مدح امام حسن مجتبی علیه السلام_قبور ائمه بقيع


    حسن جان(ع)

روزي رسد كه يك حرمي را بنا كنيم

تا تَحتِ قُبه يِ حسني ات دعا كنيم


با اولين سلام به درب ورودي ات

ذكر دخول درب حرم را نوا كنيم


طفلانِ ما برايِ تو قُلَك شكسته اند

شادند از اينكه كُلِّ حرم را طلا كنيم


يك پنجره براي حرم جور ميكنيم

دردي كه بي دواست در آنجا دوا كنيم


بر رويِ قبر اُمِّ بنين مادر شما

آيا شود كه خانه ي سقا بنا كنيم؟!


حتماً براي شستن قبر رفيع ِ تو

با اين گلاب چشم حرم را جلا كنيم

شعر تخریب قبور بقیع _ مهدی رحیمی


روزی اینجا بهار داشته است

چار سنگ مزار داشته است

به حریمش پناه می برده

هرکه با هر که کار داشته است

مثل مشهد در این حرم زائر

از خودش اختیار داشته است

شانه ی بی قرارِ لرزان و

گونه ی آبدار داشته است

اشک با پلک، رو به روی ضریح

آشکارا قرار داشته است

روزگاری به خادمیِ بقیع

جبرئیل افتخار داشته است

روی زوار باز بوده حرم

ساعت دو سه چار داشته است

شاخه هایش به سنگ محکوم است

هر درختی که بار داشته است

***

گیرم اینجا خراب هم باشد

دائما آفتاب هم باشد

دل مهم است بین ما با قبر

گیرم اصلاً طناب هم باشد

گاه مثل بقیع میبایست

در زیارت شتاب هم باشد

این خودش باب رحمت است اگر

زدن شیعه باب هم باشد

پیرهن خود ضریح خواهد شد

زیر آن گر کتاب هم باشد

چون که اُمّ البنین در این خاک است

باید اینجا رباب هم باشد

باید اینجا شبیه کرب و بلا

ناله ی آب آب هم باشد

***

باید اینجا حرم درست کنند

چار تا مثل هم درست کنند

با امام حسن سزاوار است

چند باب الکرم درست کنند

با طلا دور مرقد سجاد

بیتی از محتشم درست کنند

به تولای باقر و صادق

صحن دارالقلم درست کنند

نزد ام البنین نمادی از

مشک و دست و علم درست کنند

"دودمه" نه در این مکان باید

شاعران "چاردم" درست کنند

با کریمان "کریم خانی"ها

قطعه ی "آمدم" درست کنند

دورِ گنبد چهار گلدسته

ولی از داغ خم درست کنند

کاش هر چیز را نمی سازند

کوچه را دست کم درست کنند

کوجه را در ادامه ی طرحِ

از حرم تا حرم درست کنند

فقط دعاگویان مهدی اهل نجاتند!


فقط دعاگویان مهدی اهل نجاتند!

امام زمان

یکی از وظایف مهم شیعیان دعا کردن برای فرج مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند:

واکثر الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ و برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که آن فرج شماست. (1)

برکات دعا برای فرج به خود ما بر می گردد. مرحوم آیة الله موسوی اصفهانی دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان علیه السلام نوشت به نام مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم. تمام مطالب این کتاب ارزنده درباره این موضوع است که دعا کردن برای فرج آن بزرگوار چه فوایدی را نصیب دعا کننده می گرداند.

در روایتی، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از فواید مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غیبت بیان می فرماید. روایت مهم ذیل را با دقت تمام بخوانید:

احمد بن اسحاق گوید: به حضور حضرت عسکری علیه السلام رسیدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند:

یا احمد بن اسحق ان الله تبارک و تعالی لم یخل الارض منذ خلق آدم علیه السلام ولا یخلیها الی ان تقوم الساعه من حجه لله علی خلقه به یدفع البلاء عن اهل الارض وبه ینزل الغیث وبه یخرج برکات الارض. قال فقلت له یابن رسول الله فمن الامام والخیفه بعدک. فنهض علیه السلام مسرعا فدخل البیت ثم خرج وعلی عاتقه غلام کان وجهه القمر لیله البدر من ابناء ثلاث سنین فقال یا احمد بن اسحق لو لا کرامتک علی الله عز وجل وعلی حججه ما عرضت علیک ابنی هذا انه سمی رسول الله صلی الله علیه وآله وکنیه والذی یملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما یا احمد بن اسحق مثله فی هذه الامه مثل الخضر علیه السلام ومثله مثل ذا القرنین. والله لیغیبن غیبه لا ینجوا من الهلکه فیها الا من ثبت الله عز وجل علی القول بامامته ووفقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه. فقال احمد بن اسحق یا مولای فهل من علامه یطمئن الیها قلبی. فنطق الغلام بلسان عربی فصیح فقال انا بقیه الله فی ارضه والمنتقم من اعدائه ولا تطلب اثرا بعد عین یا احمد بن اسحق.(2)

به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز وجل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق به درستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد.

احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام وخلیفه بعد از تو کیست؟ پس امام به سرعت برخاست و داخل (اندرون) خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید.

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجت های خدا عزیز و گرامی نبودی، هیچ گاه این فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدرستی که او هم اسم رسول خدا صلی الله علیه وآله و هم کنیه اوست، و اوست کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.

به درستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، ونخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، وبه خاطر او باران را نازل می کند، وبه وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد

ای احمد بن اسحاق، مثل او در این امت مثل خضر علیه السلام و مثل او مثل ذو القرنین است. به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز وجل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند.

احمد بن اسحاق گفت: ای مولای من، آیا علامتی هست که دلم اطمینان پیدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سیما (که جان همه عالم به فدایش باد) به زبان عربی گویا آغاز به سخن کرد و فرمود: بقیة الله در زمین منم، انتقام گیرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عینی من دنبال اثری نگرد ای احمد بن اسحاق.

پس هر کس که می خواهد در دنیای پر آشوب کنونی از نجات یافتگان و رستگاران باشد، باید خود را به وسیله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزدیک کند تا مشمول دعای آن بزرگوار گردد.

 

پی نوشت:

1) کمال الدین، ج 2، ص 485.

2) همان، ج 2، ص 56.

آیه ای که دل های بسیاری را به خود جلب کرد

آیه ای که دل های بسیاری را به خود جلب کرد


این آیه جامع‌ترین و کامل‌ترین آیه ای است كه خیر و شر در آن جمع است; و محتوای آن بسیار جذاب است; به طوری كه در صدر اسلام، بعد از نزول، دل های فراوانی را متصرف شد.


قرآن

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (سوره نحل / آیه 90)

در حقیقت، خدا به دادگرى و نیكوكارى و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد. به شما اندرز مى‏دهد، باشد كه پند گیرید.

این آیه جامع‌ترین و کامل‌ترین آیه ای است كه خیر و شر در آن جمع است; و محتوای آن بسیار جذاب است; به طوری كه در صدر اسلام، بعد از نزول، دل های فراوانی را متصرف شد.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «تمام تقوا در این سخن خداوند است.» آن گاه این آیه را تلاوت كردند.

این آیه سه امر دارد و سه نهی; و دستورالعمل كلی اسلام و یكی از مواد ِقانون اساسی دین و منشور جهانی آن است.

اهمیت این آیه تا جایی است كه آخرین سخن امام باقر (علیه السلام) در خطبه های نماز جمعه همین آیه بود; و در پی آن، عرض می كرد: «خدایا ، ما را از كسانی قرار ده كه اندرز ها را می شنوند و به حالشان مفید است.»

 

شـان نـزول آیه:

در آن هنگام كه جمعیت مسلمانان كم، و دشمنان فراوان بودند، و امكان داشت بعضى از مۆمنان به خاطر همین تفاوت و احساس تنهایى،بیعت خود را با پیامبر (صلی الله علیه وآله) بشكنند و از حمایت او دست بردارند، آیه نازل شد و به آنها در این زمینه هشدار داد.

عدل همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد و به معنى واقعى كلمه آن است كه هر چیزى در جاى خود باشد; بنابراین، هرگونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران بر خلاف اصل ((عدل)) است

یاداوری اصول مهم آیه مورد بحث

1 ـ عدل: چه قانونى از عدل وسیعتر و گیراتر و جامع‌تر تصور می‌شود؟ آسمانها و زمین و همه موجودات با عدالت بر پا هستند (بالعدل قامت السماوات و الارض).

كل جامعه انسانى نیز همانند بدن یك انسان است، كه بدون رعایت اصل عدالت بیمار خواهد بود.

عدل همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد و به معنى واقعى كلمه آن است كه هر چیزى در جاى خود باشد; بنابراین، هرگونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران بر خلاف اصل ((عدل)) است.

در حدیثى از على (علیه السلام) مى خوانیم: ((عدل آن است كه حق مردم را به آنهابرسانى، و احسان آن است كه بر آنها تفضل كنى)).

اما از آنجا كه عدالت با همه قدرت و شكوه و تاثیر عمیقش در مواقع بحرانى و استثنائى به تنهائى كارساز نیست، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن مى آورد.

2 ـ احسان: در طول زندگی انسان‌ها مواقع حساس پیش می‌آید که حل مشکلات به کمک اصل عدالت به تنهایی امکان‌پذیر نیست، بلکه نیاز به ایثار و گذشت و فداکاری دارد، که با استفاده از اصل "احسان‌" باید تحقق یابد.

آخرین سخن امام باقر (علیه السلام) در خطبه های نماز جمعه همین آیه بود; و در پی آن، عرض می كرد: خدایا ، ما را از كسانی قرار ده كه اندرز ها را می شنوند و به حالشان مفید است

3 ـ نیکی به نزدیکان، بخشی از مسأله احسان است، با این تفاوت که احسان مربوط به کل جامعه است و "ایتای‌ِ ذی‌القربی‌َ" در خصوص خویشاوندان و بستگان است که جامعه کوچک محسوب می‌شود، و با توجه به این‌که جامعه بزرگ از جامعه کوچک‌تر، (یعنی جامعه فامیلی) ترکیب شده، هرگاه این واحدهای کوچک‌تر از انسجام بیشتری برخوردار گردند، اثر آن در کل جامعه ظاهر می‌شود؛ و از آن نظر که نزدیكی به خویشان از پشتوانه عاطفی نیرومندی برخوردار است از ضمانت اجرایی بیشتری بهره‌مند خواهد بود.

4، 5، 6 ـ دوری از «فحشا»، «منکر» و «بغی». برخی از مفسران در توضیح این قسمت از آیه فرموده‌اند: "فحشا"، اشاره به گناهان پنهانی، "منکر"، اشاره به گناهان آشکار، و "بغی‌" هرگونه تجاوز از حق خویش و ظلم و خود برتربینی نسبت به دیگران است.

و در پـایـان آیـه، بـه عنوان تاكید مجدد روى تمام این اصول ششگانه مى فرماید: ((خداوند به شما اندرز مى دهد شاید متذكر شوید)) (یعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ).

