى امام حسن عسکرى علیه السلام اظهار داشتم، حضرت فرمود: نزدیک طلوع فجر وعده الهى، عملى خواهد شد و سپس افزود: داستان حمل و زایمان او همانند حضرت موسى علیه السلام مخفى و ناگهانى است.

آن روز را روزه بودم، بعد از نماز مغرب و عشاء در منزل حضرت افطار کردم و در رختخواب دراز کشیدم، نیمه شب براى نماز شب برخاستم، نرجس نیز بلند شد و نماز شب خواند، حضرت مرا صدا کرد و فرمود:‌‌ای عمّه! مشیّت الهى نزدیک است.

بعد از آن مشغول قرائت قرآن گشتم، ناگهان نرجس ناله‌ای کرد، سریع نزد او رفتم و ملافه‌ای روانداز روى آن مخدّره انداختم و پس از ساعتى کوتاه صدایى شنیدم. همین که ملافه را کنار زدم، چشمم به نوزادى افتاد که در حال سجده بود.

او را در بغل گرفتم، بسیار تمیز و خوشبو بود، در همین بین امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود:‌‌ای عمّه! فرزندم را بیاور.

هنگامى که نوزاد خود را در برگرفت، اظهار داشت:‌ای عزیزم! سخن بگو. نوزاد لب به سخن گشود و با زبان فصیح گفت: «أشهد أن لا إله إلاّ ا… وحده لا شریک له، و أشهد أنّ محمّداً رسول ا…»، سپس نام یازده امام را یکى پس از دیگرى بر زبان آورد و بر آن‌ها صلوات و تحیّت فرستاد.

چون صبح شد خدمت امام حسن عسکرى علیه السلام آمدم تا نوزاد را بار دیگر بنگرم ولى او را نیافتم، گفتم:‌ای مولاى من! نوزاد عزیز کجاست؟

فرمود: همان طور که حضرت موسى علیه السلام به ودیعه رفت، نوزاد ما هم به ودیعه رفته است.

و چون روز هفتم شد و بر آن حضرت وارد شدم، فرمود:‌ای عمّه! نوزادم را بیاور. وقتى به اتاق درونى رفتم، نوزاد را مشاهده کردم و او را در بغل گرفته و بوسیدم.

همین که او را نزد پدر بزرگوارش آوردم، همانند روز اوّلى که به دنیا آمده بود، شهادتین را گفت…

پس از آن، امام علیه السلام فرمود: عزیزم! سخن بگو.

نوزاد همانند قبل، پس از شهادتین، یکایک ائمّه علیهم السلام را نام بُرد و بر آن‌ها صلوات و سلام فرستاد.

سپس این آیه شریفه قرآن را تلاوت نمود:

وَ نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاْ رْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أئمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِى الاَ رْضِ وَ نُرِىَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ.

و بعد از آن، نام کتاب‌هایى را که بر حضرت شیث، ابراهیم، ادریس، نوح، هود، صالح، موسى و عیسى علیهم السلام نازل شده بود، بر زبان شیرین و مبارک خویش جارى نمود.

در مورد سلمان

عبادت سلمان

آنچه به عبادت سلمان ارزش بیشترى مى‏دهد، علم و آگاهى اوست. چرا که عبادت آگاهانه و پرستش از روى بصیرت از عبادت سطحى و ظاهرى ارزشمندتر است.

امام صادق(ع) فرمود: روزى پیامبر اسلام(ص) به یاران خود فرمود: کدام یک از شما تمام روزها را روزه مى‏دارد.

سلمان گفت: من، یا رسول الله.

پیامبر(ص) پرسید: کدام یک از شما تمام شبها را به عبادت مى‏گذراند؟

سلمان گفت: من، یا رسول الله.

حضرت پرسید: آیا کسى از شما هست که روزى یک بار قرآن را ختم کند؟

سلمان گفت: من یا رسول الله.

