شعر مدح امام حسین (ع)


چشم وا کردم در این دنیا تو را دیدم حسین

می شود کاری کنی از بهر تمدیدم حسین ؟

آمد آخر بر سرم از آن چه ترسیدم حسین

دل شکسته از حریمت دور گردیدم حسین

"بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا"

روز اول کآمدم آقا گرفتارت شدم

شاهدی که باعث گرمی بازارت شدم

مدتی حس میکنم گویا که سربارت شدم

کهنه و بی رنگ و رو گشتم دل آزارت شدم

غم نخور فکری به حال و روز زارت می کنند

با ضریح نو حسین جان نو نوارت می کنند

یاد ایامی که من هم رنگ و رویی داشتم

یاد ایامی که با تو آبرویی داشتم

روز و شب از اشک زوارت وضویی داشتم

نیمه شب با زائرینت گفتگویی داشتم

نیمه شب ها با زبان بی زبانی ، با وفا

روضه میخواندم برای زائرین کربلا

روضه میخواندم زگودال بلا ... یادش بخیر

از هجوم تیرو تیغ ونیزه ها ... یادش بخیر

روضه میخواندم که شمر بی حیا ... یادش بخیر

گیسویت را میکشید و از قفا ... یادش بخیر

روضه میخواندم به روی نی سرت را برده اند

پیرهن ، عمامه و انگشترت را برده اند

روضه میخواندم من از درد و بلای زینبت

روضه میخواندم ز اوج گریه های زینبت

روضه میخواندم ز نای نینوای زینبت

روضه میخواندم ز خستگی پای زینبت

روضه های باز و مکشوف تو آبم کرده بود

بی تعارف ، مادرت - آقا - جوابم کرده بود ؟

چرا گاهی دعای ما مستجاب نمی شود؟


چرا گاهی دعای ما مستجاب نمی شود؟


وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (البقرة/186)‏

و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى‏ خواند پاسخ مى‏ گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.


دعا

برخى افراد از رسول خدا صلى الله علیه وآله مى‏ پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیک است که او را آهسته بخوانیم و یا اینکه دور است که با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا کننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد که در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بکار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیک هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏ کنم، پس به خودم ایمان بیاورند ودعوت خودم را اجابت کنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است که انسان بخواهد با خداوند مناجات کند.

دعا کردن، همراه وهمرنگ شدن با کلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند؛ «کلّ له قانتون»( بقره، 116.) و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند؛ «یَسئله مَن فى السموات والارض»( الرحمن، 29.) پس ما نیز از او درخواست کنیم تا وصله ‏ى ناهمگون هستى نباشیم.

قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:

1- دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فادعوا اللّه مخلصین له الدین»( غافر، 14.)

2- با ترس و امید همراه باشد. «وادعوه خوفاً وطمعاً»( اعراف، 56)

3- با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یدعوننا رغباً و رهباً»( انبیاء، 90)

4- با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادعوا ربکم تضرعاً و خفیة»( اعراف، 55)

5 – با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «اذ نادى ربّه نداء خفیاً»( مریم، 3)

در اصول کافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش وآداب دعا، توجّه واصرار وذکر حاجت‏ها هنگام دعا ودعاى دسته جمعى وایمان به استجابت آن آمده است.( کافى، ج‏2، کتاب الدعا)

عارف گرانقدر، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی درباره شرایط دعا کردن می گوید: «بدان ای عزیز که دعا را نیز چون امور دیگر آدابی است که با رعایت آن به استجابت نزدیک تر می شود. طهارت بدن از حدث و خبث و استعمال بوی خوش و تشرف به مساجد و بقاع متبرکه دعا را به استجابت می رساند... نیز دادن صدقه به محتاجان و توجه به خانه خدا از آداب دیگر دعاست. کسی که دست به دعا برمی دارد باید که به خداوند و حصول حاجت خود از سوی پروردگار عالم حسن ظن داشته باشد و با تمام وجود و از عمق قلب خویش دعا کند

چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‏ شود؟

عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرک یا جهل ماست. در تفسیر المیزان مى‏ خوانیم که خداوند در این آیه مى‏ فرماید: «اجیب دعوة الداع اذا دعان» خودم اجابت مى‏ کنم دعا کننده‏ اى را که فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر کند. پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است که ما از خداوند خیر نخواسته‏ ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نکرده ‏ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است. و یا اینکه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد که به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى‏ شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى‏ شود و یا در آخرت جبران مى‏ گردد.

در اصول کافى مى‏ خوانیم: کسى که غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف ونهى از منکر نکند ویا از سر غفلت وبى‏ اعتنایى دعا کند، دعایش مستجاب نمى‏ گردد.

معناى دعا، ترک کسب و کار نیست، بلکه توکّل به خداوند همراه با تلاش است. لذا در حدیث مى‏ خوانیم: دعاى بیکار مستجاب نمى‏ شود.

شاید قرار گرفتن آیه‏ ى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است که ماه خدا با دعا دارد.

