شعر مدح حضرت زینب کبری (س) _ مصطفی صابر خراسانی


بــــرا ی خلـــقت حــوا بــه دنـــــیا امدی

پس تو پیــش از حــــضرت دنیــــا به دنیا امدی

اشک با تو از دل زهـــــرا تولد یافته داست

مــــادرت دریــــــا خودت دریــــــا به دنیا امدی

 جای زمــــــزم عشق از زیــر قدمهایت شـکفت

بانــــوی بانی بــــــاران تـــــــا به دنـــیا امـدی

بعــــد تو ضــــرب المــــثل شد دختـران بابائیند

زین ســـبب تو زیــــــنت بــــابـــا به دنیا امدی

تو در اغــــوش حسینت خــنده ات گل می کند

پس به خــــاطر خـــواهی ارباب دنــــــیا امدی

گریـــــه کـــــمتر کن ســــلام زینب قلب صبور

تو بـــــرای روز عــــــــاشورا به دنـــــیا امـــدی

دارد از امـــــروز کـــــــار خانه یــــادت می دهد

مادر خــــانه پس از زهــــرا به دنـیا امدی

شعر مدح حضرت زینب کبری (س)

کار ِما امشب است با زینب

شبِ میلادِ نورها، زینب

سِرِّ وَالنجم و وَالضُحی زینب

آمده محور ِکسا زینب

دختر صبر مرتضا زینب

السلام علیک یازینب

ای نبوت به شأن زن زینب

اسدالله بت شکن زینب

فاطمه حیدر و حسن زینب

یک تنه کُلِّ پنج تن زینب

ازازل غرق خویشتن زینب

تاابد غرق ِ درخدا زینب

ادامه نوشته

شعر فراق امام زمان (عج)

می و میخانه را از ما گرفتند

ز کف پیمانه را از ما گرفتند

شدیم عاقل که دنیا دوست گشتیم

دل دیوانه را از ما گرفتند

چو ما را از شهادت دور کردند

کلید خانه را از ما گرفتند

دگر آرامشی در قلب ما نیست

که زلف و شانه را از ما گرفتند

بپرسید از شهیدانی که رفتند

چه شد میخانه را از ما گرفتند

خدا داند که ما دیر آمدیم و

گل ریحانه را از ما گرفتند

ز هجران نیستیم آزرده زیرا

غم جانانه را از ما گرفتند

شعر فراق امام زمان (عج)

توبه از جرم وخطا،حال سحر مي خواهد

خلوت نيمه ي شب اشك بصر مي خواهد

وادي طور همين هيئت هر هفته ي ماست

ديدن نور خدا اهل نظر مي خواهد

سختي گردنه ي عشق زمينت نزند

راه پر پيچ وخمش مرد سفر مي خواهد

صِرف اين سينه زدن ها به مقامي نرسيم

محرم راز شدن ديده ي تر مي خواهد

عمل زينب كبري به همه ثابت كرد

سر شكستن ز غم دوست جگر مي خواهد

سر عباس به ني پند ظريفي دارد

غير خورشيد،سماوات قمر مي خواهد

جهت بخشش هر سينه زني حضرت حق

محشر از مادر سادات نظر مي خواهد