شعر فراق امام زمان (عج)
مرا ببخـش كه خواندم،شـمايتان را تو
بد عادتم شـده،چون بودم از، ازل با تو
سـر دو راهي باغ بهشت وكلبه تان
خـدا گواست بگويم، فقط كه تو ... يا تو ..
نگاهبـان حـريم مقدس قلبـم
حـرام كرده ورود هـرآنكس الاّ تو
توآخـرين نفس سبزانبيـاءهستي
خليل وآدم ونوح وكليـم وعيسي(ع)تو
پيمبـران الولعزم (ع)ريزه خوارتواند
عصـا وكشتي و باغ و دم مسيحـا تو..!
شبيه حضرت احمـدشبيه خلق عظيم..!
شبيه حضرت حيـدر..!شبيه زهـرا تو
چه دير مي گذرد ، بي شمـا، شب و روزم
چقـدر فاصله افتاده بين ،من؛ تا تو ...
ودر درازي شبهاي بي شمـا بودن
تمام آرزوي من،متي ترانا تو
مرا سودای زینب در به در کرد