دعا
با اینکه کارهاى خداوند قانون‏مند و براساس عوامل و سنّت ‏هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟

همانگونه که انسان در سفر، حکم نماز و روزه‏ اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا کننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى‏ کند. همانگونه که توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى‏ کند. چنانکه اگر کودکى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود که تنها برود. بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم‏ زدن سنّت‏ هاى قطعى الهى.

دعا کردن، همراه وهمرنگ شدن با کلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند؛ «کلّ له قانتون» و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند؛ «یَسئله مَن فى السموات والارض»پس ما نیز از او درخواست کنیم تا وصله ‏ى ناهمگون هستى نباشیم

آداب دعا از زبان آیت الله نخودکی

کسی که دست به دعا برمی دارد باید که به خداوند و حصول حاجت خود از سوی پروردگار عالم حسن ظن داشته باشد و با تمام وجود و از عمق قلب خویش دعا کند.

عارف گرانقدر، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی درباره شرایط دعا کردن می گوید: «بدان ای عزیز که دعا را نیز چون امور دیگر آدابی است که با رعایت آن به استجابت نزدیک تر می شود. طهارت بدن از حدث و خبث و استعمال بوی خوش و تشرف به مساجد و بقاع متبرکه دعا را به استجابت می رساند... نیز دادن صدقه به محتاجان و توجه به خانه خدا از آداب دیگر دعاست. کسی که دست به دعا برمی دارد باید که به خداوند و حصول حاجت خود از سوی پروردگار عالم حسن ظن داشته باشد و با تمام وجود و از عمق قلب خویش دعا کند.

به وسیله روزه اندرون از حرام خالی دارد و توبه از گناهان را تجدید کند و در دعا اصرار ورزد و حاجت خویش به زبان بازگوید و با خشوع و گریه نیاز به درگاه بی نیاز برد و حاجت برادران اهل ایمان را مقدم دارد و دعای خود را با اسمای اعظم الهی همراه کند و از مدح و ثنای پروردگار خود فرونگذارد و در آغاز و انجام دعای خود بر محمد(صلی الله علیه وآله) و دودمانش صلوات و درود فرستد...

توجه و عنایت امام زمان(عج) به شیعیان !


توجه و عنایت امام زمان(عج) به شیعیان !

امام زمان

امام مهدی علیه السلام در دوران غیبت کبری توجه و عنایت خاصی به شیعیان خود دارند و در همه ی حالات پیش آمده به یاری آنها شتافته اند.

برای اثبات این ادعا فقط و فقط می توان به بعضی از احادیث و مصادیق آنها مراجعه کرد.

نظارت بر جامعه شیعه

ـ حضرت  در زمان غیبت بر شرایط و اتفاقات درون جامعه شیعه و نظارت و آگاهی کامل دارند و کسانی که توفیق زیارت جمال ایشان را داشته اند، این مطلب را از زبان خود حضرت شنیده اند:

در زمان جنگ جهانی اول بود که مردم از شرایط به وجود آمده بسیار در عذاب بودند، شبی آیت الله نائینی به امام زمان متوسل می شود. در خواب دیواری به شکل نقشه ی ایران دیدم که شکست برداشته، خم شده و در حال افتادن است، زیر دیوار یک عده زن و بچه نشسته بودند ودیوار داشت روی سرآنها خراب می شد. فریاد زدم: «خدایا این وضع به کجا خواهد انجامید؟» در همین حال دیدم که حضرت ولی عصر علیه السلام آمدند و انگشت مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند، دو مرتبه سرجایش قرار دادند و فرمودند: «اینجا شیعه خانه ی ماست، خم می شود،شکست بر می دارد اما نمی افتد»(1).

 

دعا برای شیعیان

ـ امام معصوم در هر زمان مستجاب الدعوه است، امام موعود علیه السلام نیز از این قاعده مستثنی نیستند و همیشه برای پیروان خود دعا می کنند.سید بن طاووس می گوید، شبی در سرداب مطهر نشسته بودم، می شنیدم که حضرت در حق شیعیان خود دعا می کنند: «خدایا! به حق آن که در خشکی و دریا تو را می خواند، بر فقرای مومنین به غنا و ثروت، بر بیماران به شفا و سلامتی، و بر زندگانشان به لطف و کرم، بر امواتشان به مغفرت و رحمت، به مسافران و غریبانشان به بازگشت به وطن هایشان تفضل فرما»(2).

از مزایا و برکات وجود مبارک حضرت مهدی علیه السلام روی زمین، برای ما، دفع بلا از شیعیان است. ایشان فرمودند: من آخرین وصی ام و خداوند به واسطه ی من بلا را از خاندان و شیعیان من دور می سازد

عیادت از بیماران

ـ یکی از خلقیات حضرت رسول صلوات الله علیه، عیادت از مریض بود. فرزند ایشان که زنده کننده سیره و سنت جد بزرگوار خود هستند، به پیروی از ایشان به دیدن بیماران در بستر می روند. شخصی تعریف کرده است که "در بازگشت از مشهد مقدس، در خاتون آباد بیمار شدم. احساس کردم شخصی به عیادتم آمد، مدتی با من صحبت کرد، به من وعده ی شفا داد و رفت. پس از رفتنش سراغش را از اطرافیان گرفتم، آن ها گفتند کسی اینجا نیامده. باز صدای غریبی شنیدم: مگر لیلة الشمسیة وعده ی ملاقات ما نبود؟ امشب، همان شب است(3)".