احیای اصول سه گانه عدل و احسان و ایتای‌ِ ذی‌القربی و مبارزة با انحرافات سه‌گانه فحشا و منکر و بغی در سطح جهانی، کافی است که دنیای آباد و آرام و خالی از هرگونه بدبختی و فساد بسازد، و اگر از ابن مسعود صحابی نقل شده كه: «این آیه جامع‌ترین آیات خیر و شر در قرآن است» به همین دلیل است.

آیا برای تعجیل در ظهور فقط باید دعا کنیم؟


آیا برای تعجیل در ظهور فقط باید دعا کنیم؟


خوب است که ابتدا توجه داشته باشیم که «ظهور» حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مانند ظاهر شدن یک شیء یا انسان غیب شده نیست، بلکه «ظهور»، آغاز قیام علنی و مشهود او علیه جهل، کفر و ظلم حاکم بر جهان، به منظور برپایی حکومت عدل الهی و تحقق بخشیدن به وعده‌های خداوند منّان است.


امام زمان

دعا:

دعا نیز خواندنی نیست، بلکه خواستنی است. «خواستن» ابتدا در دل ایجاد می‌شود و پس از آن که دل خواست، به ذهن و تصور نازل شده و از آن مرحله نیز به کلام و زبان نازل شده و بیان می‌گردد.

پس اصل دعا همان «خواستن» است که در قالب کلام ظهور یافته و بیان می‌شود و البته بدیهی است که انسان خواسته را نزد کسی می‌برد و از او مطالبه‌ی استجابت می‌نماید که برآور کننده‌ی آن باشد. لذا این خواسته یا دعا به خداوند متعال عرضه می‌گردد و او نیز وعده استجابت داده است.

اما، بدیهی است که وقتی انسان چیزی را فقط در زبان می‌خواهد، عمق این خواسته و عمر این خواسته، به همان اندازه‌ی کلام گذرا، سطحی و فانی است، اما و‌قتی خواسته‌‌ای قلبی شد، جدی شد، واقعی شد، حتماً به دنبال تحققش می‌رود. لذا امام رضا علیه‌السلام فرمودند: هر کس دعا کند و در پی‌اش نرود، خودش را مسخره کرده است.

 

تجدید عهد:

شاید بتوان اذعان داشت که بهترین راهنما و دستور العمل در «چه باید کرد» برای تعجیل در ظهور ایشان (ع) به صورت چارچوب کلّی و جامع، در دعای عهد بیان شده است.

گام اول این که شیعه‌ی منتظر، خود را در محضر خدا و امام ببیند و مسئول بداند و هر روز صبح که بیدار می‌شود، قلباً با امام زمانش تجدید عهد نماید. عهدی محکم و ناگسستنی.

«اَللّـهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ یَوْمی هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فی عُنُقی‌، لا اَحُولُ عَنْها وَ لا اَزُولُ اَبَداً»

خداوندا! من در صبح امروز و سایر روزگارم عهد و پیمان (با او را) تجدید می‌کنم و (هم چنین) بیعتی که بر گردنم دارم، که هرگز از آن سر پیچی نکنم و سست‌اش ننمایم، هرگز.

وقتی انسان چیزی را فقط در زبان می‌خواهد، عمق این خواسته و عمر این خواسته، به همان اندازه‌ی کلام گذرا، سطحی و فانی است، اما و‌قتی خواسته‌‌ای قلبی شد، جدی شد، واقعی شد، حتماً به دنبال تحققش می‌رود. لذا امام رضا علیه‌السلام فرمودند: هر کس دعا کند و در پی‌اش نرود، خودش را مسخره کرده است

قرار گرفتن در صف یاران:

کسی که چنین عهد و پیمان ناگسستی و بیعتی را به گردن می‌گیرد، نمی‌تواند فقط لفظی را بگوید و برود، بلکه باید بیاید و در صف یاران قرار گیرد و بنا بر عهدی که دارد کمک کند و بنا بر بیعتی که دارد، از امامش در مقابل دشمنان آشکار و پنهان، در جنگ سخت و جنگ نرم دفاع نماید، لذا دعای قلبی و عملی‌اش این می‌شود:

«اَللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّینَ عَنْهُ»

خداوندا! مرا،از یاران و مددكاران و دفاع‏كنندگان از او قرار ده؛

 

سرعت در انجام خواسته‎های او:

هم به موقع در میدان حضور داشتن مهم است و هم کار را سریع انجام دادن مهم است. بسیاری بالاخره به میدان می‌رسند، ولی خیلی دیر. گاه دیگر آمدن‌شان فایده‌ای هم ندارد، نه برای خودشان و نه برای امام‌شان. برخی نیز به موقع می‌آیند، اما خیلی تنبل هستند و سرعت عمل ندارند و فرصت‌ها را از دست داده و ضایع می‌کنند. اما شیعه‌ی منتظر، پس از آن که به موقع در میدان حاضر شد و در صف یاران قرار گرفت، از خدایش می‌خواهد که به او توفیق دهد تا در انجام اوامر و برآوردن خواسته‌های امام زمانش (ع)، سرعت عمل نیز داشته باشد و البته که این سرعت ناشی از ذوق، شوق و میل به خدمت خواهد بود.

«وَ الْمُسارِعینَ اِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ»

[بار الها!] و از شتابندگان به سویش،در برآوردن‏ خواسته‏هایش.

پس، شیعه منتظر و یار امام (ع)، باید بداند که خواسته‌ی امامش چیست که در انجام آن با ذوق و شوق بشتابد و سرعت هم بگیرد.

امام زمان
اطاعت و سبقت از سایر یاران:

شیعه‌ی منتظر، مشتاقِ عاشق، حال و هوایش همیشه مثل یاران سیدالشهداء حسین بن علی، علیه‌السلام در کربلا می‌باشد. نه تنها مطیع امر مولاست، بلکه سعی دارد در اطاعت امر، حمایت و حفاظت از مولایش و انجام خواسته‌های ایشان، از سایر یاران سبقت نیز بگیرد:

«وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ‏ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِه»

و [قرار ده مرا از] اطاعت‏كنندگان اوامرش، و حمایت کنندگان حضرتش، و پیشی ‏گیرندگان به جانب خواسته‏اش.

 

روح شهادت طلبی:

طبعاً چنین مجاهدی در رکاب امام (ع)، باید شهادت طلب باشد، چرا که میدان، میدانِ درس، ذکر و دعا نیست، بلکه میدان جهاد و جنگ در عرصه‌های گوناگون است و اگر کسی شهادت‌شناس و شهادت طلب نباشد، نه تنها نمی‌تواند با ذوق و شوق سبقت بگیرد، بلکه حتی نمی‌تواند طاقت بیاورد و چه بسا از ترس یا به طمع غنیمتی ناچیز، یا بر اساس دروغ و شایعه‌ای سست و یا...، صحنه را ترک کند.

البته شهادت طلبی به این نیست که انسان آرزو نماید روزی تیر غیبی از جایی به سر یا قلبش اصابت کرده و او را از پای درآورد؛ بلکه شهادت طلب، یعنی کسی که می‌داند شهادت چیست و می‌داند «شهید نظر می کند به وجهه الله – امام خمینی (ره)»، لذا «مال و جان» خود را برای پیش‌کش و معامله‌ی با خداوند متعال به میدان می‌آورد. لذا دعا می‌کند:

«وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ»

و [قرار ده مرا از] شهادت یافتگان در پیشگاهش (در سپاهش).

خوب است تمام دعای عهد را هر روز بخوانیم و در فرازهای آن دقت کنیم؛ خوب است سعی کنیم واقعاً خواست قلبی ما این مدارج و مقامات باشد؛ خوب است برای رسیدن به این جایگاه و انجام مشتاقانه‌ی تکالیف‌مان تلاش کنیم تا استجابت این دعاها در ما تحقق یافته و ظهور پیدا کند.

تردید ننماییم که اگر دعاهایمان، یعنی خواسته‌های قلبی ما چنین باشد و در جهت تحقق آن نیز کوشا باشیم، تعجیل در ظهور نیز محقق می‌گردد. إن شاء الله.


منتظر حقیقی کیست؟

 منتظر حقیقی کیست؟

انتظار


یکی از مهم ترین گزاره هایی که در ادوار گوناگون در فرهنگ مهدویت به آن اشاره شده است، مساله وظایف و تکالیف منتظران مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبری است. به این معنا که، ما به عنوان منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کنیم تا بستر ظهور قائم آل محمد را در جامعه فراهم کنیم
.
در ادامه و با توجه به محدودیت های موجود تنها به ذکر دو مورد از مهم ترین وظایف منتظران بسنده می کنیم:

1)   آنچه که از متون اسلامی بر می آید تاکید بر این مساله دارد که منتظر واقعی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می بایست ابتدا رابطه خود را با خدای خویش اصلاح کند. آنچنان که امیرالمومنین علی علیه السّلام می فرماید: مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ [1]. یعنی کسی که بین خود و خدای خود را اصلاح کند ، خداوند سبحان بین او و مردم را اصلاح می کند.

-     نخستین برداشتی که از این کلام نورانی دریافت می شود این است که ریشه و اساس تمام اصلاحات اجتماعی و سیاسی، اصلاح نفس خویش است. فرد در سایه ارتباط با خدا و اصلاح رابطه خود با خدا به اصلاح نفس خویش می پردازد. یعنی من به عنوان منتظری که مشتاق ظهور حضرت در جامعه هستم، اگر در پی آن هستم که شرایط ظهور ایشان را در جامعه فراهم کنم ، ابتدا و پیش از هر اقدامی می بایست از خودم و اصلاح نفسم آغاز کنم.

-     تعبیر دیگری که از این کلام علوی استفاده می شود آن است که اگر رابطه مردم با یکدیگر بر اساس دروغ ، حقه بازی، نفاق و چاپلوسی ، ریا و خیانت و ظلم باشد، باید فهمید که رابطه مردم با خداوند ، رابطه خوبی نیست. 

2)   دیگر وظیفه ای که بر عهده مومنین است، انتظار است. چرا که در روایات کثیری بدان اشاره شده است و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در باب اهمیت آن فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است[2].

درکلام دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که خوشا به حال پیروان قائم ما ، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او . آنها اولیا خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی[3].

