شعر فراق امام زمان (عج) _ غلامرضا سازگار


يگانه حامی خونِ خدا "بنفسی انت"

سلاله ی سرِ از تن جدا "بنفسی انت"

بيا كه حضرت صديقه چارده قرن است

كُند برای ظهورت دعا "بنفسی انت"

بيا كه از جگر چاه ، اشك می جوشد

ز بس گريست علی بی صدا "بنفسی انت"

بيا كه طشت بود مثل باغ لاله هنوز

ز پاره های دل مجتبی "بنفسی انت"

بيا كه چشم به راه ظهور توست هنوز

سر بريده ی خون خدا "بنفسی انت"

بيا كه ناله ی عجل علی ظهورِ حسين

رسد به عرش ز طشت طلا "بنفسی انت"

بيا دعای فرج بشنو از لب زينب

به شهر كوفه و شام بلا "بنفسی انت"

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)


رنج و هجران وبلا از غربتم لبریز بود

دیده،عمری بود از غمهای من خونریز بود

کربلایم سامرا و قاتلم زهر جفا

گوشه تبعیدگاهم ، قتلگاهم نیز بود


ادامه نوشته

شعر مدح حضرت امیرالمومنین علی (ع)

باید که تو را حضرت منان بنویسد

در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است

مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه

"ای تیر غمت را دل عشاق نشانه"

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا

قدری به من خسته بهایی بده مولا


ادامه نوشته

صرف سالانه میلیاردها دلار برای محو شیعه

صرف سالانه میلیاردها دلار برای محو شیعه


صرف سالانه میلیاردها دلار برای محو شیعه

آشوب هایی که این روزها کشورهای مختلف اسلامی از آن رنج می برند بیش از هر چیز ناشی از هم کاسه شدن سلفیون و وهابیت با استکبار جهانی و در راس آن آمریکا و اسرائیل است.

اقدامات مخرب آنها به ویژه علیه تشیع امروز دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و دست آنها در قاطبه جریانات تروریستی در جهان اسلام به ویژه مسائل سوریه به خوبی مشهود است. آنها حتی حرمت ایام حج را نیز رعایت نکرده و همزمان با این آیین عبادی سیاسی نیز تبلیغات موهن خود علیه شیعه و اعتقادات آن را انجام داده و باورهای اصیل این مذهب را شرک می خوانند.

نحوه فعالیت سلفی ها در کشورهای مختلف چگونه است؟
در واقع سلفی ها امتدادی از عقاید وهابی ها هستند. آنها به دلیل نگرش به اسلام و همچنین مقابله با هرگونه اصلاح طلبی دینی و نیز رافت دینی به نوعی تلاش می کنند تا تحجر را جایگزین اسلام ناب کنند. لذا سلفی ها و وهابی ها در یک راستا حرکت می کنند و در طول دهه های اخیر یک اسلام خشن به جهان ارائه داده اند که هدفش ایجاد گریز در میان مسلمانان ساکن کشورهای غربی است. تا کنون نیز از رهگذر ترویج خشونت و ربط دادن این خشونت ها به اسلام تلاش کرده اند به نوعی کشورهای غربی را نسبت به اسلام ناب بدبین کنند. لذا اسلام وهابی و سلفی در حقیقت نوعی مسلک سیاسی است که هیچ ارتباطی با اسلام ندارد و تلاش کشورهای استعمارگر برای جلوگیری از گسترش و ریشه دواندن اسلام در این کشورها است.

خاستگاه این گروه ها کجاست و از چه طریق منابع مالی خود را تامین می کنند؟
خاستگاه سلفی ها از عربستان آغاز شده و به کشورهای عرب منطقه و حتی کشورهای شرق آسیا و خاورمیانه گسترش پیدا کرد. نمونه آن را در میان طالبان و وهابی های عربستان که در برابر چشمان مردم انسانی را گردن می زنند و علیه مراکز شیعه دست به عملیات انتحاری می زنند، می توان مشاهده کرد. مخصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی وهابی ها برای جلوگیری از نفوذ تشیع در جهان اقدام به گسترش سلفی گری کردند به گونه ای که تا کنون جنایات بیشماری علیه شیعیان جهان انجام داده اند که نمونه های آن در سوریه، پاکستان و عراق دیده می شود. سلفی ها بطور مشخص در کشورهای عربی مثل مصر، تونس، لیبی و مغرب نفوذ بیشتری دارند، اما خاستگاه اصلی آنها عربستان سعودی است.

فعالیت این فرقه متعصب چه آسیب هایی را بر بدنه اسلام ناب و اصیل وارد کرده است؟

در طول یک دهه گذشته مخصوصا در عراق ما شاهد فعالیت آنها علیه اماکن متبرکه و ترور شخصیت های مبارز شیعی بوده ایم. در سوریه اکنون آنچه که جریان دارد نوعی تقابل سلفی ها و وهابی ها علیه علویان است که علویان زیرمجموعه تشیع هستند به همین دلیل سلفی ها می کوشند دولت آنها را سرنگون کنند. آنها شعارهایی را سر می دهند از جمله «علوی ها در تابوت، مسیحی ها در بیروت» و می کوشند تا دشمنی بین شیعیان و اهل سنت ایجاد کرده و میان خود و دیگر مسلمانان مرزبندی کنند. آنچه که در سوریه رخ می دهد به خاطر ایجاد شکاف در جهان اسلام طبق سیاست وهابی ها و سلفی ها است و هیچ ارتباطی با تلاش برای ایجاد حکومتی دمکراتیک، آنگونه که آنها ادعا می کنند، ندارد.