امام زمان
شرکت در مراسم تشییع جنازه

ـ تا به حال شنیده اید که امام زمان برای تشییع جنازه ی کسی برود؟

سید باقر مجتهد سیستانی برای آنکه به محضر امام زمان شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه، هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز کرد. ایشان می گفت:

«در یکی از جمعه های آخر، شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک به مسجدی که در آن بودم، می تابید. حال عجیبی به من دست داد. از جا برخاستم و به دنبال نور، در آن خانه رفتم. خانه ی کوچک و فقیرانه ای بود، در زدم، وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم که حضرت ولی عصر، امام زمان علیه السلام در یکی از اتاق های خانه تشریف دارند. در اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که روی آن پارچه سفید کشیده بودند.

وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم. حضرت به من فرمودند: چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این باشید(به آن جنازه اشاره کردند) تا من به دنبال شما بیایم. این بانویی است که در دوره ی بی حجابی هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند.»(4)

 

دفع بلا

ـ از مزایا و برکات وجود مبارک حضرت مهدی علیه السلام روی زمین، برای ما، دفع بلا از شیعیان است. ایشان فرمودند: من آخرین وصی ام و خداوند به واسطه ی من بلا را از خاندان و شیعیان من دور می سازد(5).

امام معصوم در هرزمان مستجاب الدعوه است، امام موعود علیه السلام نیز از این قاعده مستثنی نیستند و همیشه برای پیروان خود دعا می کنند.سید بن طاووس می گوید، شبی در سرداب مطهر نشسته بودم، می شنیدم که حضرت در حق شیعیان خود دعا می کنند: «خدایا! به حق آن که در خشکی و دریا تو را می خواند، بر فقرای مومنین به غنا و ثروت، بر بیماران به شفا و سلامتی، و بر زندگانشان به لطف و کرم، بر امواتشان به مغفرت و رحمت، به مسافران و غریبانشان به بازگشت به وطن هایشان تفضل فرما»

تعلیم و آموزش

ـ برخی از شیعیان، شاگردان واقعی مکتب اهل بیت، در زمان غیبت کبری هم تمام سوالات خو را از امام زمان علیه السلام می گیرند و ایشان هم مانند معلمی مهربان، سوالات آنها را پاسخ می دهد.سید جواد عاملی از شاگران سید بحرالعلوم بودند، تعریف می کنند که سید از دروازه ی نجف خارج شد، من نیز به دنبال او رفتم تا وارد مسجد کوفه و مقام امام زمان شد. سید با امام گفت و گویی داشت، از آن حضرت سوالی پرسید، ایشان فرمودند: "در احکام شرعی وظیفه ی شما عمل به ادله ی ظاهری است و آنچه از ادله به دست می آورید، همان را باید عمل کنید و شما مامور به احکام واقعیه(6) نیستید(7)".

 

عنایت خاص به شهدا

ـ حتما شنیده اید که به کسی که ناامید و درمانده می شود می گویند به امام زمان متوسل شو که ایشان دست رد به سینه ی هیچ درمانده ای نمی زند. در طول هشت سال دفاع مقدس و حتی بعد از آن، بارها و بارها دیده ایم که حضرت ولی عصر علیه السلام در درماندگی فرماندهان و سربازان ما، از آنها دستگیری کرده اند:کم کم آثار یاس و ناامیدی در چهره ی تک تک بچه های گروه تفحص نمایان شد و دیگر با اینکه خیلی زحمت کشیده بودیم، مایوس شدیم. اتفاقا آن روز، روز ولادت قطب عالم امکان، حضرت مهدی علیه السلام بود. در حال ناامیدی از ایشان کمک خواستیم. نزدیک ظهر بود که در قسمتی از بیابان بی آب و علف، شقایقی نظرم را جلب کرد. رفتم که شقایق را از ریشه درآورم، متوجه چیزی زیر خاک شدم. خاک را کنار زدم، دیدم ریشه ی شقایق از جمجمه ی شهیدی روییده است. بعد از تحقیقات شناسایی هویت شهید، متوجه شدیم که اسم او مهدی منتظر قائم است(8).

اهمیت انجام واجب و ترک حرام!

اهمیت انجام واجب و ترک حرام!


امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می‏فرماید: «... و جعلها منتها رضاه حاجته من خلقه فاتقوا الله الذی انتم بعینه ... .» ; (1)

«خداوند سبحان، انجام واجب و ترک حرام را نهایت درجه خشنودی از بنده ‏اش قرار داده است‏»(ضمیر «ها» در «جعلها» به انجام واجب و ترک حرام برمی‏گردد)


امام علی

در این جا، بحث نماز شب و بحث تلاوت قرآن و بحث ذکر و ورد و چله‏ نشینی مطرح نشده است، بلکه بحث انجام واجب و ترک حرام است و خداوند برای آن که بفهماند که میزان اهمیت انجام واجب و ترک حرام پیش خودش چقدر است، می‏فرماید: نیازی که من به شما بنده ‏ها دارم این است که بتوانید واجبات و محرمات را رعایت کنید که این بیان، جامع ‏ترین و رساترین تعبیر خدا برای نشان دادن اهمیت انجام واجب و ترک حرام است .