یکى از حاضران که جوابهاى سلمان را خودستایى و فخرفروشى مى‏پنداشت، گفت: اکثر روزها دیده‏ام که سلمان روزه نیست، بیشتر شب را هم مى‏خوابد و بیشتر روز را به سکوت مى‏گذراند، پس چگونه همیشه روزه است و هر شب براى نیایش با خدا بیدار مى‏ماند و روزى یک بار قرآن را ختم مى‏کند؟!

پیامبر(ص) فرمود: ساکت‏باش! تو را با همسان لقمان چه کار؟ اگر مى‏خواهى چگونگى‏اش را از خودش بپرس تا خبر دهد.

سلمان گفت: در ماه سه روز روزه مى‏گیرم و خداوند فرموده است: «هر کس عمل نیکى انجام دهد پاداش ده برابر دارد. از طرف دیگر، روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به روزه ماه رمضان متصل مى‏کنم و هر که چنین کند، پاداش روزه همیشه را دارد. از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: هر کس با طهارت بخوابد، در ثواب، چنان است که تمام شب را عبادت کرده باشد. اما ختم قرآن، رسول خدا(ص) فرمود: هر کس یک بار سوره «قل هوالله‏» را بخواند، پاداش یک سوم قرآن را دارد و هر که دو بار بخواند، دو ثلث قرآن را خوانده است و هر که سه بار بخواند، گویا قرآن را ختم کرده است. و نیز حضرت فرمود: یا على، هر کس تو را با زبان دوست‏بدارد یک سوم ایمانش کامل شده، هر که با دل و زبان وستت‏بدارد، دو ثلث ایمان او کامل شده; و هر که با دل و زبانش دوستت‏بدارد و با دست هم یارى‏ات کند، تمام ایمان را به دست آورده است.»

ادامه نوشته

شعر ولادت امام زمان (عج)


عاشق حجت خدا هستي ! ؟

ياعلي ! ترك معصيت اول

باقي دردها و مشگل ها

مي شود با نگاه آقا حل

شعر ولادت امام زمان (عج)


باز هم جشن نيمه ي شعبان

بيتها رخت نو به تن دارند

قلم من به زحمت افتاده

واژه ها شوق پر زدن دارند

***

باز هم جشن نيمه ي شعبان

السلام عليك يا خورشيد

چله ي انتظار سر آمد

از سر خمره نور مي جوشيد

***

باز هم جشن نيمه ي شعبان

همه ي شهرمان چراغانيست

عطر عود و گلاب مي آيد

چقدر حيف شد كه آقا نيست

***

باز هم جشن نيمه ي شعبان

ما به دنيا عجيب دل بستيم

لااقل به بهانه ي اين جشن

دو سه روزي به يادتان هستيم

***

سامرايي ؟ مدينه اي ؟ نجفي ؟

پسر فاطمه كجا هستي؟

همه از تو سراغ مي گيرند

نكند باز كربلا هستي!؟

***

خوب شد ، نيستي نمي بيني

كاسه هاي نداري ما را

فقر و فحشا ، فساد ، بيكاري

دختران فراري ما را

***

خوب شد،نيستي نمي بيني

كه حيا از نگاه دنيا رفت

رزق و روزي خانه ها كم شد

قيمت نفت هر چه بالا رفت

***

خوب شد،نيستي نمي بيني

رهبر ما شكسته تر شده است

أين عمار» روي لب دارد»

باز هم طلحه فتنه گر شده است

***

خوب شد،نيستي نمي بيني

زير اين دردها مچاله شديم

كارد ديگر به استخوان خورده

دست بر دامن سه ساله شديم

***

حق مان است اين همه محنت

يادمان رفت صاحبي داريم

يادمان رفت منتظر باشيم

بين مان يار غائبي داريم

***

دلتان را به درد آورديم

دلمان سوي دام شيطان رفت

خشك شد گندم مزارع ري

بركت از نان سفره هامان رفت

***

دل ما گير چشمهاي تو نيست

گرم بازي آب و نان شده است

همه خواب تو را كه مي بينند !!!