آیا این گروهها گفتگوپذیر هستند و نحوه مقابله با آنها به چه صورت باید باشد؟
سلفی ها تحت هیچ شرایطی حاضر به گفتگو نیستند، آنها تنها در چارچوب تراوشات فکری خودشان بحث می کنند و هیچ مذهب و مسلک دیگری را غیر از وهابی گری و سلفی گری نمی پذیرند. راه مقابله با آنها مقابله فرهنگی و روشنگری و نیز افشاگری در مورد آنها است. در حقیقت مقابله با تفکرات وهابی از طریق گسترش رسانه های ماهواره ای است. نباید فراموش کرد که الان بیش از یک صد شبکه ماهواره ای این افکار را گسترش می دهند و عربستان سعودی با وجود این که از لحاظ فرهنگی یک کشور عقب مانده است ولی چرخه مالی اش در حوزه رسانه سالانه به ۱۰ میلیارد دلار بالغ می شود که بیشترین هزینه در حوزه رسانه جهان است. هدف این هم تنها گسترش وهابیت و مقابله با تشیع است.

شناخت بیشتر وهّابی های سعودی


شناخت بیشتر وهّابی های سعودی


شناخت بیشتر وهّابی های سعودی

اشاره :
این روزها اخبار اعتراض ها و فریاد های مردم کشورهای عربی- اسلامی در برابر ظلم و ستم حاکمان ، فساد آنها و وابستگانشان را، دنیا از
صفحه تلویزیون ها می بینند و می شنوند!. در عربستان سعودی و بحرین، شیعیان با کمترین امکانات و در جوّ خفقان و
سرکوب به میدان آمده اند و خواهان آزادی و عزّت اسلامی می باشند. عزّتی که با استقرار حکومت آل سعود وهابی
سالهاست به تاراج رفته و در برابر آن انبار های عربستان پر شده از سلاحها ی مرگ بار که بر علیه مردم مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه وهابیت (عقیده حاکمان سعودی) به عنوان یک فرقه ضاله به گونه‌ای دست به تخریب اسلام ناب محمّدی(صلّی الله علیه و آله) زده است که
سراسر دنیا با توجه به اعمال و رفتار این گروه افراطی دین اسلام را به عنوان دینی خشک و خشن که هیچ‌گونه انعطاف و مهربانی در آن وجود ندارد تلقی می‌کنند. از این جهت بر تمامی مسمانان جهان است تا با جدا نمودن صفوف خود از این گروه ضالّه، ماهیت آن را در
جهان افشا نمایند تا بر همگان واضح و روشن شود که وهّابیت وصله ناهمگونی است که هرگز به اسلام ناب نخواهد چسبید. با شورش مردمی و اعتراضات به حق مسلمانان شیعه و سنی عربستان می رود تا به لطف الهی و به زودی زود حکومت آل سعود و فرقه ی گمراه
وهّابیت نابود شود، ان شاء الله. با توجه به رخدادهای اخیر کشورهای اسلامی به ویژه در بحرین و عربستان سعودی ، گفت و گوئی با حجت الاسلام عبّاس جعفری (کارشناس ارشد تاریخ معاصر) صورت گرفت که با هم می خوانیم :

ادامه نوشته

خداشناسی (۳) – کتاب یک موضوع در یک هزارحدیث


خداشناسی (۳) – کتاب یک موضوع در یک هزارحدیث


خداشناسی (۳) – کتاب یک موضوع در یک هزارحدیث

امام علی (ع)

و لا یعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السماء و لا سوا فی الریح فی الهواء و لا دبیب النمل علی علی ااصفا و

لا مقیل الذر فی اللیله الظلماء یعلم مساقط الأوراق و خفی طرف الأحداق؛

شمار قطره های آبها و ستارگان آسمان و ذرات گرد و غبار پراکنده در هوا و حرکت مورچه بر سنگ بزرگ و خوابگاه مورچگان در شب

تاریک بر او پوشیده نیست و محل ریزش برگها و بر هم خوردن پلکها را می داند.

ورودی حرم حضرت عباس (ع)

پوستر زیبای ورودی حرم حضرت عباس (ع)

قبله ی دل، حرم سامرا


 قبله ی دل، حرم سامرا

امام حسن عسگری


نام مبارک امام یازدهم، حسن و کنیه معروفشان، ابومحمد است و معروف ترین لقب آن حضرت، عسکری است؛ زیرا ایشان و امام هادی علیه السلام را در منطقه ای نظامی نگه می داشتند تا کاملاً زیر نظر باشند. چون نام آن محله «عسگر» بود، این دو امام به «عسکریین» شهرت یافتند. مادر امام عسکری علیه السلام را حدیثه، حدیث، سوسن و سلیل نامیده اند که از زنان پرهیزکار و پاک دامن زمان خویش بود. در فضیلت او همین بس که پس از شهادت امام عسکری علیه السلام، خانه اش پناهگاه شیعیان گردید. آن حضرت، در هشتم یا دهم ربیع الثانی سال 232 هـ. ق در مدینه به دنیا آمد و در 22 سالگی به امامت رسید. مدت امامت حضرت، شش سال بود.

 

کنیه و القاب

در کتاب ها از امام حسن عسکری علیه السلام بیشتر با کنیه «ابومحمّد» یاد شده و لقب های متعددی برای ایشان ذکر شده است. از القاب آن حضرت «عسکری» به سبب انتساب به محله «عسکر» و «زَکی» یعنی پاک و تزکیه شده را می توان نام برد.

 

پاسخ به یک سوال مهم

آیا امام عسكری ـ علیه السلام ـ برای تثبیت و روشن كردن امامت فرزندش در سنین كودكی اقدامی انجام داده است؟

آری، آن حضرت، در این راستا دست به اقداماتی زد كه اینك به نمونه هایی از آن ها اشاره می كنیم:

الف) تعلیمات و بیانات:

امام عسكری ـ علیه السلام ـ در مواقع مختلف و با بیان های مختلف در صدد رفع ابهام از امامت فرزند كودكشان برآمدند، خصوصاً این كه امامت آن حضرت در اختفا و غیبت بود:

1ـ موسی بن جعفر بن وهب بغدادی می گوید: از امام عسكری ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود: گویا شما را می بینم كه در حق جانشین بعد از من اختلاف خواهید كرد. آگاه باشید! هر كس به امامان بعد از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اقرار كند ولی منكر فرزندم باشد همانند آن است كه به جمیع انبیا اقرار كرده ولی نبوت پیامبر اسلام رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را انكار كرده باشد... {1}