سپس می‏فرماید: «فاتقوا الله الذی انتم بعینه‏»

حالا که شما در محضر من هستید، پس چرا واجبات را انجام نمی‏دهید و محرمات را ترک نمی‏ کنید؟

البته مشکل اساسی ما این است که آشنا به واجبات و محرمات نیستیم و اطلاع کافی نسبت ‏به این دو مقوله نداریم و فکر می‏کنیم که واجبات و محرمات همین است که در رساله‏ ها آمده است. در حالی که پنجاه و پنج تا از محرمات، گناه کبیره است که در رابطه با آن روایت داریم و کبیره یعنی بی ‏برو برگشت نتیجه انجام آن آتش جهنم است .

تعبیر دیگر امیرالمۆمنین (علیه ‏السلام) این است که می‏ فرماید: خدای سبحان فرموده است: من یک حق، گردن شما دارم که اگر این حق من را ادا کنید، در ازای آن، حقی از شما بر گردن من خدا واجب می‏ شود و حق من به گردن شما این است که واجبات و محرمات را خوب بشناسید و به آن‏ها عمل کنید، اگر این کار را بکنید، حق من ادا شده است . (2)

بعد حضرت دو دستورالعمل را ارائه می‏ دهند، برای این که بتوانیم هم در وادی شناخت هم در انجام واجبات و ترک محرمات موفق بشویم، یا به تعبیر دیگر، رمز موفقیت در انجام واجب و ترک حرام را دو چیز می‏دانند:

1 . «و ان تستعنوا علیها بالله‏»:

در هر زمان و مکانی که فکر می‏ کنید محل استجابت دعاست، به هر زبان، و در هر حال و موقعیتی که احتمال استجابت دعا می‏دهید، دعا کنید که «خدایا! توفیق شناخت انجام واجب و ترک حرام به من عطاکن و در سایه آن توفیق، توفیق انجام واجب و ترک حرام که نهایت درجه خشنودی تو از من است، به من عنایت فرما».

«و قلیل من عبادی الشکور» هم انذار است و هم تبشیر; آن هم در حد انجام واجب و ترک حرام . تبشیر است، یعنی این که اگر شما واجبات را انجام دهید و محرمات را ترک کنید، جزء بنده‏ های قلیل و شکور می شوید . و انذار است، چون ما جزء آن عده قلیل نیستیم . لذا حضرت آنها را تشویق می‏ کند و می‏ فرماید: «فاهطعوا باسماعکم الیها»

مثلا قبل از اذان صبح روز جمعه، بعد از خطبتین نماز جمعه تا قبل از شروع نماز و غروب روز جمعه این سه وقت، اوقات استجابت دعاست و در روایات داریم که دعا در اسلام، یک مقوله ‏ای است که وقتی از زبان بنده ‏ای خارج می‏ شود، به هیچ وجه من الوجوه رد نمی‏ شود . اصلا در منطق دین ما، دعا از بنده، در محضر حق تعالی رد نمی ‏شود . دعا از دو حال خارج نیست:

یا صد در صد مستجاب می‏ شود، یا صد در صد رد می‏شود . اگر رد بشود، در روایات هست که کفاره گناهان حساب می ‏شود .

اگر مستجاب بشود، یا آن خواسته را در دنیا می‏ دهند، یا بعد از مرگ و اگر در دنیا بدهند، یا زود می‏ دهند، یا با تاخیر و آن به خاطر حکمتی است که در روایات بیان شده است و در روایات داریم که وقتی بعد از مرگ دعا مستجاب شد و تحویل آن شخص داده می‏ شود، شخص مرده از خدا تمنا می‏ کند که ای کاش همه دعاهای من بعد از مرگ مستجاب می ‏شد، نه در دنیا . چون دعا اگر در دنیا مستجاب بشود، با آفت‏هایی که وجود دارد، از بین می‏ رود، ولی بعد از مرگ دیگر آفت وجود ندارد که از بین برود .

گناه

2 . «و تستعینوا بها علی الله‏»:

مساله تمرین است که فرمایش حضرت این است که وقتی ما این رمز موفقیت را به دست آوردیم که در هر جا که محل استجابت دعا بود، دعا کردیم و از خدا خواستیم که توفیق شناخت و عمل در انجام واجب و ترک حرام را به ما بدهد، بعد در مرحله عمل از کم و آهسته و آهسته، با تمرین و اراده و همت‏باید پیش برویم و راه دیگری نداریم . چون طبق روایتی که فیض کاشانی در کتابش آورده است، بچه که به دنیا می‏ آید، گریه چهار ماه اول او «اشهد ان لا اله الا الله‏» است و گریه چهار ماه دوم او «اشهد ان محمد رسول الله‏» است و گریه چهار ماه سوم او برای پدر و مادر است و بچه در ابتدا معصوم است، ولی به تدریج‏ ساختمان وجودش پر از تعلقات می‏شود و اگر بخواهد این تعلقات را در حد و مرز واجب و حرام الهی به کار برد، نیاز به کار و تمرین دارد و یک شبه راه صد ساله را نمی‏توان پیمود و نباید فکر کنیم که سریع می‏ شود واجبات و محرمات را شناخت و سریع می‏ شود شروع به انجام واجبات و ترک محرمات نمود . چون عجله، کار شیطان است و عجله انسان را به گناه کبیره مبتلا می‏کند . پس رمز دوم موفقیت، تمرین است از کم; نه با عجله .