خيمه ي سبزتان دكان شده است

***

عاشق حجت خدا هستي ! ؟

ياعلي ! ترك معصيت اول

باقي دردها و مشگل ها

مي شود با نگاه آقا حل

***

 به كلافي كه يوسفت ندهند

هر چه اندوختي بيا رو كن

عوض كوچه،خانه ي دل را

صبح هر جمعه آب و جارو كن

شعر ولادت امام زمان (عج)

همیشه رهسپرم سوی جاده ی خورشید

منم مسافر پای پیاده ی خورشید

چه فرق می كند از پشت ابر هم باشد

به طالبش برسد استفاده ی خورشید

 منم كه كاسه به دستم منم كه تاریکم

دو جرعه نور دهیدم ز باده ی خورشید

 اگر چه دورم از آقای خود ولی از او

جدا نگشتنی ام چون بُراده ی خورشید

چنین نوشته خدا درشناسنامه ی دل

منم غلام مه وبنده زاده ی خورشید

سلام می دهم از عمق این دلِ تاریك

به آخرین پسر خانواده ی خورشید

تویی تو معنی یا نور، عمق یا قدوس

بگو كه حضرت خورشید كِی رسم پابوس

ادامه نوشته

شعر ولادت امام زمان (عج)

بال زديم و به آسمان نرسيديم

تا به افق هاي بيکران نرسيديم

در خم يک کوچه مانده ايم دوباره

مثل هميشه به کاروان نرسيديم

شيعه‌ی خوبي نبوده ايم برايش

ما به حضور اماممان نرسيديم

هر شب از اين جاده رفته ايم ولي حيف

تا به سحرهاي جمکران نرسيديم

کوچه به کوچه شميم سيب بياريد

يا خبري از سوي حبيب بياريد

کار جنونم به تماشا کشيده است

يک دو نفس لاأقل شکيب بياريد

با غم تو قلب من کنار نيامد

اشک هاي جمعه ام به کار نيامد

ادامه نوشته

شعر ولادت امام زمان (عج)