2ـ احمد بن اسحاق می گوید: از امام عسكری ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود: «ستایش خداوندی را سزاست كه مرا از دنیا نبرد تا این كه جانشین بعد از خود را نشانم داد...»{2}

خداوند تبارك و تعالی هرگز زمین را از زمان خلقت حضرت آدم تا روز قیامت از حجت بر خلق خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت. به توسط حجت است كه بلا را از اهل زمین دفع می كند، و به واسطه او است كه باران نازل كرده و بركات زمین را بیرون می آورد

3ـ در روز سوم از ولادت امام مهدی ـ علیه السلام ـ پدرش امام عسكری ـ علیه السلام ـ او را بر اصحاب خود عرضه كرد و فرمود: «این فرزند صاحب و امام شما بعد از من، و خلیفه من بر شماست. او قائمی است كه مردم در انتظار او به سر خواهند برد. هرگاه كه زمین پر از ستم و ظلم شود خروج كرده و آن را پر از داد و عدل خواهد نمود»{3}


ادامه نوشته

فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند / دیده را یاد امام عسکری دریا کند

ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود / خون دل جاری به رخ در مرگ آم مولا کند


اللهم عجل لولیک الغریب الفرج

شیعیان بر سر زنید، شد عزای دیگری /

                           کشته ی زهر جفا شد امام عسکری

  از جفای معتمد، پر زخون دل ها شده /

                         در عزای عسکری، سامره غوغا شده

خدایا به حق یازدهمین امام مظلوم شیعیان

فرج فرزند غائب غریبش را نزدیک بگردان

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد


امشب که زمین و آسمان می گرید / از ماتم عسکری جهان می گرید

جا دارد اگر شیعه خون گریه کند / چون مهدی صاحب الزمان می گرید

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد. . .

شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

شهادت امام حسن عسگری علیه السلام


   
   

بار دیگر شد ز کینه                زنده غم های مدینه

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار مي شد .

زندگینامه امام حسن عسکری (ع)

زندگینامه امام حسن عسکری (ع)


امام حسن عسکری (ع) در سال ۲۳۲ هجری در مدینه چشم به جهان گشود.

مادر والاگهرش سوسن یا سلیل، زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد. این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد.

کنیه آن حضرت ابامحمّد بود.


ادامه نوشته

صفات و کرامات امام حسن عسکرى (ع)

صفات و کرامات امام حسن عسکرى (ع)


برخى از معاصران امام او را چنین وصف کرده ‏اند: آن حضرت سبزه ‏بود و چشمانى فراخى داشت، بلند بالا و زیبا چهره و خوش هیکل وجوان‏بود و از شکوه و هیبت بهره داشت. (۹۱) شکوه و عظمت او را وزیر دربار عبّاسى در عصر معتمد، یعنى احمدبن عبیداللَّه بن خاقان، به وصف کشیده است اگر چه او خود سر دشمنى باعلویها را داشت و در گرفتار کردن آنها مى‏کوشید، در وصف آن حضرت‏چنانکه در روایت کلینى آمده چنین گفته است:

در شهر “سُرّمن‏رأى” هیچ کس از علویان را همچون حسن بن على بن‏محمّد بن الرضا، نه دیدم و نه شناختم و در وقار و سکوت و عفاف‏ و بزرگوارى و کرمش، در میان خاندانش و نیز در نزد سلطان و تمام ‏بنى‏ هاشم همتایى چون او ندیدم. بنى ‏هاشم او را بر سالخوردگان‏ و توانگران خویش مقدّم مى‏دارند و بر فرماندهان و وزیران و دبیران‏وعوام الناس او را مقدّم مى‏کنند و در باره او از کسى از بنى هاشم‏وفرماندهان ودبیران و داوران و فقیهان و دیگر مردمان تحقیق نکردم‏جز آنکه او را در نزد آنان در غایت شکوه و ابهّت و جایگاهى والا وگفتارنکو یافتم و دیدم که وى را بر خاندان و مشایخش و دیگران مقدّم‏مى‏شمارند و دشمن و دوست از او تمجید مى‏کنند.(۲)

شاکرى یکى از کسانى که ملازم خدمت آن حضرت بوده، در توصیف ‏وى چنین گفته است: “استاد من (امام عسکرى‏علیه السلام) مرد علوى صالحى‏بود که هرگز نظیرش را ندیدم، روزهاى دو شنبه و پنج شنبه در سامره به‏دار الخلافه مى‏رفت، در روز نوبه، عدّه بسیارى گرد مى‏آمدند و کوچه ازاسب و استر و الاغ و هیاهوى تماشاچیان پر مى‏شد و راه آمد و شد بندمى‏آمد، وقتى که او مى‏رسید هیاهوى مردم آرام مى‏شد و چهار پایان کنارمى‏رفتند و راه باز مى‏شد به طورى که لازم نبود جلوى حیوانات رابگیرند. سپس او داخل مى‏شد و در جایگاهى که برایش آماده کرده بودند،مى‏نشست و چون عزم خروج مى‏کرد ودربانان فریاد مى‏زدند: “چهارپاى ابو محمّد را بیاورید. سرو صداى مردم وحیوانات فرو مى‏نشست‏وبه کنارى مى‏رفتند تا آن حضرت سوار مى‏شد و مى‏رفت”. شاکرى در توصیف امام مى‏افزاید: “در محراب مى‏نشست و سجده‏مى‏کرد در حالى که من پیوسته مى‏خوابیدم و بیدار مى‏شدم و مى‏خوابیدم‏در حالى که او در سجده بود، کم خوراک بود. برایش انجیر و انگور و هلو و چیزهایى شبیه اینها مى‏آوردند و او یکى دو دانه از آنها مى‏خوردومى‏فرمود: محمّد! اینها را براى بچّه‏هایت ببر. من گفتم: تمام اینها را؟او فرمود: آنها را بردار که هرگز بهتر از این ندیدم.(۳)


