شعر مرثیه حضرت زهرا (س)
دوباره سفره ی اشک مرا تو گستردی
چرا محدثه تابوت خانه آوردی ؟
اثر نداشت مگر دستمال زرد نبی
هنوز مثل گذشته سردردی؟
تمام پنجره هارا گشوده ام زهرا
کمی نسیم بیاید چقدر تب کردی!
اگر چه دنده ی یک دنده باتو لج می کرد
صبور بوده به روی خودت نیاوردی
چه آمده به سر چشمهایت ای بانو؟
که با دودست پی جانماز می گردی
مرا سودای زینب در به در کرد