طبعا چنین برداشتی از انتظار که بی تحرکی ، سستی ، خمودگی و نهایتا دامن زدن به جهل را تبلیغ می کند در تضاد با اندیشه ظهور در جامعه اسلامی است. نگاه یک منتظر به انتظار می بایست یک نگاه عملی باشد. منتظر ظهور می بایست در جهت نیل به مقصود خویش، در خودش برای ادای تکلیف فردی و اجتماعی خویش آمادگی ایجاد کند و ضمن نارضایتی از وضع موجود به وضع بهتر امید داشته باشد. چنین انتظاری سازنده ، نگهدارنده ، تعهد آور، نیروبخش و تحرک آفرین است و به گونه ایست که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی به شمار رود

از مجموع این روایات هم وجوب و ضرورت انتظار استفاده می شود و هم فضیلت و ارزشمندی آن. اما مساله ای که خواننده را به تفکر وا می دارد آن است که منظور از انتظار چیست؟ آیا وظیفه ما به عنوان یک منتظر آن است که دست روی دست بگذاریم و به تکالیف و وظایفی که خدا (چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی) نهاده عمل نکنیم و به شیوع و ترویج فساد و گناه راضی باشیم، بلکه بالاتر از آن به فساد و گناه دامن بزنیم با این توجیه که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کنند که جهان لبریز از ظلم و فساد شود؟ با هر نوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه از در مخالفت بر آییم با این بهانه که مقابله با ظلم و جور و فساد تنها بر عهده اوست و بس![4] این، همان گونه تلقی از انتظار است که به تعبیر شهید مطهری ویرانگر، بازدارنده و فلج کننده است. این برداشت که صرفا ماهیت انفجاری دارد فقط و فقط از گسترش و رواج ظلم ها، تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود. یعنی زمانی که حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد باطل یکه تاز میدان می گردد. در این شرایط فرد صالحی در جهان یافت نمی شود و این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (ونه اهل حقیقت. زیرا حقیقت طرفداری ندارد) بیرون می آید. در این نوع نگاه هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود.پس بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است. این جاست که گناه به تعبیر شهید مطهری هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجوئیست و هم کمک به انقلاب مقدس نهائی و اینجاست که این بیت نشاط اصفهانی مصداق حقیقی خود را می یابد:

    طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد                      در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد [5]

درکلام دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که خوشا به حال پیروان قائم ما ، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او . آنها اولیا خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی

طبعا چنین برداشتی از انتظار که بی تحرکی، سستی، خمودگی و نهایتا دامن زدن به جهل را تبلیغ می کند در تضاد با اندیشه ظهور در جامعه اسلامی است. نگاه یک منتظر به انتظار می بایست یک نگاه عملی (و نه صرفا یک حالت روحی و روانی یا خیالی و توهمی) باشد. منتظر ظهور می بایست در جهت نیل به مقصود خویش، در خودش برای ادای تکلیف فردی و اجتماعی خویش آمادگی ایجاد کند و ضمن نارضایتی از وضع موجود به وضع بهتر امید داشته باشد[6]. چنین انتظاری سازنده ، نگهدارنده ، تعهد آور، نیروبخش و تحرک آفرین است و به گونه ایست که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی به شمار رود. از آیات قرآن کریم استفاده می شود که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حلقه ایست از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل که نهایتا منجر به پیروزی اهل حق می شود و این خود نیازمند آن است که شخص منتظر عملا در گروه اهل حق باشد. همچنین بر خلاف نگرش پیشین که فرد منتظر، انتظار پر شدن زمین از فساد و باقی نماندن حتی یک فرد صالح را می کشد، در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق می شوند. بدیهی است که این گروه به یکباره خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند.معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه های مناسبی وجود دارد که چنین گروه زبده ای را پرورش می دهد[7].

 

پی نوشت:

1 . نهج البلاغه،حکمت 89.

2 . صافی گلپایگانی، محمد جواد، منتخب الاثر، قم، موسسه السیده المعصومه، 1377، ص. 496.

3 . ابن بابویه، محمد ابن علی، کمال الدین، تهران، اسلامیه، 1377، ص. 377، ح1.

4 . قاسمی منفرد، مهدی، ملکوت زمان،تهران ، فرهنگ مکتوب، 1387، صص. 85 - 87

5 . مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، 1384، صص. 61 – 63.

6 . قاسمی منفرد، ص. 87.

7. مطهری، صص. 64 – 67.

نقش نگین انگشتر امام‌حسین (ع)


نقش نگین انگشتر امام‌حسین (ع)

نقش نگین انگشتر امام‌حسین (ع)

نقش نگین انگشتر سیدالشهداء (ع) عبارت بود از « اِن اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ » و به نقلی دو انگشتر داشت. برنگین یکی « لاإ لهَ إ لا الله ، عُدةٌ لِلِقأ الله » و بر دیگری «ان اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ » بود. (سفینة البحار ، ج ۱، ص ۳۷۷) هر دو تعبیر، گویای روح شهادت طلب آن حضرت و مقام رضا و تسلیم او به دیدار خدا و پروردگار است .(فرهنگ عاشورا، صفحه ۴۵۰)

روایت است که در دست امام صادق (ع) انگشتر جدش حسین بن علی (ع) بود و برنگین آن نوشته بود: «لا اِلهَ إ لا الله عُدةٌ لِلِقأ الله» (امالی صدوق ، ص ۱۲۴) و این نیز که توحید، سرمایه لقای الهی است، نشان دهنده روح خداجویی و شهادت طلبی اوست.

چرا راهمان را گم کردیم؟!!


چرا راهمان را گم کردیم؟!!

سوال گمراهی

«أَیْنَ تَذْهَبُونَ‏ وَ أَنَّى تُۆْفَكُونَ وَ الْأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الْآیَاتُ وَاضِحَةٌ وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِكُمْ وَ كَیْفَ تَعْمَهُونَ ‏ وَ بَیْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِیِّكُمْ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّینِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِیمِ الْعِطَاشِ».1

شرح گفتار

امیر بیان علی علیه السلام در این فراز از کلام  حکیمانه ی خویش به نقش اهل بیت(علیهم السلام) در امر هدایت و نجات آنها از خطر گمراهی و ضلالت اشاره نموده، و در این باره به زیبایی می فرماید: «مردم به کجا می روید! چرا از حق منحرف می شوید؟ پرچم های حق برافراشته و نشانه های آن آشکار است، با اینکه چراغ های هدایت روشنگر راه هستند، پس شما همچون گمراهان به کجا می روید ؟! چرا سرگردانید؟! در حالی که عترت پیامبر شما در میان شماست آنها زمامداران حق و یقینند؛ پیشوایان دین، و زبان های راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی که به سوی آب شتابانند به سویشان هجوم ببرید».

فرمایش گهربار مولای متقیان بیانگر آن است که، تنها راهی که می تواند ما را از خطر گمراهی و هلاکت ابدی نجات دهد، راه پر خیر و برکت اهل بیت پاک و مطهر پیامبر گرامی اسلام است، چرا که آن عزیزان چراغ های هدایتی هستند که از سوی پروردگار هستی به عنوان زمامداری حق انتخاب شده اند، تا بر منصب رفیع و بلند امامت تکیه زده، و به امر هدایت و رهبری مردم بپردازند .

بنابراین کسانی که با وجود راه سعادت آفرین اهل بیت در زندگی راهی خلاف آن را انتخاب می کنند، به یقین باید طعم تلخ شقاوت و بدبختی اخروی را بچشند.

آنها در قیامت به جهت سوء انتخابی که داشته اند، هرگز نمی توانند برای خود عذر و بهانه ای دست و پا نموده و چنین ادعا کنند که در جامعه ی ما حق و باطل با هم آمیخته بود ،و ما قدرت تشخیص نداشتیم. چرا که در جاده ی پر پیچ و خم زندگی، ما می توانیم از اهل بیت به عنوان بهترین علامت و نشانه بهره مند شده، و راه صحیح و درست را تشخیص دهیم تا از این طریق، از گمراهی نجات یافته و در سرای آخرت، به عالی ترین وجه مورد توجه حضرت حق قرار گیریم.

اگر علاقمندیم که راه سعادت ابدی را بپیماییم، ودراین مسیر دچار هیچ گونه انحراف وکجی نشویم، باید به سخن گهر بار امیر بیان علی علیه السلام گوش جان سپرده، وطبق فرمایش آن امام عزیز، همچون تشنگانی که به سوی آب می شتابند به سوی اهل بیت هجوم برده، وبا عشق ومحبّتی فراوان، از چشمه جوشان علم ودانش آنها بهرمند شویم، واز این طرق کویر جان خویش را ازمعارف ناب وبی نظیرشان سیراب نماییم

شتابان به سویشان بروید!

در ادامه امیر متقیان علی علیه السلام ضمن اشاره به صدق و راستی اهل بیت مردم را به سوی آن بزرگواران دعوت نموده و در این باره با سخنی دلنشین و آموزنده می فرماید: «هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّینِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِیمِ الْعِطَاشِ». آنها زمامداران حق و یقینند؛ پییشوایان دین، و زبان های راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی که به سوی آب شتابانند به سویشان هجوم ببرید.

فرمایش نورانی امیر بیان علی علیه السلام گویای این حقیقت است که رفتار یک مسلمان با اهل بیت باید همانند رفتارش با قرآن کریم باشد، یعنی همانگونه که علاقه به قرآن را باید در اعماق جان خود قرار دهد، عشق و علاقه به اهل بیت را نیز باید در عمق جان خود قرار داده، و با تمام وجود، ولایت و امامت آنها را پذیرا باشد، چرا که قرآن و اهل بیت از ابتدا در کنار هم بوده و تا ابد نیز خواهند بود.

در  حقیقت آن دو نور واحدی هستند که هر دو در کنار هم می توانند چراغ ایمان و بندگی را در مملکت باطن روشن و منور نمایند.

جالب است که بدانید مطابق روایات معتبری که در کتاب های مهم شیعه و سنی آمده، نبی مکرم اسلام، بارها و در مناسبت های مختلف، در حدیث ثقلین این حقیقت انکار ناپذیر را بیان نموده و در این باره فرموده است: « إِنِّی‏ تَارِكٌ‏ فِیكُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ‏ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ».2

همانا من در بین شما دو چیز گرانبها را به امانت گذاشتم ، بدانید که اگر به آن دو تمسک بجویید هرگز گمراه نمی شوید [که آنهاعبارتند از:] کتاب خدا قرآن، و عترتم که اهل بیت من هستند، همانا این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

اطاعت

نکته ی قابل توجه پیرامون کلام نورانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آن است که ایشان هدایت و نجات انسان را منوط به این می داند که در امر اطاعت و پیروی، قرآن و اهل بیت را در کنار هم قرار داده، و به دستورات و آموزه های هر دو عمل نماید.

با دقت و تأمل پیرامون سخن گهربار رسول گرامی اسلام خواهیم یافت که این سفارش از سوی ایشان به جهت آن است که اگر چه قرآن کتاب هدایت و رستگاری است، اما این امر را نباید نادیده گرفت که درک صحیح و استفاده درست از کلمات نورانی آن، نیازمند تسلّط و آگاهی کافی از تمام حقیقت قرآن است، که چنین تسلّطی را خالق متعال تنها در اختیار پیامبر و اهل بیت پاک و مطهّرش قرار داده است، بگونه ای که دیگران هرگز نمی توانند در این خصوص ادعایی داشته باشند.