ادامه نوشته

صلوات در کلام امام حسن عسکری (ع)


صلوات در کلام امام حسن عسکری (ع)


صلوات در کلام امام حسن عسکری (ع)

رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:
« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»

روایت از امام عسکری (علیه السلام) منقول است که حضرت فرمودند:
زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »، این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » ومرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرمودهاند.
سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد.
چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.
مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشارهای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی.  اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.
در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.
جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش  به صلوات فرمودند.
بحارالأنوار ج ۷۵، ص

پیام امام صادق (ع) در زمان غیبت

پیام امام صادق (ع) در زمان غیبت


پیام امام صادق (ع) در زمان غیبت

تنها راهی که انسان را به مقام قرب به حقّ می‌رساند

کلّ مبانی کامل ذوالجلال و الاکرام در قرآن تبیین شده است. در حقیقت آنچه به همه انبیاء و پیامبران اولوالعزم مرحمت کرد، اکمل آن در قرآن است. کلّ قرآن ختم است در سوره حمد و در سوره حمد آیه‌ای است که تمام راه بشر را تبیین می‌فرماید: «اهدنا الصراط المستقیم».

صراط مستقیم، تبیین راه بشر است. تنها راهی که انسان را به مقام قرب به حقّ می رساند، صراط مستقیم است.

خود صراط به عنوان اسّ و اساس برای گذر از همه مطالب و نهایتاً ورود به عرش برین و جنّت المأوی است لذا اصطلاحاً تبیین می‌کنند انسان باید از پل صراط بگذرد و در این صورت به جایگاه امن الهی ورود پیدا خواهد کرد.

صراط  یعنی معرفت حضرت حقّ

تمام اعمالی که انسان در دنیا برای قرب الی الله انجام می‌داد تا نهایتش به جنّت المأوی برسد، همه این‌ها در صراط است تا ورود به صراط دنیا نداشته باشد، صراط آخرت برای او نخواهد بود. عدّه‌ای از پل صراط رد نمی‌شوند و به جهنم می‌افتند که مهم در این امر، همان صراط دنیاست.

حضرت صادق القول و الفعل(ع) در بیان این که صراط چیست، می‌فرمایند: «هُوَ الطَّرِیقُ إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»  صراط، راهی است برای معرفت ذوالجلال و الاکرام. اصل در مبانی عرفان، معرفت است که بیان می‌شود: عارف، آن کسی است که به معرفت الله رسیده است.

اولیاء الهی بیان می‌کنند: از «لله» تا «الیه راجعون» است و معرفت حقیقی این است که انسان بداند «لله» است و نهایتاً به «الیه راجعون» می‌رسد.

آن کسی که «لله» شد، حتّی خوابش عبادت است. لذا عارف را به عنوان وجه الله تبارک و تعالی می‌گویند چون همه مطالبش «لله» است

آن کس که می‌خواهد از صراط عقبی بگذرد، باید در دنیا معرفت کسب کند.


ادامه نوشته

وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان


وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان


وضعیت اجتماعی زنان در آخرالزمان

یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(ع) وارد شده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی است. امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: “. . . و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.”۱
“هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.”۲
امام صادق(ع) می‌فرمایند: “و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.”۳

وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سراسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.”۴
حضرت علی(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.”۵
امام علی(ع) می‌فرمایند: “ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.”

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
۱٫ عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌شود، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.”۶
حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: “سفیانی درحالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.”۷
۲٫ هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند: “آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.”۸
امام صادق(ع) می‌فرمایند: “و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.”
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند: “… در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.”۹
امام علی(ع) می‌فرمایند: “ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.”۱۰
۳٫ افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: “قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.”۱۱
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: “زمانی فرارسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.”۱۲
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: “بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.”
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.۱۳

 پی‌نوشت‌ ها :
۱٫ کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج۲، ص ۷۶۱ به نقل از بشاره الاسلام، صص ۴۱ و ۴۴٫
۲٫ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۹٫
۳٫ همان، ص ۲۵۷٫
۴٫ همان.
۵٫ لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۴۲۸٫
۶٫ سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش ۸، آبان ۱۳۸۲، ص ۸٫
۷٫ همان، ص ۹٫ به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص ۴۰۹٫
۸٫ منتخب الاثر، ص ۲۹۲٫
۹٫ بحارالانوار، ج۵۲، صص ۲۵۷ و ۲۵۸٫
۱۰٫ منتخب الاثر، ص ۴۲۶٫
۱۱٫ «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص ۹، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص ۱۲۰٫
۱۲٫ همان، به نقل از بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۰٫
۱۳٫ همان.

اشعار امام زمان _ مرد ظهور


ما منتظريم از سفر، برگردي
يکروز شبيه رهگذر برگردي
با کاسه ي آب و مجمري از اسپند
ما آمده ايم پشت در، برگردي
وقتي سر شب که رفتنت را ديديم
گفتيم نمي شود سحر، برگردي؟؟
ما منتظر تو ايم آقا، نکند
يک جمعه غروب بي خبر برگردي
من گوشه نشين کوچه ي برگشتــم
اي کاش که از همين گذر برگردي
پرواز نمي کنيم از اينجا، بايد
در فصل نبود بال و پر برگردي
وقتش نرسيده است اي مرد ظهور
با سيصدوسيزده نفر، برگردي؟

شعر فراق امام زمان (عج)


هميشه كوچه ي ما عِطري از شما دارد

كه آشنا به دلش ميلِ آشنا دارد

هزار شكر كه مژگان به ما حواله شده

غبارِ پاي تو تأثيرِ كيميا دارد

علاجِ تشنگيم را فرات هم نكند

تنورِ سينه ي من داغِ كربلا دارد

به سينه مي زنم و حلقه مي زنم بر در

در اين معامله يك دست هم صدا دارد

دلم هواي حرم كرده خوب مي دانم

برات كرب و بلا را امام رضا(ع) دارد

دوباره خرجيِ ما بي حساب زهرا(س)داد

هميشه سفره ي گرمش هوايِ ما دارد

شعر مدح حضرت امیرالمومنین علی (ع)


باید که تو را حضرت منان بنویسد

در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است

مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه

"ای تیر غمت را دل عشاق نشانه"

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا

قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است

"مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است"

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا

چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

احمد به خدا غیر علی یار نمی خواست

پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست

"تا بوده علی بوده و تا هست علی هست"

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا

دشمن به فرار است ازین حالت مولا

شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید

باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»

این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو ...

