شعر مرثیه حضرت زهرا (س)

باز هم ای دختر پیغمبر اکرم بمان

مرهم درد علی ای درد بی مرهم بمان

 زندگیِ روبه راهی داشتم؛ چشمم زدند

کوری چشم همه با شانه های خم بمان

 دست های تو شکسته ش هم پناه مرتضی ست

تکیه گاه محکم من پشت من محکم بمان

 تو نباشی پیش من، این ها زمینم می زنند

ای علمدار مدینه پای این پرچم بمان

 این نفس های شکسته قیمت جان من است

زنده ام با یک دمت پس لطف کن یک دم بمان

 کم ببوس دست مرا دارم خجالت میکشم

من حلالت میکنم اما تو هم یک کم بمان

با همین دستی که داری ، باز دستم را بگیر

پیش این مظلوم ای مظلومه عالم بمان

از تو از دیدن تو توشه کم برداشتم

یار هجده ساله هجده سال دیگر هم بمان

روی تو گرچه ورم کرده ولی با آن خوشم

با همین روی بهم پیچیده و درهم بمان

از تو از دیدن تو توشه کم برداشتم

یار هجده ساله هجده سال دیگر هم بمان

آه آه... تو مرا به آه آه... انداخته

جای کم کم رفتن از پیش علی کم کم بمان

 رفته رفته کار من دارد به خواهش میکشد

التماست میکنم، پیشم بمان پیشم بمان

فاطمیه هم آمد


خبری می رسد ازراه خبرنزدیک است
آب وآیینه بیارید سحرنزدیک است
طبق آیات وروایات رسیده ای قوم
جمعه آمدن اوبه نظر نزدیک است
عاقبت فصل زمستان به سرآید روزی
باز هم گل دهد این باغ ثمر نزدیک است
قطره چون رود شود راه به جایی ببرد
به دعای فرج جمع اثرنزدیک است
باظهورش حرم فاطمه را می سازیم
بار بربند برادرکه سفر نزدیک است
راه دوردل ما تا به درخیمه او
ازدرخانه زهرا چقدر نزدیک است
آه گفتم که در خانه ویادم آمد
غربت مادر واندوه پدر نزدیک است
گرچه ازآتش درسوخته جانم اما
بیشتر روضه کوچه به جگر نزدیک است
باز کابوس سراغ پسری آمده است
باز می لرزد وانگارکه شرنزدیک است
مادرت را ببراز رهگذر نامردان
کوچه بند آمده ازکینه خطر نزدیک است
تا که افتاد زمین زلزله درعرش افتاد
هاتفی گفت:قیامت به نظر نزدیک است
دو قدم رفته نرفته نفسش بند آمد
پسرش گفت بیا ،خانه دگر نزدیک است
*****
داغ مادر به جگر میرسد اما انگار
اثرداغ برادربه کمر نزدیک است

شعر مرثیه حضرت زهرا (س)


باز هم ای دختر پیغمبر اکرم بمان

مرهم درد علی ای درد بی مرهم بمان

 زندگیِ روبه راهی داشتم؛ چشمم زدند

کوری چشم همه با شانه های خم بمان

 دست های تو شکسته ش هم پناه مرتضی ست

تکیه گاه محکم من پشت من محکم بمان

 تو نباشی پیش من، این ها زمینم می زنند

ای علمدار مدینه پای این پرچم بمان

 این نفس های شکسته قیمت جان من است

زنده ام با یک دمت پس لطف کن یک دم بمان

 کم ببوس دست مرا دارم خجالت میکشم

من حلالت میکنم اما تو هم یک کم بمان

آب ها از آسیاب افتاد خوبت میکنم

یار هجده ساله، هجده سال دیگر هم بمان

 رفته رفته کار من دارد به خواهش میکشد

التماست میکنم، پیشم بمان پیشم بمان

شعر مرثیه حضرت زهرا (س)

بانو سه ماه منتظر این دقیقه ام

مشغول کار خانه شدی! خوش سلیقه ام

زهرا مرا چه قدر بدهکار می کنی

داری برای دل خوشی ام کار می کنی؟

دراین سه ماه، آب شدم ، امتحان شدم

با هر صدای سرفه ی تو نصفه جان شدم

با دیدنت، نگاه مرا سیل غم گرفت

با اولین تبسم تو، گریه ام گرفت

این بوی نان داغ به من جان ِ تازه داد

حتی به پلکهای حسن، جان تازه داد

ادامه نوشته

شعر مرثیه حضرت زهرا (س)