در روایتی عبد الأعلى مولى آل سام می گوید: شنیدم که امام صادق(علیه السلام) مى‏فرمود: «وَ اللَّهِ، إِنِّی لَأَعْلَمُ كِتَابَ اللَّهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلى‏ آخِرِهِ كَأَنَّهُ فِی كَفِّی، فِیهِ خَبَرُ السَّمَاءِ، وَ خَبَرُ الْأَرْضِ، وَ خَبَرُ مَا كَانَ‏ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فِیهِ تِبْیَانُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ» 3. نحل /89: به خدا من كتاب خدا را از اوّل تا آخرش مى‏دانم چنانچه گویا در كف دست من قرار دارد، در آن است خبر آسمان و خبر زمین، و خبر آنچه خواهد بود، و خداى عز و جل هم فرمود: «در آن شرح هر چیزى است».

آری تنها اهل بیت هستند که بر تمام قرآن اشراف کامل داشته و از تمام رموز و علوم ناب آن مطلع و با خبرند.

بنابراین با توجه به آنچه بیان شد اگر علاقمندیم که راه سعادت ابدی را بپیماییم، و در این مسیر دچار هیچ گونه انحراف و کجی نشویم، باید به سخن گهربار امیر بیان علی علیه السلام گوش جان سپرده، و طبق فرمایش آن امام عزیز، همچون تشنگانی که به سوی آب می شتابند به سوی اهل بیت هجوم برده، و با عشق و محبّتی فراوان، از چشمه جوشان علم و دانش آنها بهره مند شویم، و از این طرق کویر جان خویش را از معارف ناب و بی نظیرشان سیراب نماییم.

 

دوستی و اطاعت از اهل بیت بی جواب نمی ماند!

نکته بسیار مهمّی که پیرامون اهل بیت وجود دارد آن است که، هر کس در این دنیا در مسیر اهل بیت قدم گذاشته، و در مکتب حقّه ی آن بزرگواران شاگردی نماید، به یقین از آثار و برکات چنین عملکردی بهره مند گشته، و به اندازه ی تلاش و کوششی که در این زمینه انجام داده مورد لطف و توجه ویژه اهل بیت قرار خواهد گرفت.

تنها راهی که می تواند مارا از خطر گمراهی و هلاکت ابدی نجات دهد، راه پر خیر وبرکت اهل بیت پاک ومطهر پیامبر گرامی اسلام است

در روایتی رسول گرامی اسلام پیرامون اثر دوستی و ولایت اهل بیت می فرماید: «الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّهُ مَنْ‏ لَقِیَ‏ اللَّهَ‏ وَ هُوَ یَوَدُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَنْتَفِعُ عَبْدٌ بِعَمَلِهِ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ حَقِّنَا».4: دوستی و ولایت ما را بر خود واجب و لازم بدانید، بدرستی که هر کس خدا را ملاقات کند در حالی که ولایت و دوستی ما را داشته باشد در شفاعت ما داخل می شود، سوگند به کسی که جانم در دست اوست، هیچ بنده ای از اعمال نیکش سود نمی برد، مگر به واسطه ی معرفت و شناخت ما.

 

خدا رویت را سفید کند!

فرزند علامه امینی می گوید: بعد از رحلت پدر، از نجف عازم ایران بودم، خدمت آیت الله سیّد محمّد تقی بحرالعلوم- از نوادگان علامه بحرالعلوم- رفتم. تا چشمش به من افتاد شرروع کرد به گریه کردن.

به او گفتم: چرا گریه می کنید؟! فرمود: بعد از رحلت پدرت با خود فکر می کردم، حضرت امیر( علیه السلام) چگونه از زحمات پدرت تشکر خواهد کرد؟!

گذشت تا اینکه شبی در خواب دیدم قیامت بر پا شده، مردم در صحرای محشر همگی به طرفی توجه دارند! فهمیدم حوض کوثر است. دیدم که حضرت امیر (علیه السلام) کنار آن ایستاده و محبین خویش را با کاسه های بلورین سیراب می کند.

ناگهان دیدم که صدایی بلند شد. گفتم: چه خبر است؟! گفتند: علامه امینی به محضر حضرت علی (علیه السلام) مشرّف می شود. دیدم حضرت کاسه را به زمین گذاشته و دو دست مبارک خود را از حوض کوثر پر کرد، و به صورت علامه پاشید، و با دستان مبارکش علامه را سیراب نمود و فرمود: «بَیّضَ اللهُ وجهک لقد بَیّضتَ وُجُوهَنا»: یعنی [با نوشتن کتاب الغدیر حقانیّت ما اهل بیت را ثابت نمودی و از این طریق] روی ما را سفید ساختی، خدا روی تو را سفید کند. فهمیدم که مقام علامه نزد حضرت علی (علیه السلام) چقدر است.

اظهار نظر علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور


اظهار نظر علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور


باور داشت مهدویت و اندیشه ظهور مهدی (عج) بخش مهمی از عقاید اسلامی به حساب می آید که بر اساس بشارت های پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) میان تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی شکل گرفته است. احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) در بسیاری از کتاب های معروف اهل سنت نیز آمده است و با دقت کافی در این احادیث می بینیم که بین دو مذهب تشیع و تسنن مشترکاتی در رابطه با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد.


امام زمان

آیا تفاوت هایی بین نگاه شیعه و اهل سنت درباره امام زمان(عج) وجود دارد؟

مسئله مهدویت و عقیده به مهدی منتظَر(عج) در بین مسلمانان اهمیت زیادی دارد و این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، بلکه اهل سنت در این موضوع به طور عموم با شیعه موافقت دارند و روایات زیادی که به حد تواتر معنوی می رسد، درباره حضرت مهدی (عج) نقل می کنند.

احادیثی که در رابطه با حضرت مهدی(عج) در نظر اهل سنت به تواتر معنوی رسیده بالغ بر صد حدیث است و در تمامی این احادیث به ظهور حضرت مهدی (عج) اشاره شده است. آنان معترف اند بالغ بر بیست نفر از صحابه، از زبان پیامبر اکرم (ص) در رابطه با حضرت مهدی (عج) روایت نقل کرده اند که همه این ها در بسیاری از منابع معروف اسلامی و متون اصلی حدیثی اعم از: سنن، معاجم، مسانید، مانند: سنن ابوداوود، سنن ترمذی، ابن ماجه، مسند احمد، صحیح حاکم، بزاز، معجم طبرانی و ... دیده می شود.

از منابع و گفته های علمای اهل سنت، می توان برداشت کرد که مهدی (عج) از اولاد فاطمه (سلام الله علیها) است و ظهور خواهد نمود.

با توجه به تحقیقاتی که انجام شده به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد و اندیشه ی مهدویت و اعتقاد به حکومت جهانی در آخرالزمان با غلبه اسلام در همه ی فرق اسلامی وجود دارد چرا که اندیشه ای است برگرفته از اشارات قرآنی، بدین ترتیب میان شیعه و اهل تسنن درباره ی کلیات و اصل ظهور مهدی(عج) اختلافی وجود ندارد و اگر اختلافی هست مربوط به مسائل دیگری می شود که البته ریشه در نگاه به امامت و ولایت دارد

علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند:

راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز اختلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می کردند. به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عج) رد نکرده است.

در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عج) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند. (سبائک الذهب، ص 78)

خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی (عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است. (اقتباس از کتاب اسلام و آینده جهان، مصطفی محقق راد)

با توجه به تحقیقاتی که انجام شده به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد و اندیشه ی مهدویت و اعتقاد به حکومت جهانی در آخرالزمان با غلبه اسلام در همه ی فرق اسلامی وجود دارد چرا که اندیشه ای است برگرفته از اشارات قرآنی، بدین ترتیب میان شیعه و اهل تسنن درباره ی کلیات و اصل ظهور مهدی(عج) اختلافی وجود ندارد و اگر اختلافی هست مربوط به مسائل دیگری می شود که البته ریشه در نگاه به امامت و ولایت دارد.

 

تکنیک های معنوی برای افزایش رزق و روزی


تکنیک های معنوی برای افزایش رزق و روزی

روزی


همه ما برای پیشرفت زندگی مادی خودمون تلاش می كنیم و هر كدوم دوست داریم كه یك زندگی راحت و توام با آرامش برای خود و خانوده خود فراهم كنیم و به عبارتی دیگه دوست داریم رزق و روزی ما زیاد بشه و هر روز شاهد بركت های زیادی در زندگی خودمون باشیم .

در كنار عواملی مانند تلاش و كوشش راه های دیگری برای افزایش رزق و روزی بیان شده است كه از جمله آنها توصیه هایی است كه از طرف امامان معصوم مبنی بر خوندن برخی از سوره ها به ما رسیده است كه در این تاپیك قصد داریم به معرفی سوره هایی كه موجب افزایش رزق و روزی شده بپردازیم.

دغدغه های اقتصادی و مالی از دیر باز ذهن بشر را به خود مشغول داشته است به گونه ای که انسان در هر شرایطی اعم از فقیر یا غنی بودن تمایل به داشتن مال بیشتر دارد ،البته گاه این میل خود را به شکل یک رذیله زشت اخلاقی مانند حرص و طمع نشان می دهد ، که  باید جلویش را گرفت و در غیر اینصورت با داشتن تمام دنیا هرگز رنگ آرامش را نخواهیم دید.

اما گاه در ضمن داشتن رضایت و سپاسگزاری به درگاه بی نیاز تمایل داریم که روزی ما بیشتر باشد که در این صورت می توانیم از درگاه خداوند متعال با اذکار دعاها و نمازهایی طلب روزی کنیم و از این راه بکوشیم ریشه های توکل و قطع امید از غیر خدا را در وجود خویش تقویت کنیم .

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می‌باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می‌دانند.[ مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 293، باب 110 (دعاهای رزق و روزی)]

قرآن کریم یکی از اعمالی را که باعث فزونی روزی می شود استغفار معرفی می کند و می فرماید:

«وَ أنِ استََغفِرُوا رَبَّکُم ثُمَّ‌تُوبوا إِلَیهِ یمَتِّعکُم مَتاعاً‌حَسَناً إلی أجَلٍ مُسَمّی و یۆتِ ‌کُلَّ ‌ذِی فَضلٍ فَضلَهُُ…؛ و اینکه از پروردگار خود آمرزش بطلبید؛‌سپس [با ایمان ناب و عمل صالح] به سوی ‌او باز‌گردید تا شما را تا مدّت معینی [از مواهبِ زندگی این جهان] به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی، به مقدارِ‌ فضیلتش ببخشد…». (سوره هود، آیه 3)

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می‌باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می‌دانند

در روایات وارده از ائمه معصوم علیهم السلام هم اعمالی را معرفی کرده اند که باعث افزایش رزق می شوند و همچنین از اعمالی بر حذرمان میدارند که باعث از بین رفتن رزق و روزی می شوند برای نمونه یک مثال ذکر می کنیم :

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر که [پارچه‏اى براى‏] لباس نو ببرد و سى و شش بار سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ را تلاوت کند و آن گاه که به آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ رسید، آب بر دارد و اندکى به لباس بپاشد، سپس دو رکعت نماز گزارد و دعا کند و در دعایش بگوید: الحمد للَّه الّذى رزقنى ما أتجمّل به فی النّاس و أواری به عورتی و أصلّی فیه لربّی و احمد اللَّه»، پیوسته از روزى گسترده برخوردار گردد تا آن گاه که این لباس کهنه شود.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس دو ماه پیاپی هر روز چهار صد مرتبه این ذکر استغفار را بخواند، خداوند او را گنجی از دانش یا مالِ فراوان کرامت فرماید: «اَستَغفرُ اللّه الّذی لاإله الاّ‌هُوَ الحَی القَیومُ الرَّحمنُ‌الرَّحیمُ بَدیعُ‌السّمواتِ والأَرضِ مِن جمیعِ ظُلمی و جرمی و اِسرافی عَلی نفسی و اَتوبُ إِلیهِ».