مخصوص علی هست علی شیر خداوند

آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند ...

از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد

"با خشم علی هرکه در افتاد ور افتاد"

احمد زند آیا نفسی غیر علی ... ؟ نه

بالا برود دست کسی غیر علی ... ؟ نه

"من کنتُ" که بر حیدر کرار رسیده است

حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است

خاطرات کربلا (قسمت 1 )

بسم رب الحسین المظلوم (ع)
سلام.من در اینجا میخوام قسمتی از خاطرات سفر کربلا که

اربعین آنجا بودم رو بنویسم.

من زیاد خوب جمله بندی نمیکنم شما با خوبی خودتان بخونید.
.
.
.
بسم الله

قضیه از عاشورا ی امسال شروع شد.من پارسال عاشورا به

همراه تعدادی از دوستان و اقوام و خانواده کربلا بودم.امسال

قسمتم نشد.ولی خانوادم رفتند و من جا ماندم.خیلی قصه خوردم

و نارا حت شدم.

هی به خودم میگفتم عیب نداره ایشالا اربعین.

دهه ی اول محرم تمام شد.عاشورا تمام شد.دهه ی دوم تمام

شد.محرم تمام شد و من در آرزوی کربلا بودم.یکی از دوستام

گفت : حسن میای بریم کربلا؟گفتم چه جوری؟گفت:ویزا میگیریم و

میریم نجف.زیارت میکنیم و 2 یا 3 روز میمونیوم و بعد پیاده میریم

به سمت کربلا.گفتم : عشقه.بریم.

فرداش پاسپورتم و دادم به دوستم که بره سراغ ویزا.دوستم اومد

گفتم چی شد ؟ گفت : دادم به کسی که ویزا رو بگیره.هر وقت

بگیره خبرمون میکنه.گفتم:باشه،یا علی.
1روز گذشت،2روز،3روز،4 روز.خلاصه که چند روز گذشت و هیچ

خبری ازش نشد.زنگ هم که بهش میزدیم میگفت فعلا هیچ خبری

نشده.حالم خراب بود حسابی.نگران بودم که چی میشه؟قسمتم

میشه؟صبح و شب تو لاک خودم بودم . همه رفیقام صداشون در

اومده بود.در ضمن به جز خونواده و 2 تا از دوستام هیچ کس دیگه

ای نمیدونست که من میخوام برم کربلا.خلاصه حالم خوب

نبود.یکی از دوستام زنگ زد که حسن بیا قهوه خونه کارت

دارم.(من بعضی وقتا میرم قلیون میکشم،جایی که آروم و خوب

باشه)رفتم و قلیون کشیدم و با هم صحبت کردیم.بنده خدا دوستم

هی میخواست بهم آرامش بده و میگفت درست میشه.این شده

بود برنامه ی چند روز ما.همش تو قهوه خونه تو لاک خودمون

بودیم.

روز پنجشنبه 7 دی دوستم زنگ زد حسن بیا قهوه خونه کارت

دارم.رفتم و صحبت کردیم و بعد دیگه این قدر حالمون خراب بود

اینقدر زنگ زدیم تا کسی که میخواست ویزا بگیره رو پیدا کردیم.به

دوستم گفت ساعت 5 بیاین میدون غیاثی تا گذرنامه هاتون و

بدم.ما که سر از پا نمیشناختیم راه افتادیم رفتیم به اون آدرسی

که گفته بود.رفتیم و پیداش کردیم و ازش گرفتیم.نمیدونید چه

حالی داشتم.

با رفیقم هماهنگ کردیم . گفتیم که ساعت 6:30 یا نهایتا 7 راه

بیافتیم.رفتیم خونه یه کوله داشتم که وسایلم و توش گذاشتم و

کارام و کردم تا اومدن دنبالم.رفتیم ترمینال غرب تا سوار اتوبوس

بشیم و بریم کرمانشاه و از اونجا یه ماشین بگیریم و بریم مرز

مهران.

تا اینجای داستان رو تو ذهنتون داشته باشید.قسمت های بعدی

خیلی زیبا تر و قشنگتر هست.سعی کنید بخونید

یا علی

پایان قسمت 1

دعایی که بندگان خوب خدا می کنند !


 دعایی که بندگان خوب خدا می کنند !


 دعا و در خواست از خداوند یکی از مهمترین اعمال عبادی است که ما باید انجامش بدهیم ، و خداوند متعال به صراحت در قرآن کریم فرموده است که اگر دعای ما نباشد هیچ توجهی به ما نمی کند.


دعا

به مبحث دعا که وارد می شویم  باید بدانیم که بهترین دعا چیست ،و از خداوند چه چیز را خواستن بهتر است؟

در یکى از دعاهاى ماه مبارک رمضان نیز مى خوانیم: «وَ مُنَّ عَلَىَّ فِکاکَ رَقَبَتى مِنَ النّار» «و بر من رهائى از آتش دوزخ را منّت گذار» و این لطفى است که به هر بى سر و پائى نشود.

ما همه چیز می توانیم از خداوند بخواهیم اما رهایی از آتش جهنم خیلی مهم است این یعنی عاقبت به خیری ،دوری از آتش در آخرت که منزل ابدی ما است باید یکی از مهمترین خواسته های ما از خداوند متعال باشد .