چه کنم بی تو اگر زنده بمانم ، چه کنم

کاش می شد که در این شهر نمانم ، چه کنم

تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی

شده بیماری تو قاتل جانم ، چه کنم

مردم از گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من

اشک از دیده ز داغت نفشانم ، چه کنم

من که صد ها گره ی کور به دستم وا شد

گِرِهم روی گره خورده ندانم ، چه کنم

حاضرم جان بدهم چهره ی خود باز کنی

گرچه شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم

تا مغیره رسد از راه حسن می لرزد

من به حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم

گیرم از کوچه به یادت رفت و آمد نکنم

با در سوخته ی خانه ندانم ! ! ، چه کنم

استخوان های تو بیرون زده لاغر شده ای

چِقَدَرَ پیر شدی یار جوانم ، چه کنم

ای زمین خورده ، علی هست زمین خورده ی تو

بیش از این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم

به یقین حرف دلم بود که "انسانی" گفت:

"من زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم"

شعر فراق امام زمان (عج)


من در پناهِ چَشمهايت سرفرازم

 از اين كه آقاي مني بر خود بنازم

شد خاكساري حريمت آبرويم

خاكِ كف پاي تو شد مُهرِ نمازم

محرابِ قلبم طاقِ ابروي تو باشد

چَشم انتظارت رو به صحراي حجازم

خانه خرابم كرد اين طوفانِ نفسم

بايد حريمِ تازه اي در دل بسازم

خواهم ز حق بين دعاي عهد هر صبح

اين جانِ ناقابل به راه تو ببازم

از داغِ آن سيليِ ناحقِ مدينه

آتش گرفته سينه در سوز و گدازم

زهرا صدا مي زد ميانِ دود و آتش

اَينَ غياث المنتظر؟ اي چاره سازم

شعر مدح حضرت زهرا (س) _ محمد حسین رحیمیان


می رسد نان شب ما از نوای فاطمه

آمدیم اصلا در این دنیا برای فاطمه

مدح او را باید از پیغمبر و حیدر شنید

ما کجا و گفتن از حال و هوای فاطمه

حک شده با خط حیدر روی درهای بهشت

اولویت هست اینجا با گدای فاطمه

اشهد انَّ علی ... را هر که گوید در اذان

می شود وارد به جمع بچه های فاطمه

هر چه نعمت می رسد بر ما یکی از این دوتاست:

یا دعای فاطمه یا که وفای فاطمه

قبل ابراز نیازم حاجتم را می دهد

تا که می خوانم خدایم را : خدای فاطمه!

حق او با گریه تنها نمی گردد ادا

پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه

می زنم بوسه به دست آن که در روز الست

زلف من را زد گره با سرجدای فاطمه

شعر مرثیه حضرت زهرا (س) _ جواد پرچمی


گرد علی ضریح تو هم در طواف شد

راه میان خانه و مسجد مطاف شد

دست چهل نفر هم در جنگ با علی

دست تو با تمامی شهر در مصاف شد

تنها امید دست خدا بود دست تو

دستت شکست و دست علی در کلاف شد

از ذوالفقار و نام علی کینه داشتند

یکجا حساب کینه شهر با تو صاف شد

دستت محال بود علی را رها کند

هر چه که شد با غلاف شد

تو دست خیر داری از خیر دست تو

از مالیات قنفذ ملعون معاف شد

یا حسین(علیه السلام)(پست ثابت)

     در طواف حرم امن خدا فهمیدم   

     کـعــبـه هــر روز عــزادار حـسـیــن بـن عـلـیـسـت



اللهم الرزقنا زیارت مولانا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

یا زهرا (س)


امروز که بر پر زدنت میگریم

آرام برای حسنت میگریم

در بغض صدای تو چه رازی خفته

وقتی که به آهِ سخنت میگریم

تا اشک ربوده فرصت هرنفسی

با فضه ، به درد بدنت میگریم

گهگاه به ایستادنت میسوزم

گهگاه به این ردشدنت میگریم

بر روضه بین در و دیوار و یا

بر عطر گل پیروهنت میگریم

امروز به جای بردن سر درچاه

بر سینه هر سینه زنت میگریم

یا زهرا (س)


ای وای چرا در این سرا خیمه زدی ؟

آرام وغریب وبی صدا خیمه زدی؟

با هر قدمت عرش خدا می لرزید

وقتی که میان کوچه ها خیمه زدی

احرام تنت سرخی خون می گرید

انگار که در کنج منا خیمه زدی

در هر قدمت نفس زدی بازحمت

ای یاس علی مگر کجا خیمه زدی ؟

آوازه در با تو چه رمزی دارد

ای وای که با قامت تا خیمه زدی

انگار کتاب قسمتت غم شده است

وقتی که میان کربلا خیمه زدی

یا زهرا (س)