دعاها و نمازها و اذکاری در کتب روایی و ادعیه، برای طلب رزق از خداوند متعال وجود دارد[شیخ کلینى، کافی، ج 2، ص 550، بَابُ الدُّعَاءِ لِلرِّزْقِ] که همراه با تلاش، می توان  از آنها بهره مند گردید که به بعضی از آن ها اشاره می شود.

در کتاب کافی عنوانی در این زمینه  آمده[همان، ص 551، ح4] و  در آن دعاهایی برای زیادی رزق ذکر شده است، از جمله امام باقر (علیه السلام) به زید شحام فرمود: «برای زیاد شدن روزی، در سجده های نماز واجب این دعا را بخوان: “یا خَیرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یا خَیرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛ اى بهترین پناه سائلان و اى بهترین بخشایش گران. به من و خانواده ام از فضل وافرت روزى بخش که تو صاحب فضلى عظیم هستى».[ همان، ح3]

واقعه
سوره هایی برای افزایش روزی

یكی از سوره هایی كه در روایات برای افزایش رزق و روزی بیان شده است و به خواندن آن توصیه شده سوره مباركه لیل است كه پیامبر خدا صلی الله علی و آله در مورد آن اینگونه می فرماید:

هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌گیرد.(مصباح الكفعمی‌، عاملی كفعمی‌، ص 444)

امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود..."(وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112)

یكی دیگر از سوره هایی كه در روایات به آن توصیه شده و آثاری مانند اصلاح زندگی و افزایش رزق و روزی برای آن بیان شده است سوره ذاریات است كه امام صادق‌(علیه السلام) در مورد این سوره می‌فرماید:

هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد...(اعلام الدین‌ ، ص 377(

این طور نیست كه فردی بدون تلاش و كوشش و با خواندن چند سوره ای كه در تاپیك های بالا ذكر شد بتواند به ثروت دست پیدا كند چرا كه برای رسیدن به كسب و كار خوب و ثروت باید در مرحله اول كار و تلاش و كوشش كرد و در مرحله دوم خواندن این سوره ها میتواند به عنوان یك عامل مهم معنوی در كسب و كار ما اثر گذار باشد و ما را كمك كند

تا چه زمانی سوره های افزایش روزی را بخوانیم؟

شاید عده ای با خواندن این مطلب این سۆال را بپرسند که تا چند وقت باید این سوره ها را خواند؟ مدتی است این سوره ها را می خوانم اما اثری نداشته!  اشکال کار کجاست؟

این سوال یكی از مهمترین سوالاتی است كه معمولا در خواندن ادعیه و اذكار پرسیده می شود اینكه

1)برخی از افراد از عدم مشاهده نتیجه شكایت می كنند

2)برخی كلا منكر این مسائل می شوند و آنها را دروغ می پندارند

3)برخی دیگر از خودشان نامید می شوند و خود را فرد گناهكاری می بینند كه این اذكار در انها اثری ندارد .

4)و عده ای نیز اصلا اهل این اذكار نیستند.

در پاسخ به این سوال مهم توجه به چند نكته لازم و ضروری است و در خواندن هر ذكر و دعایی كه برای آن در روایات نتیجه ای بیان شده است باید این نكات را مد نظر قرار بدهیم .

نكته اول:

مطمئن شویم كه این ادیعه و اذكار از كتاب های معتبر بیان شده است چون متاسفانه یكی از مجراهای نفوذ خرافات در دین از طریق همین اذكار است و بعضا شاهد ذكر هایی هستیم كه مثلا دستور داده شده كه 100 هزار بار آن را تكرار كنید كه واقعا عجیب است و چنانچه گفته شد باید در مرحله اول اطمینان حاصل كنیم كه این ذكر معتبر است.

نكته دوم:

توجه به این نكته نیز لازم است كه این ذكرها علت تامه و به عبارتی ساده تر دلیل اصلی برای رسیدن به خواسته ما نیست و در كنار سائر عوامل می تواند به ما در رسیدن به آرزوی خود كمك كند. برای مثال این طور نیست كه فردی بدون تلاش و كوشش و با خواندن چند سوره ای كه در تاپیك های بالا ذكر شد بتواند به ثروت دست پیدا كند چرا كه برای رسیدن به كسب و كار خوب و ثروت باید در مرحله اول كار و تلاش و كوشش كرد و در مرحله دوم خواندن این سوره ها میتواند به عنوان یك عامل مهم معنوی در كسب و كار ما اثر گذار باشد و ما را كمك كند.

حکم فقهی 7 مرجع برای آنهایی که روزه نگرفته اند


حکم فقهی 7 مرجع برای آنهایی که روزه نگرفته اند

 حکم فقهی کسانی که در ماه رمضان به دلایل شرعی یا به طور عمدی روزه نگرفته اند، چیست؟ در مطلب زیر بخوانید.

 با به پایان رسیدن ماه مبارک رمضان امسال، کسانی که به دلایل شرعی نتوانسته اند روزه بگیرند به دنبال وظیفه شرعی خود برای قضای روزه ها و پرداخت کفاره آنها هستند.


نام مرجع

سوال

جواب

آیت الله سیستانی

روزه‌هایى که زن از زمان باردارى تا پایان شیردهى قضا دارد را چگونه باید ادا کند؟ آیا در صورت ناتوانى جسمى باید همه آنها را بگیرد؟

مقدارى را که توانایى دارید باید قضا کنید.

زنى که به علت زایمان نتواند روزه بگیرد چه مقدار باید کفاره بدهد؟

فقط قضاء مى کند.

آیا کسى که روزه اى بر گردنش باشد از سال گذشته و تا بحال نتوانسته آن را بگیرد مى تواند معادل آن بجاى ۶٠ روز کار دیگرى انجام دهد؟

مى تواند براى هر روز که عمداً نگرفته است ۶٠ فقیر را اطعام کند یا به هر یک ۷۵٠ گرم گندم یا نان و امثال آن بدهد.

کسی که تا رمضان بعدی عمدا روزه قضا را نگرفته چه وظیفه ای دارد؟

اگر در ماه رمضان بواسطه عذرى روزه نگیرد ، و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آینده عمداً قضاى روزه را نگیرد ، باید روزه را قضا کند و براى هر روز یک مُد طعام هم به فقیر بدهد .

فردی که روزه قضا را به موقع نگرفته تا اینکه عذر شرعی برای گرفتن روزه پیدا کرده حکمش چیست؟

اگر در قضاى روزه کوتاهى کند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذر پیدا کند ، باید قضا را بگیرد ـ و بنابر احتیاط ـ براى هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد ، و همچنین است اگر بعد از بر طرف شدن عذر تصمیم داشته باشد که روزه‏هاى خود را قضا کند، ولى پیش از آنکه قضا نماید در تنگى وقت عذر پیدا کند .

آیت الله خامنه ای

زنى به علت باردارى و نزدیکى وقت زایمان، نمى‏ تواند روزه بگیرد، اگر به‌ طور عمدى یا غیرعمدى تا چند سال قضای روزه نگیرد، آیا فقط کفاره همان سال بر او واجب است یا آنکه کفاره تمام سال هایى که روزه را به تاخیر انداخته، واجب است؟

کفاره تاخیر قضاى روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تاخیر افتاده باشد، یک بار واجب است و زمانى واجب مى‏ شود که تاخیر قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر بر اثر سهل‌انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر به خاطر عذرى باشد که شرعا مانع صحت‏ روزه است، فدیه‏ اى ندارد.

زنى در دو سال متوالى در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ایام را نداشته است، ولى در حال حاضر توانایى روزه گرفتن را دارد، حکم او چیست؟ آیا کفاره جمع بر او و اجب است یا فقط قضاى آن را باید به جا آورد؟ تاخیر او در قضاى روزه چه حکمى دارد؟

اگر بر اثر عذر شرعى روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنین یا کودکش بوده، باید علاوه بر قضا، براى هر روز یک مد طعام به عنوان فدیه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعى به تاخیر انداخته، فدیه دیگرى هم بر او واجب است یعنى باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

زنى به علت بیمارى از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آینده هم نیست، در این صورت آیا کفاره بر او واجب است یا بر شوهرش؟

 

اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بیمارى و تأخیر قضاى آن هم از جهت ادامه بیمارى بوده است، براى هر روز یک مدّ طعام به عنوان فدیه بر خود زن واجب است و چیزى بر عهده شوهرش نیست.

اگر شخصى بر اثر جهل به وجوب قضاى روزه تا قبل از ماه رمضان سال آینده قضاى روزه‏ هایش را به تأخیر اندازد، چه حکمى دارد؟

فدیه تأخیر قضاى روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمى‏ شود.

کسانى که در ماه رمضان براى انجام وظیفه دینى در مسافرت هستند و به همین دلیل نمى‏ توانند روزه بگیرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تاخیر، بخواهند روزه بگیرند، آیا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟

 

اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشند، قضاى روزه‏ هایى که از آنان فوت شده کافى است، و واجب نیست براى هر روزى یک مدّ طعام فدیه بدهند، هرچند احتیاط در جمع بین قضا و فدیه است. ولى اگر تأخیر در قضاى روزه به خاطر سهل‏ انگارى و بدون عذر باشد، جمع بین قضا و فدیه بر آنها واجب است.

آیت الله صافی گلپایگانی

 

اگر کسی قضای روزهای ماه رمضان سال قبل را تا ماه مبارک رمضان سال بعد نگیرد، حکمش چیست؟

در فرض سؤال، باید علاوه بر قضاء روزه‌ها برای هر روز یک مد(750گرم) گندم یا جو یا آرد به عنوان کفاره به فقیر غیر سید بدهد و دادن پولش کافی نیست. باید خود جنس باشد و می توان همه را به یک فقیر داد.

آیا می‌توان‌ پول‌ کفاره‌ را به‌ فقیر داد و به‌ او گفت: طعامی‌ که‌ روزانه‌ می‌خوری‌ قصد کفاره‌ کن؛‌ یا لازم‌ است‌ فقیر از همین‌ پول‌ طعام‌ بگیرد؟

در فرض‌ سؤال‌، فقیر باید با همین‌ پول‌، برای‌ دهنده‌ آن‌ طعام‌ بخرد و به‌ وکالت‌ از طرف‌ او طعام‌ را به‌ عنوان‌ کفاره‌ بردارد.