حضرت علی (علیه ‏السلام) در ادامه خطبه 191 می‏ فرمایند: «فما اقل من قبلها و حملها حق حملها» :

چقدر کم هستند اشخاصی که این حد از ایمان را دارا باشند که قلبا بدانند وظیفه‏ شان انجام واجب و ترک حرام است و این را در مرحله عمل به اجرا در آورند .

چقدر کم هستند کسانی که حق این مساله انجام واجب و ترک حرام را ادا کنند .

سپس می‏فرمایند: «و هم اهل صفة الله سبحانه اذ یقول‏» ; خدای سبحان هم در آیات شریفه از این موضوع پرده برداشته و می‏ فرماید:

«و قلیل من عبادی الشکور» ; در میان بنده ‏های من بسیار کم هستند که اهل شکر باشند .

امیرالمۆمنین (علیه ‏السلام) این است که می‏ فرماید: خدای سبحان فرموده است: من یک حق، گردن شما دارم که اگر این حق من را ادا کنید، در ازای آن، حقی از شما بر گردن من خدا واجب می‏ شود و حق من به گردن شما این است که واجبات و محرمات را خوب بشناسید و به آن‏ها عمل کنید، اگر این کار را بکنید، حق من ادا شده است

این آیه شریفه را حضرت در باب انجام واجب و ترک حرام استشهاد آورده ‏اند و منظور از «و قلیل من عبادی الشکور» این نیست که مثلا در میان این عده قلیل شیعه (در میان کثرت کفار)، چقدر کم عارف داریم و . . . ، بلکه منظور این است که در میان این عده قلیل، بنده ‏هایی که بتوانند واجبات و محرمات را بشناسند و خوب پیاده کنند، چقدر کم هستند .

لذا «و قلیل من عبادی الشکور» هم انذار است و هم تبشیر; آن هم در حد انجام واجب و ترک حرام . تبشیر است، یعنی این که اگر شما واجبات را انجام دهید و محرمات را ترک کنید، جزء بنده‏ های قلیل و شکور می شوید . و انذار است، چون ما جزء آن عده قلیل نیستیم . لذا حضرت آنها را تشویق می‏ کند و می‏ فرماید: «فاهطعوا باسماعکم الیها»

با گوش هایتان بشتابید به سوی شنیدن واجبات و ترک محرمات . «و ایظوا بجدکم علیها» ; با جد و کوشش و تلاش به انجام واجب و ترک حرام روی آورید . و «ایقظوا بها نومکم‏» ; از خواب غفلت‏ بیدار شوید (خواب به معنای غفلت از واجب و انجام حرام است و بیداری شما از این خواب، به معنای شناخت و انجام واجبات و محرمات است)

«... و اشعروها قلوبکم‏» ; ... اگر بخواهید قلوبتان شعور پیدا کند، راه آن انجام واجب و ترک حرام است . «و ارحضوا بها ذنوبکم‏» ; بهترین راه کفاره گناهان انجام واجب و ترک حرام، «و داووا بها الاسقام‏» و بهترین راه مداوای بیماری‏ ها، انجام واجب و ترک حرام است .

به عنوان مثال، خیلی از ناراحتی‏ هایی که خانم ‏ها دارند، مرض ضعف اعصاب است که باعث‏ سردرد، درد گرفتن طرف چپ بدن، گردن درد، لرزش جسمانی و . . . می‏ شود و ریشه ‏اش این جا است که مثلا غیبتی شده و آن غیبت‏ به گوش آن شخص رسیده و باعث نا آرامی روح شده است . لذا حضرت می ‏فرمایند: بهترین داروی درد این است که جلوی زبان گرفته شود .

جایگاه مصلحت طلبی در حکومت امام علی علیه‌السلام

جایگاه مصلحت طلبی در حکومت امام علی علیه‌السلام


عدالت گمشده ای است که بشر همواره در تکاپوی آن است و عمری به درازای تفکر بشر دارد، لذا ادیان بزرگ یکی از اهداف خود را برقراری عدل و داد معرفی می‌کنند؛ آیه 25 سوره حدید گویای این مطلب است: «همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و برایشان کتاب و میزان و عدل نازل کردیم تا مردم براستی و عدالت گرایند.»


امام علی

عدالت چنان آرمان بلندی است که حتی ستمگران آن را می‌ستایند، اما این آرمان والا را همگان به یک گونه نمی‌بینند و تلقی یکسانی از ابعاد و گستره آن ندارند؛ چرا که عدالت در رفتار هر فرد جامعه با افراد دیگر و در رفتار حکومت و قوانین اجتماعی با افراد جامعه، همچنین در قراردادها و رسوم اجتماعی حاکم بر روابط افراد بروز می‌نماید.