دعــــا مـیکـرد مـــادر پــا بـگـیـرد

                            کــه در آغــوش گــرمـش جــا بـگـیـرد

بـه وقـت غـسـل زهـرا گـفـت حـیـدر

                            یـکـی چــشـمـان زیــنـــب را بــگـیـرد

ما و فاطمه (علیهاالسلام)

ما و فاطمه (علیهاالسلام)

حضرت زهرا علیهالسلام

باور ما این است كه در عرصه جهان چهره فاطمه علیهاالسلام محجوب است، نه تنها در جوامع منهای اسلام، بلكه در جامعه اسلامی، وای وای كه چه می‏گوید حتی در جامعه شیعی ما، بیش از چهارده قرن از تاریخ حیات و ممات فاطمه علیهاالسلام می‏گذرد، با این همه آثار و نوشته‏ها در ‌شان و موقعیت ایشان به این همه بحث و سخنرانی و مرثیه‎سرائی درباره او، هنوز تصویری درست از چهره حیات فاطمه علیهاالسلام در اذهان وجود ندارد. آنچه كه دوستدارانش در اذهان دارند شبح‏هائی نامفهوم و مبهم از فاطمه علیهاالسلام است و نه چیزی بیشتر.

او حتی در میان طرفدارانش نیز غریب و ناشناخته است به گفته محقق، چهره‏ای است كه در پشت مدح و ثنا و گریه دوستان محجوب مانده و فرصتی نیافته‏اند كه از حركات و سكنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحث‎ها اغلب در مورد مصیبت‏های وارده بر فاطمه علیهاالسلام دور می‏زند، و كمتر از حقایق و جهات زندگی او.

این واقعاً جای تأسف است كه با وجود این همه مجالس و فاطمیه‏ها و عزاداری‏ها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواسته‏ای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است كه بدانند برای چگونه فردی گریه می‏كنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه ره‎آورد ارزنده‏ای داشت كه اینك برای فقدانش آن همه اشك بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا می‏كنیم.

ادامه نوشته

خطبه فدكيه تفسيرى بر آيات قرآن كريم

خطبه فدكيه تفسيرى بر آيات قرآن كريم(3)

متن خطبه فدکيه

حضرت زهرا عليهاالسلام

حضرت زهرا عليهاالسلام پس از معرفى خود در اين قسمت به عنوان دختر رسول خدا، درباره شيوه زندگى مردم در زمان ظهور پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و روش برخورد آن حضرت با اين اوضاع، با استشهاد به آيه «لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُم» (توبه/ 128) مى‏فرمايد: پيامبرى از خود شما برايتان آمد كه آنچه شما را به زحمت مى‏انداخت بر او دشوار بود، نسبت به (خير و صلاح) شما علاقه شديد داشت، و به ايمان‏آورندگان مهربان و دلسوز بود. سپس در تبيين آيه مزبور ادامه مى‏دهد: «... آن حضرت رسالت خويش را ابلاغ و بيم و انذار و اندرز خود را اظهار و از مسلك و روش مشركان بركنار بود، كمر آنان را شكست و حلقوم ايشان را فشرد و با حكمت و پند نيكو، ايشان را به راه پروردگارش دعوت نمود، بت‏ها را شكست و گردن‏فرازان را سركوب كرد تا آنكه جمع ايشان شكست خورده پا به فرار گذاشتند.»

ابن ابى الحديد نيز ضمن ذكر رواياتى مى‏نويسد: «مردم مى‏پندارند كه نزاع فاطمه با ابوبكر در دو چيز بوده: در ميراث و در نحله. من در احاديث يافتم كه آن حضرت در مسئله سومى با او نزاع داشته و ابوبكر او را از آنها نيز منع كرده بود كه عبارت بود از سهم ذوى القربى.»