رهائى از آتش دوزخ نمایانگر رهیدن از چنگال گناه و هوى و هوس و شیطان و خرافات و آداب و رسوم غلط و ظلم و بیداد و استکبار است.

در جاهاى بسیاری از قرآن تعابیر گوناگونى در رابطه با نفى اسارت و اثبات آزادى وجود دارد(سوره البلد، آیه 13) که همگى نشان دهنده اهتمام قرآن بر رهائى و آزادى انسانها است، درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالاَْغْلالَ الَّتِى کَانَتْ عَلَیْهِمْ»: «پیامبر بارهاى گران و زنجیرهائى که بر (دوش و گردن) آنها است برمى دارد».( سوره الاعراف، آیه 157)

پیامبران و جانشینان آنها آمدند، تا عوامل حبس و سلب آزادى را از بشر بردارند و با باز کردن غل و زنجیر اسارتها، نسیم آزادى را بر روانهاى فسرده و فرسوده بدمند، و نغمه حرّیت را ساز کنند، زنجیر جهل و نادانى، بت پرستى، تبعیضات و زندگى طبقاتى و غیره را از دست و پا و دوش و گردن این انسان بردارند.

مولى علی (علیه السلام)  در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند خود امام حسن(علیه السلام) که عصاره اخلاق را به تمامى معنا بیان مى کند چنین مى فرماید: «و لا تَکُنْ عَبدَ غَیرِک و قَد جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً: «و بنده غیر از خودت مباش در حالى که خداوند تو را آزاد قرار داده است». اطلاق کلام مولى بندگى بت نفس را هم شامل مى شود که بت نفس بسیار خطرناکتر از بت چوبى و سنگى است. 

پروردگارا، پس از آن که ما را هدایت کردی، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری. قرآن کریم برای عاقبت به خیری و مردن با ایمان و پایداری در ایمان اهمیت ویژه ای قایل شده است

اهمیت عاقبت به خیری در قرآن «رَ بَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ» 8 ؛آل عمران

پروردگارا، پس از آن که ما را هدایت کردی، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری. قرآن کریم برای عاقبت به خیری و مردن با ایمان و پایداری در ایمان اهمیت ویژه ای قایل شده است.

«و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان سفارش کردند: ای پسران من، خداوند برای شما این دین را برگزید. پس البته نباید جز مسلمان بمیرید. «ساحران فرعون نیز آن هنگام که به موسی (علیه السلام) ایمان آوردند و تهدید فرعون را شنیدند از خداوند عاقبت به خیری طلب کردند و گفتند: «رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ تَوَفَّنا مُسلِمینَ .»(پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.)  

 

دعای ائمه برای عاقبت به خیری

 امام امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) سرانجام نیک و فرجام خوش را این گونه از خداوند طلب می کند: « نَسأَلُ اللّهَ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَ مُعایَشَةَ السُّعَداءِ وَ مُرافَقَةَ الاَنبِیاءِ .» از خدا درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنیم.)

ما همه چیز می توانیم از خداوند بخواهیم اما رهایی از آتش جهنم خیلی مهم است این یعنی عاقبت به خیری ،دوری از آتش در آخرت که منزل ابدی ما است باید یکی از مهمترین خواسته های ما از خداوند متعال باشد

امام چهارم در دعایی مستقل در صحیفة سجادیه عاقبت به خیری را از خداوند طلب کرده است: «ای آن که یاد او برای یاد کنندگان شرافت است و شکر و سپاسش برای سپاسگزاران رستگاری و طاعت و فرمانبرداریش برای مطیعان نجات و رهایی است، بر محمد و آل او درود فرست و دلهای ما را فقط به یاد خود و زبانهای ما را فقط به شکر خود و اندام ما را فقط به طاعت خود مشغول ساز و اگر برای مافراغتی مقدر کرده ای، آن را چنان به سلامت بگذران که گناه و خستگی به ما رو نیاورد تا نویسندگان گناهان با نامة سفید بازگردند و نویسندگان طاعت از نوشتن حسنات ما شادمان شوند و چون روزهای عمر سپری شود و مدت زندگی به سر آید و دعوت تو، که ما ناچار آن دعوت را اجابت می کنیم، ما را احضار کند، پس بر محمد و آل محمد درود فرست وَاجعَل خِتامَ ماتُحصی عَلَینا کَتَبَةُ اَعمالِنا تَوبَةً مَقبُولَةً لا تُوقِفُنا بَعدَها عَلی ذَنبٍ اِجتَرَحناهُ وَلامَعصِیَةٍ اِقتَرَفناها ؛ (و پایان آنچه را نویسندگان کردارهایمان برای ما می شمارند توبه پذیرفته شده قرار ده - توبه ای که بعد از آن گناهان و نافرمانیهایمان را به رخمان نکشند. در روزی که خبرهای بندگانت را میآزمایی و به حسابشان رسیدگی می کنی پوششی که با آن اعمال ما را پوشانده ای در برابر ناظران برندار. همانا تو با هر کس که تو را بخواند مهربانی و برای کسی که تو را صدا کند اجابت کنی.)

پنج راهکار پر ثمر برای ارتباط با امام زمان (عج)


پنج راهکار پر ثمر برای ارتباط با امام زمان (عج)

امام زمان

 


امام باقر علیه السلام فرمودند: در مقابل انجام واجبات صبور و شکیبا باشید، و در مقابل دشمن پایدار و ثابت قدم و بین خود و امام زمان خود رابطه برقرار کنید.

لزوم برقرارى ارتباط با امام عصر (عج)

یکی از وظایف مهم ما در زمان غیبت  امام زمان علیه السلام برقرارى ارتباط بین خود و امام است.

قبل از این‏که به مصادیق این ارتباط بپردازیم نظر شما را جلب مى‏کنم به حدیثى شریف از امام باقر علیه السلام که در تفسیر آیه شریفه‏ «اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» فرمودند: اصبروا على اداء الفرائض وصابروا عدوّکم ورابطوا إمامکم (المنتظر). « غیبت نعمانى، ص 199 »

امام باقر علیه السلام فرمودند: در مقابل انجام واجبات صبور و شکیبا باشید، و در مقابل دشمن پایدار و ثابت قدم و بین خود و امام زمان خود رابطه برقرار کنید.