تا که گردیدم آشنای سحر

شد دلم وادی صفای سحر

بین سجاده تربتم گِل شد

با نم اشک و گریه های سحر

دست خالی نمی رود هرگز

آن کسی که شده گدای سحر

تو امام شکسته دل هایی

صاحب سفرۀ عطای سحر

بوی وصل تو می کنم احساس

از نفس های جان فزای سحر

چشم امید ما گنه کاران

بوده بر سوز یک دعای سحر

ریشۀ مشکلات ما این است

دلمان نیست مبتلای سحر

گره از کار وا کند بی شک

ناله های گره گشای سحر

شب شب هم زبانی یار است

درد ما غفلت از تو دلدار است


ادامه نوشته

شعر ولادت امام زمان (عج) _


مثل شروع یک جریان در مسیر رود

 افتاد راه آخرمان در مسیر رود

دارد خبر ز آمدنی می دهد نسیم

 لب بسته باش و باز بمان در مسیر رود

با ناز می رسد کسی آغاز می شود

 پایان غصه های جهان در مسیر رود

از مأذنه همین که صدای اذان رسید

شدت گرفت نبض زمان در مسیر رود

ای آخرین بهار دل یخ زده ببین

با تو شکست پشت خزان در مسیر رود

 "یک شهر تا به من برسی عاشقت شد است

ای سیب سرخ غلط زنان در مسیر رود

نام تو را خدا چقدر بی نشان نوشت

با دست خود به صفحه ی تقدیرمان نوشت

از حول دام و دانه دلم چون کبوتر است

این روزها دعای فرج خواندنی تر است

آقا بساط قتل مرا جور کرده ای

 مژگان توست تیر و دو ابروت خنجر است

با آن شمایلی که به ارباب رفته است

 رویت هزار مرتبه از یوسفان سر است

اصلاً عجیب نیست قیامت به پا کنی

 این کار دست گرمی اولاد حیدر است

وقتی قرار نیست که فردا ببینمت

 جان دادنم برای تو امروز بهتر است

بوی مدینه می رسد از انتظار تو

چشم انتظار آمدنت چشم مادر است

در دست توست پرچم سقای کربلا

در چشم تو ادامه ی دریای کربلا

عادت به خاک پای تو کرده جبین مان

برگرد بی تو غصه شده هم نشین مان

از کوچه های تنگ دل ما عبور کن

امشب ببار بر جگر آتشین مان

چشم انتظار آمدنت حلقه های چشم

 پا در رکاب کن که تو هستی نگین مان

با دست کفر یک شبه تحریم می شویم

 آقا فقط بدون تو مانده همین مان

ما سرزمین مان متعلق به فاطمه ست

 بیمه شده به دست علی سرزمین مان

ای آخرین دلیل نفس های آسمان

 شد راز دار بغض گلو آمین مان

داریم از نیامدنت پیر می شویم

 از جمعه ها بدون تو دلگیر می شویم

تبریک

میلاد سرداران کربلا را بر شما و خانواده

 و بر محضر صاحب الزمان تبریک عرض مینمایم.

شعر مدح حضرت ابوالفضل العباس (ع)


آب شرمنده ی لبت عباس

تشنگی مُرد از خجالت تو

مرد و مردانگی برای ابد

رفت زیر بلیط غیرت تو

*** 

به ازاین باش با بَدان ؛ انگار

باب حاجات بهتر از مایی !؟

جمله ام از حسادت است آقا

بیشتر مال ارمنی هایی!؟

***

آبرودار آسمان هایی

مهربان ِعشیره ی احساس

در شکوه مقامت آوردند

رَحِم الله عَمی العباس

***

عشق مدیون جان فشانی هات

معرفت از ازل گرفتارت

شیر ام البنین حلالت باد

تا قیامت ادب بدهکارت

***

پدر مشک های دلواپس

ساقی بی شراب و پیمانه

دختری منتظر نشسته؛ بیا

حُرمت قول های مردانه

***

کوری چشم حرمله برخیز

یاعلی! شاه لشگرش پاشید

غیرت الله! خواهرت زینب

خاک غم روی معجرش پاشید

***

یا علی! شاه بی علمداراست

چند متری شیب گودال است

پای دشمن به خیمه ها وا شد

این صداها؛ فغان خلخال است

***

من بمیرم که هرکس وناکس

روی تو تیغ می کشد عباس

دست هایت چه نعمتی بودند

چادری جیغ می کشد عباس

شعر ولادت امام سجاد (ع)


روز میلادتان چه روزی بود

در مدینه هوا بهاری بود

برق می زد نگاهتان ازعشق

وقت یک عکس یادگاری بود

***

 روز میلادتان چه روزی بود

چشم عالم به دست ِ آقا بود

سر تبریک گفتن ِ به حسین

بین خورشید و ماه عوا بود

ادامه نوشته

شعر مدح امام حسین (ع)


یا ابا عبدالله (ع)

تو تشنه و دریغ ز یک جرعه آب، آه

تو تشنه و تمامی صحرا سراب، آه

در زیر نیزه های شکسته نهان شدی

با زخم های تازه تر و بی حساب، آه

یک سوی صدای العطش آرام می رسید

یک سو صدای هلهله ها در شتاب، آه

یک سو صدای ضجه ی زینب بلند بود

یک سو صدای مادرت اما کباب، آه

یک سو علم به خاک و علمدار غرق خون

یک سو به روی نیزه عزیز رباب، آه

کم کم نگاه بر بدنت سخت می شود

کم کم نفس زدنت سخت می شود

ادامه نوشته

عید مبعث بر شما بزرگوار مبارکباد


عید مبعث بر شما بزرگوار مبارکباد