آیت الله جعفر سبحانی

 

اگر در زمان باردارى روزه نگرفتیم و تا سال آینده هم نتوانستیم قضاى آن را به جا آوریم کفاره آن به عهده شوهر است یا بر عهده زن؟

در این مورد دو کفاره هست: 1. کفاره افطار، 2. کفاره تاخر قضا .کفاره اول به عهده شوهر که بخشى از نفقه است و کفاره دوم بر عهده خودش است.

آیا کفارات و مظالم و صدقات تبرعى را مى توان به سادات داد؟

احتیاطا به غیر سید بپردازد.

 

کفاره روزه ماه رمضان جزء نفقه است؟

کفاره عمدى و کفاره تأخیر قضا جزء نفقه نیست.  

اگر مادرى به علت شیر دادن بچه اش روزه نگرفته و تا سال آینده با تمکن از روزه، قضاى آن را انجام نداده باید یک کفاره دهد یا دو کفاره؟

دو کفاره باید بدهد، یکى براى روزه نگرفتن در ماه رمضان، به خاطر شیردادن تا ثواب از دست رفته را جبران بکند. و دوم کفاره تأخیر و نیز قضا دارد.  

کفاره در چه مدت زمانی باید پرداخت شود؟ و اگر دیر شود باید بیشتر بپردازد؟

انسان نباید در به جا آوردن کفاره کوتاهى کند، ولى لازم نیست فورا آن را انجام دهد. اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نیاورد، چیزى بر آن اضافه نمى شود.
















آیت الله وحید خراسانی

 

کسی که در اثر مرض روزه های ماه مبارک را نگرفته می تواند فدیه و کفاره آن را به یک فقیر بدهد؟

کسی که باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد می تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.

حکم کسی که قضای روزه ماه مبارک رمضان را تا سال بعد تاخیر بیاندازد چیست؟

اگر می توانسته قضای روزه ماه رمضان را بجا آورد ولی عمدا یک سال یا چند سال آن را تاخیر بیاندازد، باید قضای آن را بگیرد و از جهت تاخیر در سال اول برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، و در صورتی که قصد گرفتن قضای روزه را داشته ولی عذری برای او پیش آمده و نتوانسته قضای آن را بجا آورد، باید قضای آن روزها را بگیرد و بنابر احتیاط واجب برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، و اما از جهت تاخیر سال های بعدی چیزی بر او واجب نیست.

آیت الله نوری همدانی

آیا ترتیبی در گرفتن روزه های قضا از ماه رمضان سال های مختلف وجود دارد؟

اگر از چند  ماه  رمضان  روزة قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد. ولی اگر وقت قضای رمضان  آخر  تنگ باشد،  مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد احتیاط مستحب آن است که اول قضای رمضان آخر را بگیرد.

کسی که قضای روزه های رمضان را تا سال بعد به جا نیاورده به علت بیماری یا مسافرت، چه حکمی دارد؟

اگر  به  واسطه  مرضی  روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه هائی را که نگرفته بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مد که  تقریبا  ده  سیر  است  طعام   یعنی  گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، ولی اگر به واسطه عذر دیگری مثلا برای مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقی بماند، روزهائی را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط مستحب آن است که برای هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد .

آیت الله مظاهری

زنی که دو فرزند دارد و در زمان حاملگی فرزند اول و نیز شیر دادن فرزند دوم قادر به روزه گرفتن نبوده، و از این بابت دو ماه رمضان کامل یعنی 60 روز، روزه نگرفته است. وظیفه او در قبال قضا و کفاره این روزه ها چیست؟

 

 

اگر از وقتی که روزه ها را افطار کرده اید تا ماه مبارک بعدی قدرت بر گرفتن قضا نداشته اید، قضا ندارد و راجع به کفاره اگر قدرت مالی دارید برای هر روزه یک چارک گندم یا پول آنرا بدهید کفایت می کند.و چارک هفتصد و پنجاه گرم است.

زنی که روزه های مانده از سال های قبل خود را به علت بیماری و ضعف جسمی نتوانسته قضا کند چگونه باید آنها را تدارک کند؟ اگر وظیفه او پرداخت کفاره است آیا باید آن را از مالی که دسترنج خودش است بپردازد یا اینکه می تواند از مال پدر یا همسر نیز پرداخت کند؟

وظیفه او پرداخت کفاره است. و اگر ندارد و متصدی مخارج او هم ندارد یا حاضر نیست بدهد، آنهم بر او واجب نیست.

کسی که روزۀ قضا دارد، اگر تا چند روز مانده به ماه مبارک رمضان فراموش کند روزه‌ها را بگیرد و وقتی یادش بیاید که نتواند قضا را به جا آورد، چه وظیفه‌ای دارد؟

بعد از ماه مبارک رمضان آن قضاها را بگیرد و برای هر روز 750 گرم گندم یا پول آن را به فقیر بدهد.

4 اثر ویژه، مخصوص ذکر یونسیه


ذکر یونسیه: لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

1ـ پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند:

هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مُرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت، تمام گناهانش آمرزیده شده است .

 

2ـ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:

آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش  حاصل شود؟

اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا.

آن حضرت فرمود:

دعاى یونس که طعمه ماهى شد: «لا اله الا انت سُبحانَکَ اِنّى کُنتُ مِن الظالمین»

 

3ـ امام صادق علیه السلام فرمودند:

تعجب می‌کنم از کسى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»؛ چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤمنان را نجات مى دهیم .

 

4ـ مرحوم کلینى نقل مى‌کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخورد و عرضه داشت: فدایت شوم! من تا کنون فرزند دار، نشده‌ام، چه کنم؟

حضرت فرمودند:

هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى، آیه «وَذَا النُّونِ إِذ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد

امام رضا(ع)-مناجات

امام رضا(ع)-مناجات

 

عاشقت شد از ابتدا این قدر

دوست دارد تو را خدا این قدر

 

بغلِ کعبه هم به جان خودت

ما نگفتیم ربّنا این قدر

 

بی سبب نیست شهرت آهو

آن قدر گریه کرد تا این قدر...

 

حرمت می رسیم زود به زود

دل نبرده کسی ز ما این قدر

 

چقدر عاشق خودت شده ای

جلوی آینه نیا این قدر1

 

کربلا رفتم و نجف رفتم

من ندیدم برو بیا این قدر

 

از خدا هم سرت شلوغ تر است

چه کسی داشته گدا این قدر

 

کرمت مایه خجالت ماست

کم نوشتم ولی چرا این قدر؟

 

مزد یک بار ما سه بار شماست

هیچ کس سر نزد به ما این قدر

 

وقت مردن بیا کنارم باش!

ظرف ما را مکن طلا این قدر

 

کربلای مرا به تو دادند

پس اذیت نکن مرا این قدر

 

این که عاشق شما شده ایم

کار ما بود یا شما این قدر...؟!

علی اکبر لطیفیان
***
1. رجوع شود به متن خطبه های مفاخرات و البیان


دعای روز سی‌ام ماه رمضان/
خدایا روزه‌ام را بپذیر/ ثواب نماز شب عیدفطر
 در دعای روز سی‌ام ماه مبارک رمضان می خوانیم: «اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین».

«خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود و رسولت واقع گردد و فروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان و توجه به توست محکم گردان، به حق سید ما محمد وآل اطهارش و ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است».

نماز شب عید فطر

نمازهای مخصوصی برای هر شب ماه مبارک رمضان از حضرت علی (ع) روایت شده و ثوابهای زیادی برای هر شبی ذکر فرموده اند. این نمازهای مستحبی تماما دو رکعت دو رکعت خوانده می شود و خواندن آن در حالت نشسته هم جایز است، لکن ایستاده افضل است.

حارث اعور نقل می کند امیر المؤمنین (ع) شب عید فطر بعد از نماز مغرب و نافله اش دو رکعت نماز می خواند در رکعت اول یک مرتبه حمد و 100 مرتبه توحید و در رکعت دوم یک مرتبه حمد و یک مرتبه توحید می خواند پس قنوت و رکوع و سجود به جا آورده سلام می داد و به سجده افتاده 100 مرتبه اتوب الی الله می گفت. بعد می فرمود: قسم به خدایی که جان من در دست او است کسی این نماز را نمی خواند مگر اینکه خداوند خواسته او را عطا می فرماید اگر چه گناهانش به قدر ریگ های بیابان باشد. همچنین رسول خدا (ص) فرمود کسی که شب عید فطر 6 رکعت نماز بخواند که در هر رکعت (بعد از حمد) پنج مرتبه قل هو الله بخواند به همه اهل بیت خود شفاعت می کند، اگر چه همه آنها مستحق جهنم باشند.

تعابیر زیبای امام سجاد(ع) در وداع با ماه رمضان

امام سجاد(ع) با بیان بیست تعبیر زیبا در وداع با ماه رمضان، سود و بهره مندی از ماه ضیافت الله را به گونه ای توصیف می کند که هیچ تاجری در هیچ گوشه دنیا این سود را نبرده است و با اشک و آه وداع با ماه مبارک رمضان را بسیار گران و سخت می خواند و می فرماید: ناراحت از رفتن تو و چشم انتظار آمدن دوباره ‏ات هستیم.
 
حضرت امام سجاد (ع) در فرازهای ابتدایی دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه ماه مبارک رمضان را عید اولیاء الله می داند و یکی از بهترین بخشش های خدای سبحان را ماه رمضان و روزه این ماه معرفی کرده و می فرماید: خدایا نعمت های فراوانی به ما دادی یکی از برجسته ترین نعمتها ماه رمضان و یکی از بهترین فضیلت ها روزه این ماه است که نصیب ما کردی و هیچ زمانی به عظمت زمان ماه رمضان نیست. گذشته از آن که شب قدر را در آن قراردادی، این ماه ظرف نزول قرآن شد که چنین فیضی در این ماه نازل شد. و این نعمت را مخصوص مسلمانان نمودی و سایر ملل از نعمت روزه گرفتن محرومند، ما به امر تو روزش را روزه گرفتیم و شبش را به کمک تو به قیام و عبادت مشغول بودیم .
 
حضرت زین العابیدن(ع) پس از جملاتی می فرماید: «واربحنا افضل ارباح العالمین » ما سودی که در این ماه بردیم هیچ تاجری در هیچ گوشه دنیا نبرده است. «ثم قد فارقنا عند تمام وقته و انقطاع مدته و وفاء عدده »، این ماه بعد از آن که پایانش فرارسید، از ما مفارقت و هجرت کرد و ما را تنها گذاشت «فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علینا»، پس ما هم با ماه خدا وداع می کنیم وداع با دوست عزیزی که مفارقتش برای ما توانفرساست، «و غمنا و اوحشنا انصرافه عنا» ما کسی را وداع می کنیم که رفتنش برای ما بسیار گران و سخت است و ما را غمگین می کند و به وحشت و ترس می اندازد.
 