بنابراین حدیث شریف و نیز نهاد و عقل هر انسانى حکم مى‏کند بر این‏که پیروان باید با رهبر و پیشواى خود ارتباط داشته باشند بر شیعیان لازم است که در عصر غیبت یک پل ارتباطى بین خود و امام زمان خود برقرار کنند.

ممکن است این پرسش پیش آید که این پل ارتباطى را چگونه و با چه عملى مى‏توان برقرار کرد. در پاسخ به این پرسش به چند مورد اشاره مى‏کنیم.

1- دعا براى سلامتى و ظهور حضرت‏(عج)

- در مواقع دعا و بعد از نماز و نیز در وقتى که به یاد امام علیه السلام مى‏افتیم، براى سلامتى حضرت و مخصوصاً براى فرج آن امام دعا کنیم در یکى از توقیعاتى‏ ، که به دست محمد بن عثمان نایب خاص دوّم امام زمان در غیبت صغرى رسید آمده است: براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید زیرا فرج شما نیز در سایه فرج امام زمان انجام مى‏گیرد. « منتهى الآمال به نقل از احتجاج طبرسى »

در اینکه چگونه دعاى فرج موجب گشایش کار مردم مى‏شود، دو احتمال در میان است: اوّل، دعا موجب تعجیل ظهور مى‏شود و بدین وسیله در کار مردم گشایش مى‏آفریند؛ دوّم، دعا براى‏ فرج‏، موجب مى‏شود که امام زمان (عج) نیز براى آدمى دعا کند و بدین وسیله گره از کار او بگشاید.( فرهنگ شیعه137دعا براى ظهور ص : 137)

قابل توجّه است که امامان معصوم ما نیز براى فرج قائم آل محمد دعا مى‏کردند.

و امام هشتم علیه السلام امر مى‏فرمودند به دعا کردن از براى حضرت صاحب الامر به‏این طریق‏ اللَّهُمَ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّک وَخَلیفَتِک وَحُجَّتِک عَلى‏ خَلْقِک وَلِسانِک الْمُعَبِّرِ عَنْک النَّاطِقِ بِحِکمَتِک... امِتْ بِهِ الْجُورَ وَاظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَزَیِّنْ بِطُولِ بَقائِهِ الْارضَ، تا آخر دعا. « این دعا در اواخر مفاتیح الجنان آمده است.»

در زمانى که به یکى از مشاهد مشرفه و اماکن مقدّسه مى‏رویم، لا اقل یک نوبت به نیابت از طرف امام عصر به زیارت آن امام، داخل حرم شویم و اگر به مکه‏ مشرف هستیم از طرف آن بزرگوار یک عمره و یا لا اقل یک طواف انجام دهیم

و نیز محدّث قمى در صفحات آخر مفاتیح دعاى دیگرى از سید بن طاووس نقل نموده که در زمان غیبت خوانده شود و سید بن طاووس توصیه مى‏کند که از مزایاى این دعا غفلت نکنید که ما این دعا را از فضل الهى شناختیم. ابتداى آن دعا این است:

«اللَّهُمَ عَرِفَّنِی‏ نَفْسَک فَانَّک انْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ اعْرِفْ رَسُولَک اللَّهُمَ عَرِّفْنِی رَسُولَک فَانَّک انْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَک لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَک اللَّهُمَ عَرِّفْنِی حُجّتَک فَانَّک انْ‏ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی اللَّهُمَ لاتُمِتْنِی مِیتَةً جاهِلِیةً ...» ؛ و امّا دعاى جامع و کوتاهى که مى‏توان هر شب و روزى لب‏هاى خود را به آن مترنّم سازیم و با دعا براى ولى نعمت خودمان و امام زمان‏مان ارتباطى بین خود و امام عصر برقرار کنیم، این دعاى معروف است:

اللَّهُمَ کنْ لِوَلِیّک الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُک عَلَیهِ وَعَلى‏ آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَة وَفِی کلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِیلًا وَعَیْناً حَتّى‏ تُسْکنَهُ ارْضَک طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَویلًا « محدث قمى این دعا را در ضمن اعمال شب 23 ماه مبارک از بعضى معصومین در مفاتیح الجنان نقل مى‏کند »

2- صدقه دادن از طرف امام علیه السلام‏

- گاهى از طرف حضرت، صدقه بدهیم، چنان که براى سلامتى خود و خانواده خود صدقه مى‏دهیم و بدین وسیله از برخى امراض و حوادث ناگوار در امان مى‏مانیم.

چه کسى عزیزتر و گرانقدرتر از وجود حضرت بقیة اللَّه اعظم (اروحنا فداه) است؟ کمترین اثر این صدقات آن است که محبت و علاقه ما را به ساحت مقدس امام آشکار مى‏کند.

نقل شده که پیر زنى با مختصر کلافى که در دست داشت به سوى بازار رفت براى خرید یوسف به او گفتند: بعضى یوسف را با مبلغ‏هاى گزاف خریدارند و نوبت به آن‏ها نمى‏رسد، شما با این مختصر کلاف چه مى‏گوئید؟ پیر زن جواب داد: مى‏دانم یوسف را به من نمى‏دهند امّا با این کار خود ثابت مى‏کنم که من هم از علاقه‏مندان و مشتریان یوسف مى‏باشم.