آن‏گاه با اشاره به مسلمانان و حق‏خواهى ايشان در آن دوران سخت ايمان آوردن، مى‏فرمايد: «شما به همراه سپيدرويان پاك‎نهاد، گوياى كلمه اخلاص شديد، و حال آن كه «كنتم على شَفا حُفرةٍ مِن النارِ» (آل عمران/ 103) بر لبه پرتگاه جهنم بوديد. به خاطر ضعف و ناتوانى شما، هر كس از راه مى‏رسيد مى‏توانست شما را نابود كند، جرعه‏اى براى هر تشنه و طعمه‏اى براى هر گرسنه و آتش‏گيره هر شعله‏اى بوديد، زير پاى ديگران له شده بوديد، آب‏هاى گنديده مى‏آشاميديد و برگ درختان مى‏چيديد، ذليل و توسرى خور بوديد.» سپس به آيه «تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ» (انفال/ 26) اشاره مى‏نمايد كه «شما وحشت داشتيد ديگران از اطراف به شما هجوم آورند، و خداوند به واسطه فيض وجود رسول خدا، شما را از آن گرفتارى‏ها نجات داد.»

ادامه نوشته

وصیت حضرت زهرا به حضرت على(‏علیهماالسلام)


وصیت حضرت زهرا به حضرت على(‏علیهماالسلام)

یا فاطمه الزهرا (س)

در آخرین لحظات حیات حضرت زهرا(علیهاالسلام) وقت آن رسیده بود كه ایشان رازهایى را كه در این مدت در سینه نهان داشته بود در قالب وصیت‏هاى لازم الاجراء با همسرش درمیان بگذارد. از این رو، عرضه داشت:

پسر عمو! من خبر مرگ خویش را دریافت كرده‏ام و لحظه به لحظه به زمان دیدار پدر بزرگوارم نزدیك‏تر مى‏شوم، اكنون تو را به انجام خواسته‏هایى كه در دل دارم سفارش مى‏كنم.

امام علی(‏علیه‎السلام) به او فرمود: دخت رسول خدا(صلى الله علیه و آله)! هر چه دوست دارى سفارش ‏كن .

امام‏ بر بالین زهرا نشست و از افراد حاضر در خانه خواست خارج شوند و سپس فاطمه زهرا (علیهاالسلام) لب به سخن گشود و عرضه داشت:

پسر عمو! بر این باورم از آن زمان كه زندگى خود را با تو آغاز كردم، در خانه‏ات دروغ نگفتم و به تو خیانت نورزیدم و از اطاعتت سر بر نتافتم؟

امام فرمود:

حاشا! از چنین چیزى فاطمه جان! تو به عظمتِ خداوند آگاه‏تر و فردى نكوكارتر و پروا پیشه‏تر و گرامى‏تر و ترس و بیم تو از خدا بیشتر از آن است كه من تو را بر نافرمانى‏ات مورد نكوهش قرار دهم. جدایى و از دست دادنت برایم بس دشوار است، ولى راه گریزى از آن نیست، به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت جانسوز رسول خدا(صلى الله علیه و آله) را یك بار دیگر برایم تازه كردى، بارِ جدایى و رحلتِ تو فوق‎العاده سنگین است، همه از خداییم و به سوى خدا باز مى‏گردیم، مصیبت و فراق تو آنقدر اندوه‎بار است كه سخت‏تر و دردناك‏تر و رنج‎آورتر و غم‏انگیزتر از آن وجود ندارد! مصیبتى است كه عزا و مصیبتى فراتر از آن نمى‏توان سراغ داشت.

اجازه ندهى هیچ یك از افرادى كه در حقم ستم روا داشتند در تشییع جنازه‏ام حاضر شوند.

سپس لحظاتى هر دو گریستند و امام‏ سر مبارك فاطمه‏(علیهاالسلام) را بر سینه نهاد و آنگاه فرمود:

(فاطمه جان!) هرگونه وصیتى مى‏خواهى به من سفارش كن، به وصیّت‏هایت مو به مو عمل خواهم كرد و هر چه را به من فرمان داده‏اى به انجام مى‏رسانم، و فرمان تو را بر كار خود ترجیح مى‏دهم.

زهراى مرضیه‏(علیهاالسلام) عرضه داشت:

پسر عمو! خداوند از ناحیه من به تو پاداش خیر عنایت كند، نخستین وصیّتم این است كه پس از من زنى را به ازدواج خویش درآورى... زیرا مردان بدون زن نمى‏توانند ادامه زندگى دهند .