حکومت حضرت علی (علیه السلام) بعد از حکومت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) تنها حکومتی است که نمونه کامل حکومت عدل الهی گردید؛ به خاطر اهمیتی که این مسئله در تاریخ اسلام و چه بسا تاریخ حکومت‌های بزرگ دارد، بنا داریم لزوم عدالت در جوامع انسانی را بر اساس کلام گهربار آن حضرت، بویژه در نهج البلاغه مورد تبیین و بررسی قرار دهیم.

 

مصادیق و معانی عدالت

1- برابری افراد: حضرت علی (علیه السلام) به منظور تاکید بر اثبات این عدالت جهانی که حاکی از برابری کامل بین افراد جامعه است، اشاره می‌کند که عموم انسان ها با هم برابرند؛ چرا که انسانیت و وجود آنها یکی هست و جز به عمل و سود رساندن به دیگران بر یکدیگر امتیازی ندارند. چنان که در نامه ای خطاب به محمد بن ابوبکر (حاکم مصر) فرمودند: «همه را با یک چشم بنگر تا بزرگان جهت ظلم به دیگران در تو طمع نکنند و انسان های ضعیف از عدالت تو مایوس نگردند.»

در قضیه عقیل، برادر حضرت علی (علیه السلام) که از روی فقر و نداری مطالبه سهم بیشتری از بیت‌المال داشت نیز دیده می‌شود که حضرت چطور با نزدیک ساختن آهن گداخته‌، ایشان را نسبت به عواقب کارشان متنبه كردند.

این داستان در کنار دیگر شواهد حاکی از آن است که ایشان بعد از رسیدن به خلافت، محور کارهای خود را مساوات، برابری و احقاق حقوق ستمدیدگان قرار دادند؛ خطبه 15 نهج البلاغه در بردارنده همین مطلب است:

مقابله با جرایمی از جمله رشوه و ربا که امروزه گریبان‌گیر جوامع مختلف از جمله جوامع اسلامی نیز شده است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. کلام امیر مومنان علی(علیه السلام) در خطبه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر، گویای همین مطلب است: «آن چنان قاضی را به بذل مال و افزایش حقوق توانگر ساز که در دادرسی مردم، دهان به رشوه نیالاید»

پاسخ حضرت علی (علیه السلام) به ملاحظه مصلحت در امر حکومت چه بود؟

«به خدا سوگند هر آنچه عثمان بیهوده بخشیده در هر کجا یابم گرچه با آنان زنانی را عقد کرده و یا کنیزانی خریداری کرده باشند همه را به بیت المال باز می گردانم.» و در این راه کمترین انعطافی از خود نشان ندادند؛ چنان که وقتی برخی اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که کمی در ایده خود تجدیدنظر کنند و مصلحت را نیز در نظر گیرند حضرت فرمودند:

«اگر آسمان های هفتگانه و آنچه که در آنهاست را به من ببخشند تا پوست جویی به ستم از دهان موری بازستانم و خدای را نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد.»

در واقع علت پذیرش خلافت توسط آن حضرت صرفاً اجرای عدالت بود، لذا ارزش حکومت نزد ایشان از کفش کهنه‌ای کمتر بود مگر آن که بوسیله آن عدالتی اجرا شود.

2- برپایی حق: امام علی(علیه السلام) در خطبه 216 برپایی حق را عامل اصلاح روزگار و دوام حکومت بیان می‌فرماید.

3-بازگرداندن حقوق غصب شده: خطبه 15 در این مورد ایراد شده است.

احتکار

4- نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی: برای جلوگیری از کم فروشی و احتکار بیان شده است.

5- مبارزه با فساد اقتصادی: مقابله با جرایمی از جمله رشوه و ربا که امروزه گریبان‌گیر جوامع مختلف از جمله جوامع اسلامی نیز شده است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. کلام امیر مومنان علی(علیه السلام) در خطبه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر، گویای همین مطلب است: «آن چنان قاضی را به بذل مال و افزایش حقوق توانگر ساز که در دادرسی مردم، دهان به رشوه نیالاید.»

6- مبارزه با تبعیض: در نظام حکومتی مبتنی بر حق، خاصه حکومت حضرت علی (علیه السلام) همه با هم برابرند. سیاه و سفید، عرب و عجم، مسلمان و غیرمسلمان؛ این در حالی است که اینک سازمان FBI مامور برخورد تبعیض آمیز با اقلیت‌های سیاه پوست و مسلمان است که این پدیده، بویژه بعد از واقعه 11 سپتامبر تشدید یافته است.

7- حمایت از محرومان و مظلومان: آن حضرت معتقدند جامعه ای که حق محرومان در آن نادیده گرفته شود، قداست ندارد.

8- رعایت حقوق بشر: امروزه اکثر جوامع، خصوصاً جوامع غربی، ندای حقوق بشر سرمی‌دهند، اما دریغ از عمل؛ چنان که همواره شاهدیم انسان های سیاه پوست به جرم سیاهی، فقیران به جرم فقر و اقلیت های مذهبی به جرم پیروی از مذاهب، از حقوق اولیه و طبیعی خود محرومند، ولی بر اساس نظر امام علی(علیه السلام) همه انسان ها آزاد آفریده شده و همه بندگان خدا هستند.