هرکس به زبانى سخن از حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانى و قمرى به ترانه‏

امام زمان علیہ السلام

 

3- انجام برخى عبادات به نیابت از حضرت‏

- در زمانى که به یکى از مشاهد مشرفه و اماکن مقدّسه مى‏رویم، لا اقل یک نوبت به نیابت از طرف امام عصر به زیارت آن امام، داخل حرم شویم و اگر به مکه‏ مشرف هستیم از طرف آن بزرگوار یک عمره و یا لا اقل یک طواف انجام دهیم، بعضى از صاحبان ایمان و عاشقان امام زمان فردى را اجیر مى‏کنند که از طرف حضرت مهدى عجل اللَّه فرجه الشریف به حج برود و مناسک را تماماً انجام دهد. این کارها که گاهى کوچک به نظر مى‏آید، ارتباط روحى و باطنى ما را با امام عصر برقرار مى‏سازد.( دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع، ص: 198)

4-اظهار علاقه به وجود مقدس امام زمان‏

شیعیان در زمان غیبت امام زمان (عج) باید به نحوى علاقه و شور و عشق خود را به محضر امام علیه السلام ثابت کنند. عالم و فقیه بزرگوار حضرت آیت اللَّه میلانى که یکى از مراجع‏ تقلید در عصر خود و مورد علاقه بزرگانى از قبیل علامه طباطبائى و دیگران بوده در برقرارى ارتباط بین شیعیان و امام زمان در جلسه درس اخلاق خطاب به طلاب علوم دینیّه فرمودند: لازم و واجب است بر شما که در شبانه روز لا اقل چند دقیقه با امام خودتان سخن بگوئید و با او خواسته‏ها و مشکلات خود را مطرح کنید و براى او دعا کنید و از این طریق ما وظیفه غلامى و سربازى خود را ادا نموده و ابراز علاقه به ساحت مقدسش نموده‏ایم، او هم قطعاً به وظیفه بزرگوارى و آقائى خودش آگاه است.

دلبرا گر بنوازى به نگاهى مارا

خوشتر از آن که دَهى منصب شاهى ما را

به من بى سر و پا گوشه چشمى بنما

که محال است جز این گوشه پناهى مارا

به دلِ تار من اى چشمه خورشید بتاب‏

نبود بدتر از این روز سیاهى مارا

از ازل در دل من تخم محبت کشتند

نبود بهتر از این بذر گیاهى ما را

گرچه از پیش گه خاطر عاطر دوریم‏

هم مگر یاد کند لطف تو گاهى مارا (1)

لازم و واجب است بر شما که در شبانه روز لا اقل چند دقیقه با امام خودتان سخن بگوئید و با او خواسته‏ها و مشکلات خود را مطرح کنید و براى او دعا کنید و از این طریق ما وظیفه غلامى و سربازى خود را ادا نموده و ابراز علاقه به ساحت مقدسش نموده‏ایم، او هم قطعاً به وظیفه بزرگوارى و آقائى خودش آگاه است

خیلى مناسب است که بعد از نماز صبح، دعائى را که در مفاتیح بعد از دعاى ندبه نقل شده به‏عنوان ابراز ادب و سلام به پیشگاه امام زمان بخوانیم. آن دعا این‏گونه آغاز مى‏شود: اللَّهُمَ بَلِّغْ مُولاىَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ عَنْ جَمِیعِ الْمُۆمِنِینَ وَالْمُۆمِنات ....» (همان)

5- با اعمال زشت خود امام زمان را نیازاریم

البته نباید تصور کنیم به صرف اینکه در دل خود احساس علاقه نسبت به برقراری ارتباط با حضرتش را حس کردیم گمان کنیم که راه هموار شده و مراد به زودی حاصل خواهد شدبلکه باید در این راه نهایت تلاش و کوشش را کرد تا رضایت خاطر آن حضرت را به دست آورد چرا که قلب مبارک ایشان بارها و بارها از دست ما و اعمالمان شکسته است و باید در صدد جبران گذشته باشیم .

یکی از روحانیان مى‏فرمودند: شبى در عالم رۆیا حضرت صدیقه کبرى علیها السلام را دیدم، به من فرمودند:

دلى شکسته‏تر از من در آن زمانه نبود

در این‏زمان دل فرزند من شکسته‏تر است‏

 

گرچه ناراحتى‏هاى حضرت مهدى علیه السلام علل مختلفى دارد همچون سلطه ظالمین بر عدّه‏اى ضعیف و بى‏پناه، شیوع انواع گناه‏ها و معاصى در جوامع بشرى و فرا نرسیدن زمان فرج و...، امّا یک علت ناراحتى حضرت که مى‏توان گفت قلب ایشان را در فشار قرار مى‏دهد این است که دوستان و کسانى که عشق و علاقه به ائمه اطهار و به‏خصوص به ولىّ اللَّه اعظم دارند، چرا باید آلودگى به گناه و یا بى‏اعتنائى به واجبات داشته باشند؟!

پس مهم ترین و اولین قدم برای برقراری ارتباط با حضرت انجام واجبات الهی و پرهیز از محرمات است و بعد گام های بعد را برداشت تا إن شاء الله تلاش ما مورد عنایت حضرتش قرار گیرد .(همان ص201)

دست دلم را بگیر...


دست دلم را بگیر...

حضرت مهدی

چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز

هـزار بـار بـیـاید بهـــــار کـافی نیست

خودت دعـــا کن ای نازنیــن که برگردی

دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست

 

... نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شده‌ام مشکی پررنگ... پرکلاغی...

تشنه‌ام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام... می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما ... آقای بی قراری هایم خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری.

دلم باید به آهستگی حمل شود، چون ترک خورده ... شکستنی است.

صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمی‌دانم پشت کدامین دیوار این شهرهای آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام...

آه دلم! که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده، اما... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که لحظاتی ست که برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برسوندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود...

دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی.

آقا جان دست دلم را بگیر... مگذار مسخر اغیار شود...

آه دلم! که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده، اما... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که لحظاتی ست که برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برسوندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود...

«آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است».

ای که دستت میرسد! کاری بکن...

بر دشمن مرتضی علی (ع) لعنت


بر هر که شود منکر مولا لعنت

بر هر که شده قاتل سقّا لعنت

ورد لب مهدی شده هرشب،هر روز

بر دشمن بی حیای زهرا لعنت