و سپس معروض داشت:

سفارش بعدى‏ام این است كه اجازه ندهى هیچ یك از افرادى كه در حقم ستم روا داشتند در تشییع جنازه‏ام حاضر شوند، زیرا آنان دشمنانِ خدا و رسولند و رخصت ندهى هیچ كدام از آنان یا هوادارانشان بر جنازه‏ام نماز بگزارند و شبانگاه، آن زمان كه دیدگان مردم آرامش یافت و چشم‏ها به خواب رفت، مرا به خاك بسپار. (1)

ابن عباس وصیت نوشته شده‏اى را از آن مخدّره روایت كرده كه در آن آمده است:

این وصیت فاطمه دخت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است و گواهى مى‏دهد معبودى جز خداى یكتا نیست و محمد(صلى الله علیه و آله) بنده و فرستاده اوست، بهشت و جهنّم حق است و روز قیامت بى تردید فرا خواهد رسید و خداوند در آن روز مردگان را از قبرها برمى‏انگیزاند و زنده مى‏كند. على جان! من فاطمه دختر محمدم، خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت از افتخار همسرى‏ات برخوردار باشم، تو از دیگران به من سزاوارترى، مرا شبانه حنوط نما و غسل بده و كفن كن و بر جنازه‏ام نماز بگزار و در تاریكى شب به خاكم بسپار، و هیچ كس را خبر نكن، تو را به خدا مى‏سپارم و تا دیدار روز قیامت به فرزندانم درود و سلام مى‏فرستم.(2)

 

پی‎نوشت‎ها:

1- روضة الواعظین، 151/ 1.

2- بحار الانوار، ج 43، ص 214.

توصیه‌های مهم و شنیدنی آیة الله وحید خراسانی


توصیه‌های مهم و شنیدنی آیة الله وحید خراسانی

آیت الله وحید خراسانی



1- آیت الله وحید خراسانی مکرر و با تاکید به مساله با اهمیت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته های عزاداری توصیه فرمودند. بسیار روشن بود اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود .

2- معظم له در پاسخ به سوالی درباره آغاز و پایان ایام فاطمیه بیان فرمودند که از  روز 13 جمادی الاول شروع می شود تا روز 3 جمادی الثانی که تعطیل است و اوج سوگواری در آن روز است که توجه به آن روز سیره بزرگان از فقهایی همچون میرزای نایینی و مرحوم آخوند خراسانی بوده است .

3- ایشان در ادامه نکته دقیق و ظریفی در تفسیر "بضعة منی" فرمودند که "پاره تن" از اغلاط است. بضعه در این جا یعنی پاره ای از وجود عقل کل و کل عقل. یعنی پاره ای از علم او، پاره ای از نور و مقام او، پاره ای از عصمت و قدسیّت او و بالاخره پاره ای از عقل کل و کلّ عقل.

همچنین فرمودند در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است، همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند.

ایشان با تاکید فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم

4- معظم له با توجه به نقش هویتی مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکید داشتند: شهادت حضرت صدیقه، شهادت حضرت امیر و شهادت حضرت صادق علیهم السلام .

5- همچنین ایشان با تاکید فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام  مسئولیم .

اما در پایان این دیدار صمیمانه 2 توصیه برای عموم مردم بیان فرمودند:

اول: تلاوت روزانه سوره یاسین و هدیه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) .

دوم: آغاز ختم قرآن  به صورت روزانه به هر میزان که میسر است و هدیه کردن آن به امام عصر علیه السلام . که بر اساس حدیث صحیح و معتبری بشارت داده شده که کسی که چنین هدیه ای به امام زمان علیه السلام می دهد  (و هو معه)یعنی به مقام معیت با آن بزرگوار می رسد .

    

در پایان آیت الله وحید از همگان خواستند تا با بزرگداشت این ایام حزن و ماتم ، زمینه جلب عنایات حضرت بقیة الله به کشور را فراهم آورند .

منبع:تبیان

شعر مدح حضرت زهرا (س)


در هوایت جبرئیلی هم پر آوردن کم است

وقت مدح تو هزاران من در آوردن کم است

آسمان کاغذ شود، خلقت قلم در وصف تو

هفت اقیانوس را هم جوهر آوردن کم است

آن چنان ظرفیتی در خانه ی تو ریخته

که صد و ده کعبه هم از آن در آوردن کم است

دختر پیغمبر ما یازده نور آفرید

پس که گفته، ای خدیجه دختر آوردن کم است !

در مصاف دست تو وقتی به میدان رو کند

چند صد تا قلعه همچون خیبر آوردن کم است

تا زمانی که کمربند علی در دست توست

لشکری را هم به جنگ حیدر آوردن کم است

شأن نام نوکرت بالاتر از این حرف هاست

از سلیمانی همین جا سر درآوردن کم است

مادران سینه زن هایت همه قربان تو

مادر خوبم به پای تو سرآوردن کم است

ریشه های چادرت را زود دنبالم فرست

تاب یا طاقت میان محشر آوردن کم است

در حسینیه میان روضه یادم داده اند

روز و شب سجده به پای مادر آوردن کم است