سخن گهربار ایشان در نامه 31 گویای همین مطلب است: «بنده غیر خودت نباش؛ چرا که خداوند تو را آزاد آفریده است.» این سخن دربردارنده مفهوم کرامت والای انسانی است؛ چرا که در دین اسلام انسان، جانشین خداوند در زمین معرفی شده است، لذا شایسته تکریم است، برخلاف غرب که اندیشه حقوق بشر، ریشه در تفکر اومانیستی (انسان گرایی) دارد.

علت پذیرش خلافت توسط آن حضرت صرفاً اجرای عدالت بود، لذا ارزش حکومت نزد ایشان از کفش کهنه‌ای کمتر بود مگر آن که بوسیله آن عدالتی اجرا شود

مذموم دانستن کار کشیدن از افراد در جوانی و رها کردن آنها در پیری

ناگفته نماند که امیر مومنان توجه خود را صرفاً به زیردستان مسلمان مبذول نداشته اند، بلکه دیگر اقلیت‌های مذهبی نیز مشمول عنایت حضرتش بوده اند؛ چنان که روزی ایشان در مسیرشان به پیرمرد یهودی برمی‌خورند که در اثر پیری و کار زیاد فرتوت گشته و برای امرار معاش محتاج دیگران شده بود، لذا می فرمایند درست نیست وقتی که این پیرمرد توان کار کردن داشت، او را به کار گماشته و حال که ناتوان گشته او را به حال خود وانهاده اند؛ سپس وی را مورد تفقد قرار دادند.

همچنین وقتی خبر رسید که یکی از سپاهیان معاویه به خانه یک زن مسلمان و یک زن غیر مسلمان هجوم برده و خلخال، دستبند و گوشواره هایش را کنده اند و آنها جز گریه و فریاد چیزی برای دفاع نداشته اند به خشم آمده و فرمودند: «اگر به خاطر این حادثه مرد مسلمانی از اندوه بمیرد، برای او ملامتی نیست بلکه نزد من سزاوار و بجاست.»

البته دایره این عدالتخواهی به قدری گسترده است که حتی قاتلش را نیز در بر می‌گیرد. ایشان بعد از ضربت خوردن به دست ابن ملجم خطاب به فرزندانشان می فرمایند: «من دیروز با شما همدم بودم و امروز عبرتی برای شما هستم و فردا از شما جدا می‌شوم. اگر زنده بمانم اختیار خونم در دست خودم می‌باشد و اگر از دنیا رفتم، کوچ از این دنیا وعده گاه من است و اگر قاتل را ببخشم، بخشش برای من وسیله تقرب به خداست و پاداش نیکی نیز برای شما دارد.»

در باب صلح طلبی آن حضرت باید گفت که در جنگ ها همواره می‌کوشیدند، آغازکننده جنگ نباشند و مسئله را به مذاکره فیصله دهند؛ به طور مثال در جریان جنگ جمل برای زدودن ترس از دشمن و جلب اعتماد آنها علاوه بر امان دادن به دشمنان، کشتار غیر نظامیان (زنان، اطفال و سالخوردگان) را بشدت محکوم می‌کنند؛ این در حالی است که امروزه سیاست‌های جنگ طلبانه قدرت های بزرگ مانند آمریکا و اسرائیل، بیشتر غیر نظامیان را هدف گرفته و ما همواره شاهد قتل عام و مجروح شدن کودکان بی گناه هستیم؛ كه این مسئله ما را بر آن می دارد تا بپرسیم «ای منادیان حقوق بشر این رفتارهای ددمنشانه در کدام بند از حقوق بشر جا گرفته؟ و چطور می توانید مفهوم عدالت را بر این اساس تفسیر و تبیین کنید؟»

 

اولین گام در راه موفقیت


اولین گام در راه موفقیت

فقر

یکی از موارد مهمی که باعث ایجاد ذهنیت ناسالم می شود، مقایسه وضعیت ظاهری زندگی خود با دیگران است.  در بین مردم جامعه، همیشه افرادی وجود دارند که از نظر وضعیت زندگی در موقعیت بهتری نسبت به ما برخوردارند.


 حالاتی که از این مقایسه نصیب انسان می شود، می تواند اثرات مخربی داشته باشد که در اینجا راهنمایی امیر مۆمنان در این باره می شنویم که در خطبه 23 نهج البلاغه آمده است.

«پس از ستایش پروردگار، بدانید كه تقدیرهاى الهى چون قطرات باران از آسمان‏ به سوى انسانها فرود مى‏آید، و بهره هر كسى، كم یا زیاد به او مى‏رسد پس اگر یكى از شما براى برادر خود، برترى در مال و همسر و نیروى بدنى مشاهده كند، مبادا فریب خورد و حسادت كند، زیرا مسلمان - تا زمانى كه دست به عمل پستى نزده كه از آشكار شدنش شرمنده باشد و مورد سرزنش مردم پست قرار گیرد - به مسابقه دهنده‏اى‏ مى‏ماند كه دوست دارد در همان آغاز مسابقه پیروز گردد تا سودى به دست آورد و ضررى متوجّه او نگردد.