حضرت در ادامه به عنوان خداحافظی با ماه مبارک رمضان تعبیر "السلام علیک" را به کار می برند؛ در محاورات عربی و نیز در آداب شرعیه هم این‏طور است که در هنگام ورود به شخص سلام می ‏کنند و هم هنگام خروج و وداع نیز سلام می‏ کنند.
 
ای ماه رمضان! دوری تو برایم سخت است، ای مونس من
 امام سجاد(ع) با بیانی زیبا و حسرت آمیز به وداع با ماه رمضان پرداخته و می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»؛ خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا! «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ» خداحافظ ای بزرگ‏ترین همراه از میان زمان‏ها و اوقات؛ و بهترین ماه‏ها در ایّام و ساعات. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ» خداحافظ ای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛ خداحافظ ای ماهی که اعمال نیک در تو منتشر شد.
 
«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» خداحافظ ای همراه من که ارزش تو بالا بود و اکنون که می‏ روی دلم را به درد می‏ آوری. فراق تو برای من بسیار دردناک است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ» خداحافظ ای مونس من، که وقتی آمدی مرا خوشحال ‏کردی، «وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضَی» و اکنون که می‏ روی، مرا به وحشت می ‏اندازی، که بدون تو چه کنم.
 
خداحافظ ای ماه دوری از زشتی‏ها
 حضرت سجاد(ع) در فرازهایی از دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ» خداحافظ ای همراه من که تا بودی، دل من رقیق بود و از آن سر سختی هایش، بیرون آمده بود و وقتی که تو آمدی، گناهانم کم شد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّیْطَانِ وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سَبِیلَ الْإِحْسَانِ» خداحافظ ای یاوری که کمک کردی تا من بر شیطان غلبه کنم و ای همراهی که راه‏های نیکی را بر من آسان کردی.
 
خداحافظ ای ماه آزادی از دوزخ
  امام زین العابدین(ع) در فرازی دیگر از این دعا بر رهایی از آتش جهنم در ماه رمضان اشاره کرده و می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِیکَ وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَهُ بِکَ» خداحافظ ای ماهی که تعداد آزادشدگان از آتش جهنم در تو زیاد شد.( اشاره به روایتی است که خداوند در هر شب، به هنگام افطار هزار، هزار کس را از آتش جهنم نجات می ‏داد؛ در شب‏های جمعه هر یک ساعت، و در شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام کسانی که در کلّ این ماه از آتش نجات داده است را نجات می‏دهد.).  «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذُّنُوبِ وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ» خداحافظ ای ماهی که گناهان را پاک کردی و محو نمودی و همه عیب‏ها را پوشاندی. « السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ» خداحافظ ای ماه! چه‏قدر برای گناه‏کاران طولانی بودی و چه‏قدر برای مؤمنین عظمت داشتی!
 
«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیَّامُ» خداحافظ اى ماهى که هیچ ماه دیگری از تو برتر نیست. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ» خداحافظ اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود. «السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ» خداحافظ اى ماهی که نه در همنشینی با تو ناراحتی وجود داشت و نه بدی و ناپسندی در حضور تو بود. «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِیئَاتِ» ای ماه رمضان خداحافظ و به سلامت! همان‏گونه که تو بر ما با برکات فراوان و سلامتی فرود آمدی و ناپاکی ‏های گناه را از ما زدودی و ما را از خطاها شست و شو دادی!
 
ناراحت از رفتن تو و چشم انتظار آمدن دوباره ‏ات
  «السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً» خداحافظ که در این وقت وداع، نه از تو ناراحتیم و نه از روزه‏ داری‏ ات خسته شده ‏ایم. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ» خداحافظ از جانب من که خواستار تو بودم و پیش از آمدنت خوشحال بودم که تو خواهی آمد و اکنون هم که می‏ خواهی بروی، اندوهگین شده‏ ام که از دوری‏ات چه کنم! «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنَّا، وَ کَمْ مِنْ خَیْرٍ أُفِیضَ بِکَ عَلَیْنَا» خداحافظ که چه بدی‏هایی را از ما دور کردی و چه خیراتی را با آمدنت نصیبمان کردی!
 
خداحافظ ای ماه مبارک! خداحافظ شب قدر!
  «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى لَیْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» خداحافظ و درود بر تو و شب قدر که از هزار ماه برتر است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَیْکَ وَ أَشَدَّ شَوْقَنَا غَداً إِلَیْکَ.» خداحافظ که تا بودی، مشتاق آن بودیم که بیشتر بمانی و اکنون که می‏ روی، دل‏هایمان برای دیدار دوباره ‏ات پَر می ‏کشد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى فَضْلِکَ الَّذِی حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ» خداحافظ و درود بر تو و درود بر فضل و کرمت که از آن محروم گشتیم و برکات گذشته‏ ات را از کف دادیم. «اللَّهُمَّ إِنَّا أَهْلُ هَذَا الشَّهْرِ الَّذِی شَرَّفْتَنَا بِهِ» خداوندا ما «اهلِ» این ماه بودیم و تو ما را به آن شرافت بخشیدی و با آن، بر سر ما منّت گذاشتی! ...
 
جملات عجیبی که از امام زین‏ العابدین(ع) در این دعا نقل شده است، همه بر عظمت این ماه دلالت می‏ کند چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» اگر کسی در ماه رمضان مورد غفران قرار نگیرد، بعید است که بعد از این ماه مشمول لطف و رحمت خدا قرار گیرد...
 
خدایا! مصیبت هجران ماه رمضان را برای ما در روز عید فطر جبران فرما
  پس حضرت در ادامه دعا عرضه می دارد: خدایا تو آن توفیق را دادی که ما اهل این ماه باشیم در حالی که عده ای از فضیلت این ماه به خاطر شقاوتشان محرومند، پروردگارا تو مولای مایی در آنچه ما را به شناخت آن برگزیده ای و ما را راهنمایی کردی که از آن پیروی کنیم و در پرتو توفیق تو، به روزه و نماز آن با اعتراف به تقصیر نایل آمدیم و اندکی از وظایف بسیار را ادا کردیم.
 
پروردگارا در حالی تو را ستایش می کنیم که به بد رفتاری خود اقرار و به ضایع نمودن نعمت احکام تو و عمر خویش اعتراف داریم و برای توست از ناحیه دلهای ما پیمان پشیمانی و از ناحیه زبان پوزش طلبی صادقانه، پس اجر مصیبت در اعتراف به تقصیر را به ما عنایت و عوض خیری به ما لطف فرما. و پذیرش پوزش را برای ما مقرر فرما و ما را در تقصیر از ادای حق خود سرزنش مکن و عمر ما را تا ماه مبارک آینده طولانی بفرما و هنگامی که ما را به سال آینده رساندی کمک کن تا آنچه در خور توست عبادت کرده و آنچه سزاوار توست طاعت کنیم و توفیق انجام کار نیک را به طور مستمر به ما عطا فرما تا آنچه شایسته مقام توست در تمام ماه مبارک رمضان که در مدت عمر ما پیش می آید جبران شود.
 
امام سجاد در فرازهای پایانی این دعا می فرماید: پروردگارا هجران ماه مبارک را که مصیبت ماست برای ما در روز عید فطر با برکت جبران فرما و ثواب همه کسانی که تا روز قیامت در این ماه روزه، روزه می گیرند یا عبادت می کنند برای ما نیز مقرر فرما.

حب علی(ع)‏

یا علی(ع) حبک ایمان و بغضک کفر (بحارالانوار) پیغمبر اکرم (ص) فرموده دوستی علی(ع)عین ایمان بخدا و رسول است در حدیث سلسلة الذهب که کلمه لا اله الا الله حصنی. نظیر آن روایة علی(ع) بن ابیطالب حصنی نیز رسیده نه اینکه دو مطلب باشد. بلکه حقیقت ایمان توحید در ولایت علی(ع)گنجانیده شده است نه حب دنیا و نه حب شهوات بلکه حب خدا و آخرت و دوستان خدا.
حب حق و علی(ع)با حق است و حق با علی(ع)(علی(ع) مع الحق و الحق مع علی(ع)) نماینده خدا و رسول علی(ع) است. حب یعنی علاقمندی به علی(ع) به مسجد و خدا و آخرت است ولایت علی(ع) یعنی فرار از شیطان و تبعیت رحمن، اهل لا اله الا لله شدن از هوای نفس فرار کردن از گناه پرهیز کردن رفتن در حکومت و ولایت علی(ع) است.
لذا مستحب است در (عروة الوثقی) آمده بر کفن این دو حدیث را بنویسید کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی و هم روایت ولایة علی(ع) بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. هر دو روایت از حضرت رضا (ع) از آباء عظامش از جبرئیل از لوح از قلم از ذات مقدس ربوبی جل و علی(ع) است، این دو روایت در حقیقت یکی است هر چه در ولایت است در توحید است هر کس در ولایت علی(ع)است در حصن توحید است.

شکوه عشق، ز ایثار لشکرش پیداست
گواه من ز شهیدان سنگرش پیداست‏

اسیر عشق ز بند تعلق آزاد است
چه درگه است؟ که حُریت از درش پیداست‏

کمال عشق خدا در علی(ع) تبلور یافت
صفات و ذات الهی ز مظهرش پیداست‏

سر نیاز من و آستان عشق علی(ع)
کسی که منزلش نزد داورش پیداست‏

علی(ع) است محور توحید و مرکز ایمان
که نور وحدت از پای تا سرش پیداست‏

علی(ع) تجلی ذات پیغمبر است و خدا
کز صفات خدا پیغمبرش پیداست‏

منبع : کرامات العلویه، علی میر خلف زاده‏، نشر مهدی یار

شعر مرثیه حضرت امیرالمومنین علی (ع) _مصطفی صابر خراسانی


دل غــربتکده ام بــارانی اســت

ابـریم دیـده ی ماتم زده ام بــارانی است

مثـل پروانـه پـرم دربه در سـوختن ا سـت

گریه ی شمع همه زیر سر سوختن است

این چه داغیست که جان هـ مه را سوزانده

در دل قــــبر دل فاطــــمه را ســـوزانده

حســـن از هـــیبت نامش جملی را انداخت

باورم نیـــست کـه یک ضـربه علی را انداخت

باورم نیـست که خـیبر شـکن از پا افتاد

حضـرت واژه ی برخـواستن از پــا افــتاد

کم نمکدان تو را هر که نمک خورد شکست

باز با زخم سرت کعبه ترک خورد شکست

صد جلوه از پیمبر تو قد علم کند-امام علی(ع)


صد جلوه از پیمبر تو قد علم کند

آیینه چون به محضر تو قد علم کند

 

جایی برای پر زدن جبرئیل نیست

در آسمان اگر پر تو قد علم کند

 

دنیا کم است ظرفیتش، پس مجال نیست

تا جلوه های دیگر تو قد علم کند

 

راه فرار نیست هزاران سپاه را

هر وقت نام حیدر تو قد علم کند

 

دیگر به ذوالفقارِ دو دم احتیاج نیست

آن لحظه ای که همسر تو قد علم کند

 

افتادنِ به پات مرا سربلند کرد

از این طریق نوکر تو قد علم کند

 

فردای رستخیز، شفاعت تو را کم است

در آن مقام، قنبر تو قد علم کند

 

از پشت سر زدند تو را... جراتش نبود

شمشیر در برابر تو قد علم کند

 

زینب نمی گذاشت که فرقت دو تا شود

فرصت نبود دختر تو قد علم کند

آیت الله وحید خراسانی: نعمت عزاداری روز بیست و یکم برای امیرمؤمنان(ع) را از دست ندهید


آیت الله وحید خراسانی: نعمت عزاداری روز بیست و یکم برای امیرمؤمنان(ع) را از دست ندهید

 نعمت عزاداری و سینه زنی برای امیرالمومنین (ع) را در روز بیست و یکم از دست ندهید.