هم چنین مسلمانى كه از خیانت پاک است انتظار دارد و یكى از دو خوبى نصیب او گردد: یا دعوت حق را لبیک گفته عمر او پایان پذیرد «كه آنچه در نزد خداست براى او بهتر است»، و یا خداوند روزى فراوان به او دهد و صاحب همسر و فرزند و ثروت گردد، و هم چنان دین و شخصیّت خود را نگاه‏دارد. همانا ثروت و فرزندان، محصول دنیا و فانى شدنى، و عمل صالح زراعت آخرت است، گر چه گاهى خداوند، هر دوى آن را به ملّت‏هایى خواهد بخشید. از خدا در آن چه اعلام خطر كرده است بر حذر باشید! از خدا آنگونه بترسید كه نیازى به عذر خواهى نداشته باشید! عمل نیک انجام دهید بدون آن كه به ریا و خود نمایى مبتلا شوید، زیرا هر كس، كارى براى غیر خدا انجام دهد، خدا او را به همان غیر واگذارد. از خدا، درجات شهیدان، و زندگى سعادتمندان، و هم نشینى با پیامبران را درخواست مى‏كنیم

از سخنان مولای خود می توانیم درسهای زیادی بگیریم:

اول - در نگاه شخصی مثل امیرالمۆمنین، افرادی که به خدا درست ایمان دارند ممکن نیست همیشه در انتظار راحتی و شادی حقیقی هستند و ممکن نیست بخاطر امور دنیایی دچار رفتارهای پست یا حالات افسردگی شوند.

دوم– چیزهایی مثل تقدیر وجود دارد که در آنها نقش نداریم و چیزهایی هم هست که در آن موثریم. آنچه در این میان مهم است، آن است که در هر حال به دنبال آن باشیم که وظایف خود را بشناسیم و اعمال درست خود را با نیت درست انجام دهیم و بقیه را به خدا واگذاریم.

اگر همه چیز ما دنیا بود، جا داشت که از مقایسه خود با دیگران غمگین شویم اما توجه اصلی ما به آخرت است؛ بنابراین هیچگاه در حالت بازنده و غمگین نمی شویم. هر لحظه ممکن است خدا از فضل خودش وضعیت ما را بهبود بدهد همانطور که هر لحظه هم امکان دارد ما را بمیراند که در آن صورت نزد او می رویم و برای ما بهتر است

سوم – روزی ما جزئی از تقدیر ماست که مثل قطرات باران است که بر کل یک شهر می بارد و برای استفاده همه نازل شده است. ما هم هرگز از روزی بی بهره نخواهیم ماند، هرچند ممکن است کم باشد یا زیاد.

چهارم – مشکلات فکری و روانی ما از زمانی شروع می شود که داشته های خود را با دیگران مقایسه می کنیم. در این مواقع است که خیلی خطر دارد که کارهایی بکنیم که پست است. حتی افسردگی هم به اراده خود ماست و جزو اعمال ناصالح است.

پنجم – قبول داشتن تقدیر به این معنا نیست که در کسب روزی تنبلی کنیم، یا با برخوردهای عجولانه یا نسنجیده خودمان باعث شویم که دارایی هایمان را از دست بدهیم.

ششم - بهره مندی از دنیا مانند ثروت و همسر و فرزندان، پسندیده است اما به شرطی که فراموش نکنیم که همه اینها محصول دنیا و فانى شدنی است و عمل صالح زراعت آخرت است که در زندگی حقیقی ما به کارمان می آید.

هفتم - اگر همه چیز ما دنیا بود، جا داشت که از مقایسه خود با دیگران غمگین شویم اما توجه اصلی ما به آخرت است؛ بنابراین هیچگاه در حالت بازنده و غمگین نمی شویم. هر لحظه ممکن است خدا از فضل خودش وضعیت ما را بهبود بدهد همانطور که هر لحظه هم امکان دارد ما را بمیراند که در آن صورت نزد او می رویم و برای ما بهتر است.

هشتم – عده ای از بندگان خدا هستند که هم از بهره های دنیایی فراوانی بهره مندند و هم اهل اعمال صالح هستند؛ اما خدا را نمی توان گول زد. نیتهای ما را می داند و اگر اعمال صالح را به هر نیتی بجز رضای او انجام دهیم، از ما قبول نمی کند.

وقایع روز 17 ربیع الثانی



در اين روز، سنه 356، (معزوالدوله احمد بن بويه ) وفات كرد و در مقابر قريش بخاك رفت و قريب بيست و دو سال سلطنت كرد و او عموى (عضدالدوله ديلمى ) است و (معزالدوله ) را اقطع ميگفتند بجهت آنكه اكراد در ناحيه (كرمان ) بر او ريختند و زخمها بر او زدند، دست چپش با بعض انگشتن دست راستش قطع شد و (معزالدوله ) اميرالاامراء بغداد بوده و بسيار ترويج مذهب شيعه نموده و او همانستكه امر كرد تا بر ديوارهاى مساجد بغداد و ساير عمارات آنجا لعن (معاويه ) و ظالمين آال محمد (ص ) را نوشتند (سيف الدوله حمدانى ) امير (حلب ) نيز اقتداء باو كرد و امر نمود كه در (حلب ) نيز همان كار را بجا آوردند.