 آیت الله العظمی وحید خراسانی گفت: " مردم عذر می آورند که روزه‌اند. با روزه هیئات چه جور بیرون بیاید؟ قدر نعمت عزاداری برای امام علی(ع) را بدانید.‌ اگر با آن زبان روزه بیرون بیایی و برای فرق شکافته او بر سر و سینه بزنی، وقت مردن خاتم انبیا (صلی الله علیه وآله) سرت را به زانو خواهد گرفت. این نعمت ها از دست رفته است."

این مرجع تقلید گفت: " پیامبر فرمود: یا علی! کسی که تو را کشته، مرا کشته. بعد فرمود: یا علی! تو روح منی! تو مثل جان منی! تو از طینت منی! یعنی چه این حرف‌ها؟ یعنی عزاداری روز 21 ماه رمضان، عزاداری برای شخص خاتم (صلی الله علیه وآله) است. "

ایشان افزود: " دسته هایی که بیرون می آیند، برای شهادت خاتم انبیا (صلی الله علیه وآله) بیرون آمده‌اند. معنای این کلمه این است: مجالسی که منعقد می شود، برای شخص پیغمبر خاتم (صلی الله علیه وآله) است. اگر بشریت بفهمد، نه تنها شیعه، برای امیرمؤمنان علی (علیه السلام) روز بیست و یکم بر سر و سینه می زند. اگر آدمیت بفهمد، هر جا انسان است، هر جا بشر است، روز بیست و یکم برای امیرمؤمنان علی (علیه السلام) سیاه پوش است. "

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-زبانحال حضرت زینب(س)-


امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-زبانحال حضرت زینب(س)-

 

سخت است پیش پای مردم با سر افتادن

و سخت تر از آن به پیش دختر افتادن

 

ما که تو را با لافتایت می شناسیمت

اصلاً نمی آید به تو در بستر افتادن

 

داری سفارش می کنی ما را به عباست

خیلی خیالم جمع شد از معجر افتادن

 

گفتی اسیرم می کنند اما نگفتی تو

از خنجر کندی به روی حنجر افتادن

 

اما نگفتی از روی مرکب زمین خوردن

اما نگفتی از بلندی با سر افتادن

 

خیلی برای دخترت سخت است هنگام

با نیزه ای بر نیزه های دیگر افتادن

 

ای وای از پیراهن غارت شده، بعدش

دنبال غارت کردن انگشتر افتادن
×××

 فرمود: آب، اما به پهلویش لگد می زد

 ای داد بیداد از به جان پیکر افتادن

 

انصاف نیست این گونه پیش چشم خواهرها

با چکمه روی بوسه پیغمبر افتادن

  

ای وای از شام غریبان و بیابان و...

 در زیر پاها چادر یک دختر افتادن

شعر مرثیه حضرت امیرالمومنین علی (ع)


خسته ام از مردم بی بند و بار این دیار
گشته نامردی فقط واللهه کار این دیار

مردم کوفه همه راضی به مرگ من شدند
من بمیرم می رسد گویا بهار این دیار

بعد من ای مردم کوفه به واقع می شود
غصه و درد و الم هر لحظه یار این دیار

انقَدَر خون دل از چشم من بی دل برفت
خون دل باشد فقط در چشمه سار این دیار

ترسی از نفرین من اینها ندارند ای خدا
این گل باغ خدا چون گشته خار این دیار

صبح ها درد و الم، شب ها دگر افسرده ام
وه ، یکی گشته دگر شام و نهار این دیار

شب به شب بار غذا بر دوش می گیرم ز مهر
شد غنی از من خدایا هر ندار این دیار

بی وفایی تا چه حد آخر دگر خسته شدم
می کنم لعنت همیشه من نثار این دیار

ربنا انی سَمِعتُ صوت قرآن رسول
کرده روشن این دعا شبهای تار این دیار

شعر مرثیه حضرت امیرالمومنین علی (ع)


یاعلی مرتضی (ع)

دیگر صدای پای مرد و کیسه ی خرما نمی آید

در پشت درهای یتیمان حضرت مولا نمی آید

دو یا سه یا چندین نفر در مسجد شهر

جمعند و گویند که دگر آقا نمی آید

گوید طبیب شهر فقط شیر است دوایش

دیگر علی میلش به شیر حتی نمی آید

حالا سرِ بابا ، دل ِ دختر ، پر از خون شد

خاکم به سر دیگر به هوش بابا نمی آید

فریاد چشمان پدر سوزانده قلبم را :

بعد از پدر حُرم تو را کبری نمی آید

من رفتم و زینب، تو و نامردمی ها

بی حُرمتی ، چشم بد و بی معجری ها 


شعر مرثیه حضرت امیرالمومنین علی (ع)

یاعلی مرتضی (ع)

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله هاي رداي خلافتت

مولا ز بي نظيري تو حرف می زنم

ادامه نوشته

حب علی(ع)


آقا رسول اکرم (ص) فرمود: اگر تمام مردم دوستدار علی(ع) بن ابیطالب (ع) می‏شدند خداوند عالم، جهنم را خلق نمی‏فرمود.روزی حضرت رسول اکرم (ص) با عده‏ای از مسلمانان بیرون مسجد نشسته بودند. در این هنگام چهار نفر سیاه پوست تابوتی را به سمت قبرستان می‏بردند. پیامبر(ص) به آنها اشاره فرمود که جنازه را جلوتر بیاورند. چون جنازه را نزدیک حضرت آوردند. حضرت رسول خدا (ص) روپوش را از روی او گشود و فرمود: ای علی(ع) این شخص (رباح) غلام سیاه پوست (بنی نجار) است.
حضرت علی(ع)با مشاهده آن مرد سیاهپوست فرمود: آقا یا رسول‏اللّه این غلام هر وقت مرا می‏دید شاد می‏شد و می‏گفت من ترا دوست دارم.
وقتی که حضرت رسول اکرم (ص) این سخن را شنید، برخاست و دستور فرمود، که جنازه را غسل دهند.
سپس لباس خود را به عنوانِ کفن بر تن مرده نمود و برای تشیع جنازه خود حضرت براه افتاد.
در بین راه صدای عجیبی از آسمان‏ها بلند شد. پیامبر فرمود: این صدای نزول هفتاد هزار فرشته است که برای تشییع جنازه این غلام سیاه آمده‏اند.
سپس خود حضرت در قبر رفت و صورت غلام را بر خاک نهاد و سنگ لحد را چید. وقتی کار دفن غلام به پایان رسید حضرت رسول خدا (ص) خطاب به حضرت علی(ع)فرمود یا علی(ع) نعمتهای بهشتی که بر این غلام می‏رسد همه به خاطر محبت و دوست داشتن توست.

یاد، رخش بروضه رضوان نمی‏دهم
خاک رهش بملک سلیمان نمی‏دهم‏

دُرّ ولایتی که نهفتم از او بدل
تا بنده، گوهری است که ارزان نمی‏دهم‏

در رعایت سرای جهان جان عاریت
جز در نثار حضرت جانان نمی‏دهم‏

یک جلوه از جمال عزیزش بهر دو کون
با صد هزار یوسف کنعان نمی‏دهم‏

دست طلب ز دامن او بر نمی‏کشم
دل را به غیر عترت و قرآن نمی‏دهم‏

یک قطره اشک که ریزم بیاد او
آن قطره را بگوهر غلطان نمی‏دهم‏

آب ولایتی که گلم زان سرشته شد
آن آب را بچشمه حیوان نمی‏دهم‏

مهر علی(ع)ست جان جهانی و جهان جان
بی‏مهر او بقابض جان، جان نمی‏دهم‏

امروز هرکس بکسی سر سپرده است
من سر بغیر قبله ایمان نمی‏دهم‏

منبع : کرامات العلویه، علی(ع) میر خلف زاده‏، نشر مهدی یار

ذکر هميشگي حضرت اميرالمؤمنين‏


يکي از ويژگي‏هاي امام علي‏ عليه السلام آن بود که همواره به ياد خدا بود،
و در هر حال ذکر مي‏گفت،
و ذکر هميشگي حضرت «اَلْحَمْدُ لِلَّه» بود،
که مدام از زبان مبارکش جاري مي‏شد.
وقتي لباس نو مي‏پوشيد،
آنگاه که سوار اسب مي‏شد،
الحمدللّه مي‏گفت،
و مي‏فرمود:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي اَکْرَمَنا وَ حَمَلَنا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقَنا مَنَ الطَّيِّباتِ وِفَضَّلَنا عَلي کَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضيلاً
(حمد خدارا که ما را کرامت بخشيد و در صحرا و دريا وسيله سواري عطاکرد، و از روزيِ پاکيزه روزي داد و بر بسياري از آفريده‏ها ما را برتري بخشيد.) [1] .
و يا آيه 13 سوره زخرف را مي‏خواند که:
«سُبْحانَ الَّذي سَخَّرَلَنا هذا وَ ماکُنَّا لَهُ مُقْرِنينَ وَ إِنَّا اِلي رَبِّنا لَمُنْقَلِبُون» رَبِّ اِغْفِرْلي ذُنُوبي اِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتْ
(پاک و برتر است خدائي که اين سواري را تسليم من نمود که هرگز بر آن قدرت نداشتيم، و بازگشت ما به سوي خداست.)
و بعد مي‏فرمود:
خدايا مرا ببخش که همانا بخشاينده گناهان، کسي جز تو نيست.
و وقتي از خانه بيرون مي‏آمد، مي‏فرمود:
بسم‏اللَّه [2] .
و بر سفره به هنگام صرف غذا مي‏فرمود:
(بسم‏اللَّهِ الرَّحمن الرَّحيم) [3] .

پی نوشت ها:
[1] صفّين ابن مزاحم ص 132 - و - جواهر المطالب ج 1 ص 269.
[2] صحيح ترمذي، وسنن نسائي، و الموافقات حافظ، و کتاب صفّين ابن‏مزاحم ص132،. جواهر المطالب ج1 ص269.
[3] امالي شيخ صدوق ص246.